تفسیر سوره حمد - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٩ - تنبيه ادبى
اهل ظاهر؛ و اما كسى كه از توحيد فعلى حق تعالى اطلاع دارد و نظام وجود را صورت فاعليّت حق تعالى مىبيند و لا مُؤَثِّرَ فى الوُجُود را يا برهاناً يا عياناً يافته، با چشم بصيرت و قلب نورانى حصر استعانت را نيز حصر حقيقى داند و اعانت ديگر موجودات را صورت اعانت حق داند؛ و بنا به گفته اينها، اختصاص محامد به حق تعالى نيز وجهى ندارد؛ زيرا كه براى ديگر موجودات- بنا بر اين مسلك- تصرّفات و اختيارات و جمال و كمالى است كه لايق مدح و حمدند؛ بلكه احيا و اماته و رزق و خلقْ ديگر امور مشترك بين حقّ و خلق است؛ و اين امور در نظر اهل اللَّه شرك، و در روايات از اين امور به شرك خفى تعبير شده؛ چنانچه اداره انگشترى براى ياد ماندن چيزى، از شرك خفى محسوب شده است. [١] بالجمله، إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ از متفرّعات الْحَمْدُ لِلَّهِ است، كه اشاره به توحيد حقيقى است و كسى كه حقيقت توحيد در قلب او جلوه ننموده و قلب را از مطلق شرك پاك ننموده، إِيَّاكَ نَعْبُدُ او حقيقت ندارد و حصر عبادت و استعانت را به حق نتواند نمود و خدابين و خداخواه نخواهد بود؛ و چون توحيد در قلب جلوه نمود، به اندازه جلوه آن، از موجودات منصرف و به عزّ قدس حقّ متعلّق شود تا آنجا كه مشاهده كند كه به اسم اللَّه إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ واقع شود؛ و بعضى از حقايقِ
أَنْتَ كَما اثْنَيْتَ عَلى نَفْسِك [٢]
در قلب تجلى كند.
[١].
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ- عليه السلام: إِنَّ الشِّرْكَ أَخْفَى مِنْ دَبِيبِ النَّمْلِ وَ قَالَ: مِنْهُ تَحْوِيلُ الْخَاتَمِ لِيَذْكُرَ الْحَاجَةَ وَ شِبْهُ هَذَا؛
معانى الاخبار؛ «باب نوادر المعاني»، ص ٣٧٩، ح ١؛ بحار الأنوار؛ ج ٦٩: كتاب الايمان و الكفر؛ «باب مساوى الاخلاق»، ص ٩٦، ح ٩.
[٢] ص ٩، پاورقى ١.