عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج4) - شیدائیان، حسین - الصفحة ٦١ - ٤ تواضع و فروتنى
اگر به من خدمتگزار بگويند، بهتر از اين است كه رهبر. [١]
و هرگاه در جمع رزمندگان سخن مىگفت، با تواضع مىفرمود:
من واقعاً گاهى وقتها كه مىبينم بعضى از اين جوانها اينطورهستند، من خجلت مىكشم كه اينها چه مىگويند، ما چه مىگوييم؟ اينها چه حالى دارند و ما چه حالى داريم؟ [٢]
من وقتى فكر [مىكنم به ] اين پاسدارها، اين ژاندارمرى، اين ارتش را كه در آن گرماى شديد خوزستان دارند براى اسلام خدمت مىكنند، واقعاً از خودم خجالت مىكشم كه ما چه هستيم و آنها چه هستند؛ ماها چهكارهايم و آنها چهكارهاند؛ آنها تهذيب شدند-تا اندازهاى البته-و ما مانديم در صفِ نعال [٣](كفشكن؛ پايينترين مكانِ مجلس) .
همايشان در ديدار با گروهى از رزمندگان فرمود:
من وقتى با اين چهرهها مواجه مىشوم و اين قلبهايى كه بهواسطۀ توجه به خداى تبارك و تعالى اينطور در چهرهها اثر گذاشته است، احساس حقارت مىكنم. [٤]
در روزهايى كه شور و شوق حضور جوانان و مردمِ هميشه در صحنه در كاروانهاى راهيان كربلا مشاهده مىشد و پير و جوان براى تأمين نيروى انسانى جبههها و پشتيبانى از رزمندگان اسلام صف كشيده بودند، در ديدار حضرت آيةاللّه خامنهاى با حضرت امام از حضور مشتاقانۀ جوانان و مردم
[١] . صحيفۀ نور، ج ١٢، ص ١٩٢.
[٢] . همان، ج ١٥، ص ٢١٨.
[٣] . همان، ج ١٩، ص ٢٢.
[٤] . همان، ج ١٣، ص ١٩٥.