تفسیر سوره حمد - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٧ - فائدة
مىفرمايد:
الآن وَصَلْتَ، فَسَمِّ بِاسْمِى؛ [١]
و از حالاتى كه براى ائمّه هدى (ع) در مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ و إِيَّاكَ نَعْبُدُ دست مىداد، و تكرار كردن بعضى از آنها اين آيات را، معلوم شود كه انشا مىنمودند، نه صرف قرائت بوده از قبيل
اسْماعيلُ يَشْهَدُ انْ لا الهَ الَّا اللَّه. [٢]
و اختلاف مراتب نماز اهل اللَّه، يكى از مهماتش همين اختلاف مراتب قرائت آنهاست؛ چنانچه به شمّه [اى] از آن سابقاً اشارت رفت؛ و اين متحقّق نشود مگر آنكه قارى منشىء قرائت و اذكار باشد؛ و شواهد بر اين معنى بيش از اين است. بالجمله، جواز انشاى اين معانى با كلام الهى بىاشكال است.
فائدة
«عبادت» را اهل لغت به معناى غايت خضوع و تذلّل دانستهاند؛ و گفتهاند چون عبادت اعلا مراتب خضوع است، پس لايق نيست مگر براى كسى كه اعلا مراتب وجود و كمال و اعظم مراتب نعم و احسان را دارد؛ و از اين جهت عبادتِ غير حق شرك است؛ و شايد «عبادت»- كه در فارسى به معناى «پرستش» و «بندگى» است- در حقيقتش بيش از اين معنى كه گفتهاند مأخوذ باشد؛ و آن عبارت است از خضوع براى خالق و خداوند؛ و از اين جهت، اين طور از خضوع ملازم است با اتّخاذ معبود را اله و خداوند، يا نظير و شبيه و مظهر او، مثلًا؛ و از اين جهت، عبادتِ غير حق تعالى شرك و كفر است؛ و اما مطلق خضوع بدون اين اعتقاد يا تجزّم به اين معنى
[١] اينك رسيدى [به من] نام مرا ياد كن؛ علل الشرائع؛ ص ٣١٥، از حديث «صلاة معراج».
[٢] جملهاى است كه بنا به روايت امام صادق- عليه السلام- بر كفن فرزند خود اسماعيل نوشت. وسائل الشيعة؛ «كتاب الطهارة»، «ابواب التكفين»، باب ٢٩، ح ٢.