تفسیر سوره حمد - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣ - تنبيه آخر
توسّط انسان رجوع به حق كنند، بلكه مرجع و معاد آنها به انسان است؛ چنانچه در زيارت جامعه، كه اظهار شمّهاى از مقامات ولايت را فرموده، مىفرمايد:
و ايابُ الخَلْقِ الَيْكُمْ، و حِسابُهُمْ عَلَيْكُم؛
و مىفرمايد:
بِكُمْ فَتَحَ اللَّه وَ بِكُمْ يَخْتِمُ؛ [١]
و اينكه در آيه شريفه، حق مىفرمايد: إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ؛ [٢] و در زيارت جامعه مىفرمايد: و ايابُ الْخَلْقِ الَيْكُمْ و حِسابُهُمْ عَلَيْكُم، سرّى از اسرار توحيد و اشاره به آن است كه رجوع به انسان الكامل رجوع الى اللَّه است؛ زيرا كه انسان كامل، فانى مطلق و باقى به بقاء اللَّه است و از خود، تعيّن و انّيّت و انانيّتى ندارد، بلكه خود از اسماى حسنا و اسم اعظم است؛ چنانچه اشاره به اين معنى در قرآن و احاديث شريفه بسيار است.
و قرآن شريف به قدرى جامع لطايف و حقايق و سراير و دقايق توحيد است كه عقول اهل معرفت در آن حيران مىماند؛ و اين، اعجاز بزرگِ اين صحيفه نورانيّه آسمانى است، نه فقط حسن تركيب و لطف بيان و غايت فصاحت و نهايت بلاغت و كيفيّت دعوت و اخبار از مغيبات و احكام احكام و اتقان تنظيم عائله و امثال آن، كه هر يك مستقلًا اعجازى فوق طاقت و خارق عادت است، بلكه مىتوان گفت اينكه قرآن شريف معروف به فصاحت شد و اين اعجاز در بين ساير معجزات مشهور آفاق شد، براى اين بود كه در صدر اول اعراب را اين تخصّص بود و فقط اين جهت از اعجاز را ادراك كردند؛ و جهات مهمترى كه در آن موجود بود و
[١] بازگشت آفريدگان به سوى شما و حسابرسى آنان با شماست ... خدا به سبب شما (خلقت را) آغاز كرد و به شما پايانش مىدهد؛ عيون اخبار الرضا؛ ج ٢، ص ٢٧- ٢٨؛ من لا يحضره الفقيه؛ ج ٢، «باب ما يجزى من القول عند زيارة جميع الأئمة عليهم السلام»، ص ٣٧٠- ٣٧٤، ح ٢.
[٢] همانا بازگشت آنان به سوى ماست، آن گاه حسابشان بر عهده ماست (غاشيه/ ٢٥- ٢٦).