عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج4) - شیدائیان، حسین - الصفحة ١٩٥ - ٢ عشق خانوادۀ ايثارگران به امام
بهآرامى تكانى خورد، همه مات و مبهوت نگاه مىكرديم. سرش را بهآرامى بالا آورد، نگاهى به آسمان كرد و لبخند زد. افسر عراقى متعجب و متحير نگاه مىكرد؛ واقعاً آن صحنه را نمىشود توصيف كرد. . . با همان لبخند، دعاى ملت ايران، «خدايا، خدايا، تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار» را گفت و شهيد شد. [١]
استوارى و پايمردى آزادگان در اظهار عشق به امام و استقامت دربرابر انواع شكنجهها به اندازهاى بود كه دشمنان بعثى به زانو درآمده، به قدرت شخصيت معنوى امام در تسخير قلوب آزادگان اعتراف مىكردند:
روزى تمام آزادگان را در محوطۀ اردوگاه به صف كردند. سپس يكى از افسران ارشد آمد و جلو ما ايستاد. يكى از سربازان كوتاهفكر عراقى، در حالى كه كابل سنگين را در دست تكان مىداد، براى خوشخدمتى به ما اشاره كرد و به افسر مافوق خود گفت: مىخواهيد اينها را وادار كنم به [امام] خمينى ناسزا بگويند؟ افسر عراقى كه با خشم ما را نگاه مىكرد، جواب داد: [امام] خمينى در قلب اينهاست؛ اول بايد قلبشان را از سينه بيرون بكشى! [٢]
٢. عشق خانوادۀ ايثارگران به امام
ملت ايران حضرت امام را به عنوان جانشين بهحق حضرت ولى عصر (عج) و تجسم عينى ارزشهاى مكتب اسلام مىدانستند، به وى عشق مىورزيدند و براى اجراى فرمانها و دستوراتش از جان و مال و فرزندان خويش مىگذشتند. رزمندهاى از مشاهدات خود در دوران دفاع مقدس چنين مىگويد:
[١] . روايت هجران، ص ٤٨-٤٩. (با اندكى تصرّف) .
[٢] . روايت هجران، ص ٧٢.