تفسیر سوره حمد - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٠ - بحث و تحصيل
كثرت باز هستند و از جميع مراتب شرك خفىّ و اخفى مبرّا نشده و به كمال مراتب خلوص و اخلاص نرسيدهاند.
و اما به حسب عرفان اصحاب قلوب فانيه در بعض حالات خاصه، جميع نعم و تمام كمال و جمال و جلال صورت تجلّى ذاتى است، و جميع محامد و مدايح به ذات مقدّس حق تعالى مربوط است؛ بلكه مدح و حمد از خود او به خود اوست؛ [١] چنانچه اشاره به اين معنى است تعلّق بِسْمِ اللَّهِ به الْحَمْدُ لِلَّهِ.
و بدان كه سالك الى اللَّه و مجاهد فى سبيل اللَّه نبايد به حدّ علمى اين معارف قناعت كند و تمام عمر را صرف استدلال كه حجاب بلكه حجاب اعظم است كند، چون كه طى اين مرحله با پاى چوبين [٢] بلكه با مرغ سليمان [٣] نيز نتوان كرد؛ اين وادى، وادى مقدّسين است و اين مرحله، مرحله وارستگان. تا خلع نعلين حبّ جاه و شرف و زن و فرزند نشود و القاى عصاى اعتماد و توجّه به غير از يمين نگردد، به وادى مقدس كه جايگاه مخلصان و منزلگاه مقدسان است قدم نتوان گذاشت. اگر سالك به حقايق اخلاص در اين وادى قدم زد و پشت پا به كثرات و دنيا- كه خيال اندر خيال است- زد، اگر بقايايى از انانيّت مانده باشد از عالم غيب از او دستگيرى شود، و به تجلّيات الهيّه جبل انّيّت او مندك شود و حال
[١] بسمه تعالى؛ و بايد دانست كه اختصاص جميع محامد يا جنس حمد به احتمالين در الف و لام با سببيّت فلسفى مضادّ است، هر چند سببيّت به معناى دقيق آن باشد و جز با لسان قرآن و عرفان اوليا- عليهم صلوات اللَّه- توجيه نتوان كرد.
[٢] اشاره است به اين بيت از مولوى:
|
«پاى استدلاليان چوبين بود |
پاى چوبين سخت بىتمكين بود» |
|