تفسیر سوره حمد - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٤ - تفسير اهدنا الصرط المستقيم
كه حقيقت صراط صورت باطن ولايت است؛ چنانچه در احاديث وارد است كه امير المؤمنين صراط است [١] و در حديث ديگر است كه «ماييم صراط مستقيم» [٢] و در زيارت مباركه جامعه است كه:
أَنتُمُ السَّبيلُ الأَعْظَمُ والصِّراطُ الأقْوَمُ [٣]
و هر كس در اين صراط به استقامت حركت كند و پاى قلبش نلرزد، در آن صراط نيز پايش نمىلغزد و چون برق خاطف از آن بگذرد.
- شرح چهل حديث؛ ص ٣٦٠^^^ قلوبى كه از حق و حقيقت معرض هستند و از فطرت مستقيمه خارجند و به دنيا مقبل و متوجهند، سايه آنها نيز مثل خودشان از استقامت خارج، و منكوس، و رو به طبيعت و دنيا، كه اسفل السّافلين است، مىباشد؛ و شايد در آن عالم بعضى با روى خود راه روند و پاهاى آنها رو به بالا باشد؛ و بعضى با شكمهاى خود راه روند؛ و بعضى با دست و پاى خود چون حيوانات راه روند، چنانچه در اين عالم مشى آنها چنين بوده: أَ فَمَنْ يَمْشِي مُكِبًّا عَلى وَجْهِهِ أَهْدى أَمَّنْ يَمْشِي سَوِيًّا عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ. [٤] ممكن است اين مجازِ در عالم مجازْ در عالمِ حقيقت و ظهور و بروزِ روحانيتْ حقيقت پيدا كند؛ و در احاديث شريفه در ذيل اين آيه شريفه، «صراط مستقيم» را به حضرت امير المؤمنين و حضرات ائمه معصومين- عليهم السلام- تفسير
[١] معانى الاخبار؛ «باب معنى الصراط»، ص ٣٢، ح ٢.
[٢] همان؛ «باب معنى الصراط»، ص ٣٥، ح ٥.
[٣] عيون اخبار الرضا؛ ج ٢، ص ٢٧٤.
[٤] آيا آن كس كه بر روى صورت خود راه مىرود، با آن كسى كه مستقيم راه مىرود، كدام بهتر هدايت يافتهاند (ملك/ ٢٢).