عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج4) - شیدائیان، حسین - الصفحة ٢٠٧ - ٥ ياد امام در جمع رزمندگان
من بدهد. قبول كرد و رفت و سپس بازگشت. ديدم تصويرى از حضرت امام آورده كه پشت آن دعاى وحدت نوشته شده است. . . گفت: همين را داشته باش و به جانش دعا كن كه از همهچيز بهتر است. [١]
ياد امام، شنيدن صداى دلنشين و ديدن تصوير زيباى ايشان، آرامشدهندۀ رنجهاى آزادگان سرفراز و تسكيندهندۀ آثار روحى و جسمى شكنجههايى بود كه بعثيان بر آنان روا مىداشتند. آزادۀ سرافرازى در خاطرات خود، وضعيت آزادگان را هنگام شنيدن پيام و كلمات دلنشين امام چنين بيان مىكند:
آن روز برادران پيام امام را گرفته بودند؛ پيامى كه فقط يك كلمهاش براى مدتها هالهاى از شادى و نشاط را در اردوگاه به يادگار مىگذاشت و نُقل مجلس اسيران عاشقِ امام مىشد. . . هر كلمۀ پيام، قطرۀ اشك شوقى را از چشمها بيرون مىكشيد و روى گونههاى تكيده مىغلتاند. لبخند روى لب همۀ برادران آزاده شكفته بود و از چشمهايى كه آرام به نقطهاى بىهدف خيره شده بودند، اشك بىامان مىريخت. [٢]
آزادگان دلسوخته همواره تصوير امام را در كارگاه خيال خويشهمراه داشتند و به عشق ديدارش زندگى مىكردند. در يكى از اردوگاهها، تصويرى از امام با سخنان گهربار ايشان كشيده شده بود. [٣]اين كار در سختترين شرايط كه حتى ذكر نام امام گناهى نابخشودنى بود، انجام شد.
آزادهاى ديگر در خاطرات خود آورده است:
[١] . فرهنگ جبهه، مشاهدات، ج ٥، ص ١٩٦.
[٢] . روايت هجران، ص ١٣٢-١٣٣.
[٣] . همان، ص ١٣٥.