عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج4) - شیدائیان، حسین - الصفحة ٢٠٦ - ٥ ياد امام در جمع رزمندگان
جبهه هر چيزى در مقابل جان بىارزش مىنمايد و اين موضوع مىتواند مانعى براى شجاعتها و شهادتها باشد، امّا ياد حضرت امام و نظر آن بزرگوار در انجام مسائل، عمدهترين خواست رزمندگان بود. . . كه هيچگونه ترديدى باقى نمىماند و آدم با خيال راحت و مطمئن حركت مىكرد و مىرفت در دل دشمن و آتش و يا مشكلات نبرد و همهچيز را به جان مىخريد. [١]
رزمندگان پس از نام مبارك معصومان (ع) با عطر ذكر و ياد امام مشام جان را خوشبو مىساختند و شعارِ «براى سلامتى امام صلوات» از پرطرفدارترين شعارهايى بود كه گوش جان را در سراسر جبهه نوازش مىداد:
ارتباط و اُنس دائم نيروهاى جبهه با كلام حضرت امام از طريق روزنامهها و مجلات و راديو تلويزيون و آثار حضرتش و ارادت خاص آنها به آن حكيم موجب شده بود كه از سه كلمه حرف، دو كلمهاش نقلقول آن پير روشنضمير باشد. تنها عبارتى كه شايد كمتر در فضاى جبهه گفته مىشد، عبارت «من مىگويم» بود. جواب همۀ حرفها و حرف اول و آخر همۀ بحثها، حرف امام بود؛ حرفهايى كه هر جمله و كلامش حُكم جملات قصار و امثال و حِكَم را داشت و عقدهگشاى زبانها بود. [٢]
بهرهگيرى از كلمات قصار امام در بارۀ جنگ در تابلونوشتهها واستناد به آنها، همراه داشتن تصوير زيباى امام و اهداى آن به دوستان و همرزمان از رايجترين رفتارهايى بود كه نمايانگر ارادت رزمندگان به امام و تأثير معنوى ايشان بر رزمندگان بود. يكى از رزمندگان در خاطرات خويش مىنويسد:
يكى از دوستانم عازم عمليّات بود. از او خواستم به رسم يادگارى عكسى به
[١] . امام و دفاع مقدّس، ص ١٠-١١. (از خاطرات سردار محمد باقرى) .
[٢] . فرهنگ جبهه، آداب و رسوم، ج ١، ص ١٣١.