ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - مقام حضرت فاطمه (س)
سهم امام (ع) جهت مجالس ائمه بارها از ايشان شنيده شد كه مىگفت: «ما در خيلى جاها دستمان مىلرزد براى مصرف بيتالمال (سهم امام (ع)). امّا در خرج كردن براى مجالس ائمه در سوگوارىها و اعياد هيچ گيرى نداريم. مال خودشان است، مصرف خودشان مىشود، و آنها به روضهخوانهاى خودشان نظر خاصى دارند». روزى در حضورش، سخن از عزادارى و نحوه آن به ميان آمد، بيان كردند: «امام حسين (ع) شما (روضهخوانها) را رها نمىكند، ارباب شما خيلى بزرگ است. منتهى رسيدن به اين معانى و درك اين واقعيات بدون تولّى و تبرّى ممكن نيست».
تولّى و تبرّى شرط عرفان
مرحوم آيتالله بهاءالدّينى (ره) داشتن ديد عرفانى را بدون تولّى و تبرّى غيرممكن مىدانست و مىفرمود: «هر كجا جاى پاى عرفان و شناخت مىبينيد، بدانيد ارتباط با اهلبيت پيامبر (ص) بوده است چون بدون ارتباط با آنها عرفان دروغ است؛ هرچه هست از ناحيه آنها است. جاى ديگر خبرى نيست. و اگر افرادى هم معروفاند كه شيعه نيستند ولى مىبينيم كه با اوضاع آشنا هستند، بدانيد آنها شيعه بودند، تقيه مىكردند و ابراز تشيع نمىكردند، يا جهات ديگرى در كار بوده كه ما نمىدانيم».
ايشان اوج عرفان را در اوج ارتباط با ائمه مىدانست و در انتسابهاى ولادتى افراد، به قدر انتساب ولايتى آنها ارج و قيمت قائل بود و گاهى كه سادات براى مشكلى مراجعه مىكردند مىفرمود: «متوسل به اجدادت بشو! همه كارها دست اونها است. هر كارى بخوان بكنن مىتونن». و بعد مىفرمود: «شما ديگه چرا، همه عالم محتاج اجدادتان هستند». و با اين جمله ناراحتى خود را ابراز مىداشت كه سادات بايد در انتساب ولايتى هم قوىتر از ديگران باشند. ايشان هر مكانى را كه منسوب به اهل بيت (ع) بود داراى اثر مىدانست. روزى در محضرش از مسجد جمكران و اعتبار آن سؤال شد، پاسخ گفت: «نمىدانم. امّا ما سالها است تجربه كردهايم. محاذى مسجد كه مىرسيم حال ما عوض مىشود، يعنى حال خوب و خوشى به ما دست مىدهد». از ايشان نقل شده كه ايشان گفتند: «بعد از حرم امام رضا (ع)، در ايران ما جايى را به معنويت مسجد جمكران سراغ نداريم».
مسجد جمكران از زمانهاى دور مورد توجه مراجع عظام و علماى اعلام و اهل رمز و راز بوده و همه با ديد احترام به آن مىنگريسته و بنابر نقلها افرادى در اين مكان مقدس خدمت امام زمان (ع) رسيدهاند.
مقام حضرت فاطمه (س)
آيتالله بهاءالدينى (ره) در عشق و ارادت به مادرش- حضرت فاطمه زهرا (س)- مىفرمود: «مادر ما فوقالعادگى دارد» و درباره مقام آن حضرت نزد خدا و پيامبر و ائمه مىفرمود: «ما مىدانيم هرچه را حضرت فاطمه (س) امضا كند از نظر پيامبر و ائمه (ع)، امضا شده است كه هيچ حرفى روى آن نيست». او طعم توسل به حضرت فاطمه (س) مادرش را چشيده بود كه چنين مىفرمود.
ايشان مىفرمود: «ما خيلى جوان بوديم شانزده- هفده ساله بوديم. يك كسالت بدى پيدا كرديم. نمىتوانستيم به كسى هم بگوييم. فقط مىبايست عمل مىشد. خجالت مىكشيديم. شايد مراجعه به دكتر هم نكرديم. و خيلى آن كسالت ما را اذيت مىكرد. توسل به حضرت فاطمه (ع) پيدا كرديم و گفتيم خلاصه شما بايد ما را مداوا كنيد و خوب شد و به كلى آن ناراحتى رفع شد».
و در بيانى ديگر گفتند: « [حضرت فاطمه (س)] همان عملى را كه با اعراب بدوى (بيابانى) مىكردند، با ما كردند، آخر اعراب بدوى را خيلى معطل نمىكنند و زود جواب آنها را مىدهند».