تفسیر سوره حمد - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٨ - تفسير الرحمن الرحيم
مقامه.
اقول: ان اراد من الوجود المنبسط ما شاع بين اهل المعرفة، و هو مقام المشيئة و الالهية المطلقة و مقام الولاية المحمدية، الى غير ذلك من الالقاب بحسب الأنظار و المقامات، فهو غير مناسب لمقام الرحمانية المذكورة فى بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ فإنهما تابعان للاسم اللَّه و من تعيناته، و الظل المنبسط ظل اللَّه لا ظلّ الرحمن؛ فإن حقيقته حقيقة الإنسان الكامل؛ و رب الانسان الكامل و الكون الجامع هو الاسم الاعظم الإلهى و هو محيط بالرّحمن الرّحيم؛ و لهذا جعلا فى فاتحة الكتاب الإلهى ايضاً تابعين؛ و إن اراد منه مقام بسط الوجود فهو مناسب للمقام و موافق للتدوين و التكوين، و لكنه مخالف لظاهر كلامه. [١] و ما ذكره ايضاً صحيح باعتبار فناء المظهر فى الظاهر، فمقام الرحمانية هو مقام الإلهية بهذا النظر، كما قال اللَّه تعالى: قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى، [٢] و قال تعالى:
[١] تا آنجا كه گويد: «هر كه جهان را از اين نظر كه از ايجاد حق تعالى برپاست لحاظ كند، گويا به رحمانيت او نگريسته و در خار از اين نظر كه توسط او پديد آمده، بنگرد، گويا جز به رحمان ننگريسته است».
نويسنده گويد: او اگر از وجود منبسط، آنچه را كه در ميان اهل معرفت شايع است اراده كرده باشد، كه عبارت است از مقام مشيت و الهيت مطلق و مقام ولايت محمدى و ديگر القابى كه به حسب نظرها و مقامها بر اين مقام اطلاق مىشود، اين با مقام رحمانيتى كه در بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ مذكور آمده، تناسبى ندارد؛ و علت آن است كه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، دو وصف است كه تابع اسم اللَّه، و از تعينات آن مىباشد، و ظل منبسط اللَّه نه ظل الرحمن؛ و حقيقت آن حقيقت انسان كامل است؛ و رب انسان كامل كه كون جامع است، اسم اعظم الهى است و به الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ احاطه دارد؛ و بدين جهت بوده كه اين دو در فاتحه كتاب الهى هم تابع آمدهاند. و اگر از وجود منبسط، مقام بسط وجود را اراده كرده باشد، گرچه با مقام بحث تناسب و با تدوين و تكوين توافق دارد، با ظاهر كلام وى مخالف است.
[٢] اسراء/ ١١٠.