عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج4) - شیدائیان، حسین - الصفحة ٢٠٤ - ٤ اطاعتپذيرى عاشقانه
به آنها گفتم: هركس مىخواهد به مرخصى برود، مىتواند برود، ولى من جزو كسانىام كه مىخواهم بمانم. خدا شاهد است يك نفر از اين جمع جدا نشد و حتى تا پايان عمليّات نيز يك نفر براى مرخصى به ما مراجعه نكرد. من عشق و ارادت بسيجىها و ساير رزمندگان به حضرت امام را در اينجا بهوضوح ديدم. [١]
آرى، صفشكنان عرصۀ كارزار با يك اشارت و فرمان امام تمام سختىهاى جبههها را به جان مىخريدند و تنها به اجراى دستورات امام مىانديشيدند تا مبادا عهد و ميثاقى كه با امامشان بستهاند، شكسته شود و رشتۀ محبتى كه از قلبشان به رهبر پيوند خورده است، گسسته گردد. پس از بيرون راندن دشمن در روزهاى پايانى جنگ-كه به دنبال پذيرش قطعنامۀ ٥٩٨ به وسيلۀ ايران مجدداً بخشهايى از جنوب كشور را به تصرف در آورده بود-اشتياق عمليات نفوذى و پيشروى در خاك عراق در دل تكتك فرماندهان و رزمندگان موج مىزد، اما حضرت امام با اين عمل موافقت ننمود و بدين ترتيب، يكى از صحنههاى اطاعتپذيرى عاشقانۀ فرماندهان قرارگاهها از فرمان امام تبلور يافت:
روزهاى آخر جنگ بود كه براى كوشك و طلايه طراحى خوبىشده بود؛ حدود ٣٠٠ الى ٤٠٠ گردان نيرو در اختيار داشتيم، مقام معظّم رهبرى هم حضور داشتند و طراحىها كامل شده بود. ما همه اصرار داشتيم كه حتماً اينجا بايد عمليّات انجام بشود؛ ايشان هم آمدند و با فرماندهان لشكرها و گردانها صحبت كردند و همۀ طرحها را بررسى نمودند و در نهايت، هم طرح را پذيرفتند و هم موفقيت اين عمليّات را ٧٠ درصد بهبالا مىديدند. در اين
[١] . امام و دفاع مقدّس، ص ١١٨-١٢٣. (از خاطرات سردار على فضلى با تلخيص) .