تفسیر سوره حمد - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢ - تحقيق حكمى
اللَّه؛ [١]
و قول حضرت صادق در روايت كافى:
فَلا يَخْلُو مِنْهُ مَكانٌ، وَ لا يَشْتَغِلُ بِهِ مَكانٌ، وَ لا يَكُونُ الى مَكانٍ أَقْرَبُ مِنْهُ الى مَكان؛ [٢]
و قول حضرت امام على نقى، عليه السلام:
وَ اعْلَمْ، أَنَّهُ اذا كانَ فِى السَّماءِ الدُّنْيا فَهُوَ كَما هُوَ عَلى الْعَرْشِ؛ وَ الْاشْياءُ كُلُّها لَهُ سَواءٌ عِلْماً وَ قُدْرَةً وَ مُلْكاً وَ احاطَةً. [٣]
و با اينكه مالكيّت ذات مقدّسش به همه اشياء و همه عوالم على السواء است، مع ذلك در آيه شريفه مىفرمايد: مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ؛ اين اختصاص ممكن است براى اين باشد كه يَوْمِ الدِّينِ يوم الجمع است؛ از اين جهت، مالك يَوْمِ الدِّينِ كه يوم الجمع است مالك ايّام ديگر كه متفرّقات است مىباشد؛ وَ الْمُتَفَرِّقاتُ فىِ النَّشْئَةِ الْمُلْكيَّة مُجْتَمِعاتٌ فى النَّشْئَةِ الْمَلَكُوتِيَّة.
و يا براى آن است كه ظهور مالكيّت و قاهريّت حق تعالى مجده در «يوم الجمع»- كه يوم رجوع ممكنات است به باب اللَّه، و صعود موجودات به فناء اللَّه است- مىباشد.
و تفصيل اين اجمال به طورى كه مناسب با اين رساله است، آن است كه تا نور وجود و شمس حقيقت در سير تنزّلى و نزول از مكامن غيب به سوى عالم شهادت است، رو به احتجاب و غيبت است؛ و به عبارت ديگر در هر تنزّلى، تعيّنى است و در هر تعيّن و تقيّدى، حجابى است؛ و چون انسان مجمع جميع تعيّنات و تقيّدات است، محتجب به تمام حجب
[١] اگر با ريسمانى به سوى زمينهاى زيرين فرستاده شويد، بر خدا فرود مىآييد؛ علم اليقين؛ ج ١، ص ٥٤ (با كمى اختلاف)؛ مقدمه قيصرى؛ فصل اول.
[٢] هيچ جايى خالى از او نيست و هيچ جايى او را در خود نگيرد و به جايى نزديكتر از جاى ديگر نيست؛ اصول كافى؛ ج ١: كتاب التوحيد؛ «باب الحركة و الانتقال»، ص ١٢٥، ح ٣.
[٣] و بدان كه هنگامى كه او در آسمان دنياست همان گونه است كه بر عرش جاى دارد و همه چيز در برابر قدرت و مالكيت و احاطه او يكسان است؛ همان جا؛ ح ٤.