عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج4) - شیدائیان، حسین - الصفحة ١٤٧ - ١١ تشويق به نبرد
بهترتيب از بالاترين ردۀ فرماندهى خوانده مىشد تا به خط برسد و مجموعاً چهار يا پنج دقيقه هم بيشتر طول نمىكشيد، آنقدر توانايى به رزمندگان مىداد كه شايد به اندازۀ دهها بمب كه بر سر دشمن بريزند، تأثير داشت. [١]
گاه يك جمله از امام شوقى وصفناشدنى به نبرد را در جوانان و رزمندگان پديد مىآورد. جملۀ «اى كاش در كنار شما و در سنگر شما بودم» [٢]كه همزمان با عمليّات كربلاى ٥ بيان شد، اثرى شگرف در صفوف استوار رزمندگان و مردم سلحشور ايران گذاشت. تأثير اينگونه سخنان بهگونهاى بود كه مجروحان و جانبازان جنگ را نيز براى پوشيدن لباس رزم و حضور مجدد در كنار همرزمانشان مهيا مىكرد. نمونۀ آن، نامۀ يكى از جانبازان دفاع مقدّس به محضر امام است كه در آن براى حضور در جبهه اصرار نموده است:
عشق جبهه رفتن مرا آرام نمىگذارد. مدتى پيش به هر نحو كهبود، براى دعاخوانى به جبهه اعزام شدم، ولى هرچه خواهش كردم كه با برادران به خط مقدم و عمليّات بروم اجازه ندادند.
امام در پاسخ ضمن تشكر از روحيۀ قوى اين برادر جانباز، وى را دلدارى مىدهد:
فرزند عزيزم! من از خداوند منّان مسألت مىكنم كه شما را با شهداى اسلام محشور نمايد. شما كه سلامت خودتان را در راه اسلام دادهايد، از زمرۀ شهيدان هستيد و حق خودتان را به اسلام عزيز ادا نموديد و از اين كه به جبهه نمىشود برويد، ناراضى نباشيد. [٣]
[١] . خورشيد در جبهه، ص ٤.
[٢] . صحيفۀ نور، ج ٢٠، ص ٢١.
[٣] . در سايۀ آفتاب، ص ١٤٧-١٤٨.