امام خمينى(ره) از ديدگاه مقام معظم رهبرى - بهرامی، قدرت الله - الصفحة ١٥
رذايل اخلاقى را از خود دور كند. پس از آن در صحنه تعليم و تربيت، شاگردانى پرورش داد، و مشكلات و علل سقوط و انحطاط جامعه اسلامى را شناخت. انسانيت و عزت مردم را بارور كرد و موفق شد دين را از داخل كتابها بيرون كشيده و به صحنه اجتماع بياورد.
شخصيت امام داراى ابعاد گوناگون بود، هرجا تكليف شرعى پيش مىآمد، بُعدى از ابعاد وجود او نمايان مىشد، در سالهاى قبل از انقلاب، مظهر نو آورى علمى در فقه و اصول، فلسفه و اخلاق بود، به همين جهت مردم بيشتر او را استادى بزرگ مىشناختند. حوادث سالهاى ٤١ و ٤٢ كه دشمن سعى مىكرد اين كشور را از اسلام تهى كند، بُعد ديگر امام يعنى قدرت رهبرى، شجاعت و هوشيارى ايشان نسبت به حركات دشمن را مشخص ساخت. ايشان در تبعيد، پايههاى انقلاب يعنى بحثهاى نظرى را بيان كرد و در مقابل همه نقشهها و توطئهها كه براى ساكت كردن او ريخته مىشد، از قبيل اخراج از عراق، شهادت فرزند برومندشان و نظاير آنها عكس العمل مناسب نشان داد و همه نقشههاى دشمن را نقش بر آب كرد. «١» مقام معظم رهبرى عظمت كار امام را به ارتباطش با خدا و تهذيب نفس مىداند و مىفرمايد:
به بركت اين مرد (امام) دنيا و ايران تكان خورد، هرچند ما نقش ملت را در انقلاب، نقش اول و درجه يك مىدانيم. اما چه كسى اين ملت را اين گونه هدايت كرد. چه كسى اين همه سرچشمه را در آنها