عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج4) - شیدائیان، حسین - الصفحة ٥٥ - ٢ طمأنينه
يك دزدى آمده يك سنگى انداخته و فرار كرده. [١]
من هيچ خوفى از جنگ ندارم! [٢]
بيان اين جملات كه نشانگر سكينه و طمأنينه امام بود، اضطراب و نگرانى را از مسؤولان كشور و فرماندهان نظامى مىزدود و تأثيرى شگرف بر روحيۀ حماسى ملت ايران مىگذاشت.
مداومت به ذكر الهى صفت طمأنينه را در شخصيت معنوى و عرفانى امام راسختر كرده بود؛ به گونهاى كه پيشامدها و حوادث ناگوار جنگ را براى او آسان مىنمود. يكى از اين حوادث، اشغال بندر مهم خرمشهر به دست ارتش عراق است. شخصى كه خبر اين حادثه را به امام داد، از آرامش ايشان چنين ياد مىكند:
در يكى از همان روزهاى فراموشنشدنى و غمبار، نزديكىهاى ظهر بود كه تلفن زنگ زد و من كه پاى گوشى بودم تلفن را برداشتم و متوجه شدم كه آقاى استاندار خوزستان است. پس از سلام و تعارف با دلهره و اضطراب به من گفتند: «فلانى! اين خبر را فوراً به امام بدهيد و پاسخ آن را هم بگيريد و به من بگوييد؛ خرمشهر سقوط كرده و آبادان هم در خطر سقوط است، تكليف چيست؟»
براى من كه خود را ضعيفتر از گويندۀ اين خبر مىدانستم، روشن است كه شنيدن اين خبر وحشتناك كه سرانجامِ آن هم معلوم نبود، چه اضطرابى به وجود آورد و همانگونه بدون عبا و عينك به اتاق بغل دفتر كه اتاق پذيرايى و بيرونى امام بود رفتم و با توجه به همان نظم دقيق زندگى امام مىدانستم كه
[١] . همان، ص ١٩١.
[٢] . همان، ص ١٦٨.