عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج4) - شیدائیان، حسین - الصفحة ٢٠٣ - ٤ اطاعتپذيرى عاشقانه
در امام ذوب شده بود. به همين خاطر، وقتى پيام را شنيد، گفت سريع خود را به دوكوهه برسانم تا چند گردان به منطقه اعزام كنم. حالت حاج همت در آن لحظۀ حساس قابل وصف نيست. فقط مىتوانم بگويم كه وقتى پيام امام را شنيد، سر از پا نمىشناخت، خورد و خوراك را بر خود حرام كرد و تا لحظۀ شهادت، از حركت و جنبوجوش باز نايستاد. [١]
پس از عمليّات ناموفق كربلاى ٤، وضعيتى بحرانى و شرايطى سخت در جبهه و يگانهاى رزم به وجود آمده بود. طولانى شدن مدت حضور رزمندگان در جبهه و در نتيجه خستگى و ضعف روحيۀ آنان، وجود موانع و استحكامات فراوان در جبهۀ دشمن براى جلوگيرى از نفوذ رزمندگان و. . . از جمله عواملى بودند كه عمليات را در منطقۀ شلمچه با مشكل روبهرو كرده بود، اما هنگامى كه رزمندگان مىفهمند كه امام فرمودهاست رزمندگان اين عمليّات را انجام بدهند، همگى براى انجام عمليّات مهيا شدند. يكى از فرماندهان در اينباره مىگويد:
به گروهى از مسؤولان و فرماندهان گردانها كه جمع شده بودند، گفتم كه امام خواستهاند عمليّات انجام شود و صبح هم در مراسم صبحگاه مىخواهم اين موضوع را با نيروها در ميان بگذارم. هنگامى كه به سوى ميدان صبحگاه آمدم، ديدم گردانها يكىيكى مىآيند، امّا همه كفنپوش و پابرهنه بودند؛ صحنهاى كه تصور آن انسان را به وجد مىآورد! بر روى پلاكارد بزرگى كه در جلوى خود گرفته بودند، نوشته شده بود «اماما! ما اهل كوفه نيستيم شما را تنها بگذاريم» ، «ما تا آخرين قطرۀ خونمان پاى فرمان شما ايستادهايم» ، «ما براى شهادت باكى نداريم» و «تا شهادت در ركاب شما آماده هستيم.»
[١] . سردار خيبر، مهدى فراهانى، ص ٢١٠.