ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - پيام ها و برداشت ها
١٠. پيام امام زمان (ع) به حسن در آن قسمتى كه عين دعاى پدرش در حقّ فرزندش بود، حاوى نكات جالبى است. از جمله: الف) يادآورى حسن به تعهدى كه با پدر بسته است، ب) اينكه ما از همه كارهاى شما و از تعهدى كه به پدر دادى و از دعايى كه پدرت در حقّ تو كرد، كاملًا اطلاع داريم، ج) و بالاخره لطف حضرت و دعاى پدر گونه ايشان در حقّ حسن. اميدواريم دعاى حضرتش شامل حال همه ما و شيعيان بگردد.
آن چنان كه مرحوم محدث نورى در كنار شريف «نجمالثاقب» نقل مىكند، سيّد بن طاووس (ره) مىفرمايد: در يك سحرگاه در سرداب مطهر سامرا از حضرت صاحبالامر- ارواحنا فداه- اين مناجات را شنيدم كه مىفرمود:
خدايا شيعيان ما را از شعاع نور ما و بقيه طينت ما خلق نمودى، آنها گناه زيادى به اتكا بر محبت به ما و ولايت ما كردهاند. اگر گناهان آنها گناهانى است كه در ارتباط با تو است (حق الله) از آنها بگذر كه ما راضى شديم. و آنچه ازگناهان آنها در ارتباط با خودشان هست (حق الناس) خودت بين آنها را اصلاح كن و از خمسى كه حق ما است به آنها (طلبكاران آنها) بده تا راضى شوند، و آنها را از آتش جهنم نجات بخش و آنها را با دشمنان ما در سخط خود جمع نفرما.
|
جذبات نار فراق تو، به دلم فكنده شرارهاى |
نظرى بنما كه غمم مرا نكند به غير تو چارهاى |
|
|
همه شب ستاره ز چشم تر، ز غمت فشانمى از بصر |
چه كنم كه از تو نمىدهد خبرم مهى و ستارهاى |
|
|
ز فراق روى تو خون دل، شب و روز گشته نصيب من |
كه براى شرح و بيان آن، نه حدى بود نه شمارهاى |
|
|
تو بيا براى خدا شبى بنشان مرا به كنار خود |
بزادى رنگ غم از دلم، به اشاره اى و نظارهاى |
|
|
من و انتظار لقاى تو، تو و باز جويى حال من |
بنشستهام به اميد آنكه كنى به غمزه اشارهاى |
|
|
به خيال صبح وصال تو به شبان تيره فغان كنم |
كه مگر به گوش دلم رسد ز سروش و غيب امارهاى |
|
|
به جهان چو مير جهان تويى، بنموده خود به تو منتسب |
به اميد آنكه نرانىام ز كنار خود به كنارهاى |