ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - غديريه
قريش به سخره خنديدند ...
محمد (ص) فرمود:
فرمان خدا اين است كه شما را به سوى او فرا بخوانم و اينك هر كس از شما كه مرا يارى كند برادر، وصى و جانشين من خواهد بود.
غوغايى در جانم برپا شد، هم مشتاق شنيدن بودم و هم مدهوش شنيدهها! حال عجيبى بود.
دلم مىخواست مىتوانستم پرده را كنار بزنم، چهره حاضران را بنگرم و ببينم در مقابل درخواست او چه مىكنند ...
صداى دلنشين على، بىتابىام را به قرار و اطمينانى ناب فرا خواند.
«اى رسول خدا من تا آخرين لحظه زندگىام براى يارى تو ايستادهام»
يك بار، دو بار و سه بار، سؤال پيامبر و پاسخ على تكرار شد. او دستان على را به گرمى فشرد.
چيزى مبهم نمانده بود.
\*\*\*
چه كسى گمان مىكرد يك بار ديگر نيز در غدير، اين دو دست پاك در يكديگر گره خورند و باز نام على در زمين و آسمان طنينانداز گردد و نه تنها على كه واپسين آشكاركننده حق نيز در همانجا معرفى شود و سفارشهاى پيامبر درباره مهدى عالم به گوش همگان برسد كه:
آگاه باشيد آخرين راهنماى امت هم از خاندان ما مىباشد.
آگاه باشيد او بر كليه ملل با اديان مختلف پيروز مىگردد.
آگاه باشيد او از ظالمين انتقام مىگيرد.
آگاه باشيد او تمام دژها را فتح نموده و ويران مىگرداند.
آگاه باشيد او مشركين را از هر نژاد و ملتى باشند نابود مىنمايد.
آگاه باشيد او انتقام خون دوستان خدا را مىگيرد.
آگاه باشيد او ياور دين خداست.
آگاه باشيد او كشتيبان درياى مواج و سامانبخش زندگى متلاطم خلايق است.
آگاه باشيد او فضل و برترى دانايان و جهل و بىخردى نادانان را مىداند.
آگاه باشيد او برگزيده خداوند است.
آگاه باشيد او وارث همه علوم است.
او ولى خدا در زمين مىباشد و حكم و فرمان او، حكم و فرمان خداوند است ... درود خدا بر او باد.[١]
پىنوشتها:
[١]. غلام خديجه (س).
[٢]. برگرفته از خطبه غدير.