ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - شيعه در سنت پيامبر
«به همان كسى كه جانم در دست اوست سوگند، اين و شيعهاش، به تحقيق رستگاراناند در روز قيامت».
و اين آيه نازل شد:
«إِنَّالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ».
پس از آن هرگاه اصحاب پيامبر (ص) على را مىديدند كه مىآيد، مىگفتند: «خير البريه آمد». ٣
ابوسعيد گويد: على، خير البريّه و بهترين مردم است. ٤
ابن عباس گويد: وقتى اين آيه نازل شد، رسول خدا (ص) به على فرمود: «هان! تو و شيعيانت در روز قيامت از خداوند راضى و خداوند از شما خشنود است». ٥
على گويد: رسول خدا به من فرمود: «آيا نشنيدى سخن خداى را كه مىفرمايد: «إِنَّالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ، أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»، تو و شيعيانت هستيد، قرار ما كنار حوض كوثر، آنجا كه همه امتها براى حساب و كتاب مىآيند، تو و شيعيانت زيباچهره و گرامى وارد مىشويد». ٦
علماى اهل سنت كه اين تفسير را ذكر كردهاند بسيارند، براى نمونه، علاوه بر جلالالدّين سيوطى، طبرى در تفسيرش، حاكم حسكانى در شواهد التنزيلش، شوكانى در فتح القديرش، آلوسى در روح المعانيش و مناوى در كنوز الحقائقش را يادآور مىشويم.
و همچنين خوارزمى در «مناقب»، ابن صباغ مالكى در «فصول المهمه»، ابن عساكر در «تاريخ دمشق»، شبلنجى در «نور الابصار»، ابن الجوزى در «تذكرة الخواص»، قندوزى حنفى در «ينابيع المودة»، هيثمى در «مجمع الزوايد»، متّقى هندى در «كنزل العمال» و ابن حجر در «الصواعق المحرقة» نيز همين تفسير را ذكر كردهاند.
با اين دليل محكم و متين، جايى نمىماند كه پژوهشگران قانع شوند به سخنان برخى تاريخنگاران كه معتقدند پيدايش شيعيان پس از شهادت امام حسين (ع) بوده است.
شيعه در سنت پيامبر
رسول خدا (ص) مكرّر درباره «شيعه» سخن گفته و هر بار ثابت كرده است كه پيروان على رستگاراناند زيرا پيروى از حق كرده و يارىاش نمودند و از باطل دورى جسته و خوارش ساختند و همچنين ثابت كرده است كه شيعيان على، شيعيان پيامبرند. ما در اينجا بسنده مىكنيم به حديثى كه ابن حجر در «الصواعق المحرقة» و ديگر علماى اهل سنت در كتابهايشان نقل كردهاند.
رسول خدا (ص) به على فرمود:
«آيا خشنود نيستى كه تو و حسن و حسين همراه من در بهشت هستيد و ذريّه ما پشت سرمان و زنهايمان پشت سر ذريّهها و شيعيانمان به طرف راست و چپ ما قرار دارند». ٧
و چندين بار رسول خدا از على و شيعيانش ياد برد و فرمود: «به خدايى كه جانم در دست او است سوگند، اين و شيعيانش روز قيامت رستگاراناند». ٨
و اين طبيعى است كه رسول خدا (ص) پيروان حق را يادآور شود و نشانهاى براى آنان معرفى كند كه در تمام دورانها شناخته شوند تا مسلمانان بتوانند از حقيقت پنهانى، پرده بردارند و از نزديكترين راهها به آن راه يابند.
به خاطر همين تذكرهاى مكرر رسول خدا (ص) بود كه گروهى از بزرگان اصحاب، مشهور به تشيع و پيروى از على بن ابى طالب، پس از وفات رسول خدا شدند، از جمله: سلمان فارسى، ابوذر غفارى، عمار بن ياسر، حذيفه بن يمان و مقداد بن اسود، تا آنجا كه واژه شيعه، لقب اينان شد، چنانكه دكتر مصطفى شيبى در كتابش «الصلة بين التصوف و التشيع» و همچنين ابو حاتم در كتاب «الزينة» يادآور شدهاند. ابوحاتم مىگويد:
«كمترين اسمى كه براى يك مذهب در اسلام پيدا شد، شيعه است و اين لقب گروهى از اصحاب بود مانند ابوذر غفارى، عمار بن ياسر، سلمان فارسى و مقداد بن اسود». و بدينسان اشتباه مستشرقين و برخى پژوهشگران مسلمان كه از آنان تبعيت كردند، در اينكه پديده تشيع، يك پديده سياسى بوده كه اوضاع سياسى، پس از شهادت امام حسين (ع)، آن را ايجاد كرده است، ثابت مىشود.
و همچنين ثابت مىشود نادانى دشمنانى كه پديده تشيع را به ايرانيان وابسته مىدانند، چرا كه اينان از جهل و تعصب خود، پرده برداشتند.
چگونه پژوهشگران تفسير مىكنند، تشيع اصحاب به امام على در زندگانىاش و اينكه كوفه مركز شيعيان در جنگ جمل و جنگ صفين در آغاز اسلام بوده است؟
و چگونه اين دشمنان مغرض تفسير مىكنند پيدايش دولتهاى شيعه را در كشورهاى عربى در شمال آفريقا مانند مغرب (مراكش) و تونس و در مشرق مانند مصر و حلب، قبل از آنكه ايران، تشيع را بشناسد. زيرا دولت ادريسىها در مغرب در قرن دوم هجرى و دولت فاطمىها در تونس در پايان قرن سوم هجرى و دولت حمدانيان شيعه در حلب (سوريا) و در عراق در قرن چهارم هجرى بوده است در حالى كه دولت صفوىها در ايران در قرن دهم هجرى بوده است. پس اشتباه بزرگى است كه برخى مىخواهند آغاز تشيع را از ايرانيان بدانند.
و چنانكه در كتاب «آنگاه هدايت شدم» يادآور شدهام بيشتر علما و امامان اهل سنت، ايرانى بودهاند و نه تنها شيعه نبوده بلكه تعصّب شديدى ضدّ شيعه و شيعيان ابراز داشتهاند. كافى است بدانيم بزرگترين مفسّر آنها كه زمخشرى است ايرانى مىباشد و بزرگترين محدثين آنها بخارى و مسلم، فارسى مىباشند و ابوحنيفه- كه اهل سنت او را امام اعظم مىنامند فارسى است و امام نحوىها (سيبويه) فارسى و امام متكلمين و اصل بن عطاى ايرانى و امام لغت، فيروزآبادى (صاحب قاموس المحيط) فارسى و غزالى و رازى و ابن سينا و ابن رشد همه فارسى هستند و اينان همه از علما و پيشوايان اهل سنتاند.
پى نوشتها در دفتر مجله موجود است.