عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج4) - شیدائیان، حسین - الصفحة ٢١٣ - ٧ اشتياق ديدار با امام
يادآور رفتار امام بود. هنگامى كه يكى از نمايندگان اولين دورۀ مجلس شوراى اسلامى از ايشان در حضورش تعريف و تمجيد نمود، امام با ناراحتى فرمود:
من خوف اين را دارم كه با اين فرمايشات ايشان و امثال ايشانبراى من يك غرور و انحطاطى پيش بيايد، من به خداى تبارك و تعالى پناه مىبرم. [١]
تمامى اين رفتارها پرتوهايى از شخصيت معنوى امام بود كه بر رزمندگان جبههها مىتابيد. [٢]
٧. اشتياق ديدار با امام
ديدار «جمالِ جانان» و ديدن «حُسن روى» حضرت امام بهترين و بيشترين آرزوى رزمندگان اسلام بود. آنان براى رسيدن به وصال و لقاى محبوب لحظهشمارى مىكردند و گفتوگوى خصوصىشان اشتياق ملاقات با امام بود. يكى از پزشكان كه در جمع صميمى رزمندگان حضور يافته بود، در خاطرات خويش مىنويسد:
برادرى كه تاكنون ساكت نشسته بود، پرسيد: دكتر تو اهل كجايى؟ گفتم: اهل تهران. گفت: تا حالا امام را ديدهاى، جواب دادم بله چطور مگر؟ . . . با همان صداقت اوليهاش گفت: چگونه مىتوان امام را ملاقات كرد؟ پاكى و صفاى باطن اين برادر چنان در من تأثير كرده بود كه نمىدانستم چگونه پاسخش را بدهم. بالاخره پس از چند لحظه گفتم: انشاءاللّه وقتى كه جنگ تمام شد، دستهجمعى خدمت امام مىرسيم. با شنيدن اين حرف لبخندى بر لبانش ظاهر گرديد؛ مثل اين كه تمام دنيا را به او دادهاند! [٣]
[١] . صحيفۀ امام، ج ١٢، ص ٣٤٣.
[٢] . ر. ك: فرهنگ جبهه، آداب و رسوم، ج ١، ص ٢٥٦-٢٥٩.
[٣] . آتش بر روى برفها، ص ٨٠.