ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - عبدالرحمان ابن يوسف (قرضاوى)
اسرائيل مقايسه كنيد كه به شكست اعراب منجر شد. جمعيت و امكانات آن روز دولتهاى عرب خيلى بيشتر از حزبالله بود و اسرائيل هم به مراتب ضعيفتر از امروز امّا در آن جنگ پيروز شد و اعراب در آن جنگ شكست خوردند. صحراى سينا و سواحل رود اردن و بسيارى مناطق ديگر در آن جنگ، از آنِ رژيم صهيونيستى شد و در اين سى و سه روز حتى يك وجب از خاك لبنان را تصاحب نكردند. شيعه اين است چه در ميدان نظامى و چه فرهنگى. ابتكاراتى در جوانان شيعه وجود دارد كه آنان حتى نمىتوانند تصورش را بكنند.
\* تغيير موضع قرضاوى و مواضع بسيار تند ضدّ شيعى اين روزهاى او را ناشى از چه مىدانيد؟
\* قرضاوى را از دو زاويه مىتوان بررسى كرد. اوّل اينكه شايد او تحت تأثير تهديد و تطميع وهابىها قرار گرفته باشد. او از آنجا كه رئيس اتّحاديه علماى اسلامى است رابطهاى تنگاتنگ با دولت سعودى دارد و بدش نمىآيد از آنان تبليغ كند. البته او در ماجراى عراق كشتارها و رفتارهاى بد سلفىها را محكوم كرد و موضعگيرى خوبى در ماجراى لبنان داشت و همچنين درباره ايران. سنّ او حدود هشتاد و يك سال شده است. شايد آن مواضع دوره جوانى را نداشته باشد يا اينكه فشارهاى بسيارى كه دولتهاى افراطى بر وى دارند تأثير گذاشته باشد. به هر حال چون شخصيت خيلى تأثيرگذارى است فشار بيشترى هم به او مىآورند. نگاه دوم اين است كه او تأثيرگذارى شيعه را در كشورهاى ديگر مىبيند كه بسيارى از جوانان و تحصيلكردهها فوج فوج و دسته دسته به شيعه مىگروند. براى نمونه يكى از دوستان نقل مىكرد كه در يكى از كشورها تنها پس از جنگ سى و سه روزه حدود سىهزار نفر يك جا شيعه شدهاند و از حوزه علميه درخواست مبلغ كردهاند. براى او كه رئيس اتحاديه علماى اسلامى است باور اين مطلب سخت است و آن را خلاف وحدت مىداند و تبليغ شيعه را در ديگر كشورها غلط مىداند. برخى هم مىگويند پسر او عبدالرحمن يوسف قرضاوى شيعه شده كه صحتش خيلى معلوم نيست. البته او بسيار شيفته سيد حسن نصرالله است و اشعارى دربارهاش گفته مسلم است و خود قرضاوى هم به اين مطلب تصريح كرده امّا در عين حال تشيع او به طور رسمى تأييد يا تكذيب نشده است. در ابتداى امر كه او چنين خبطى كرد بايد به طور جدى و محكم جواب مطالبش را مىداديم زيرا او از آلشيخ- مفتى اعظم عربستان- و طنطاوى- شيخ الازهر- بر جوانان بسيار تأثيرگذارتر است. امّا در عين حال نبايد خودمان با رفتارمان فاصله او را بيشتر بكنيم آنطور كه مثلًا «خبرگزارى مهر» ايشان را بلندگوى يهود و امثال اين خواند يا در نقطه مقابل يكى از بزرگان ما در موضعى همانند برادر و پسرعمو و در نهايت تواضع برايش نامه بنويسد. نرمش بيش از حد مىتواند اهانتكننده را در موضعگيرىاش جرى كند. در كنار اينها هم شيعيان قطر حدود هشت جرم براى ايشان فهرست كرده و از قرضاوى شكايت مىكنند كه تا اينجا درست بود، امّا در پايان با تعابيرى مانند پيرى و خرفتى درخواست لغو تابعيت قطرى او را مىكنند كه اين هم باز منطبق با اخلاق شيعه نيست.
\* از اينكه در اين گفتوگو شركت كرديد، متشكريم.
پىنوشتها در دفتر مجله موجود است.
عبدالرحمان ابن يوسف (قرضاوى)
عبدالرحمن يوسف كه اكنون از برجستهترين معارضان سياسى مصر و عضو جنبش ضد دولتى" الكفاية" نيز هست و اشعار شديداللحنى عليه" حسنى مبارك" سروده است، در سالهاى اخير، علاقه خود را به جبهه حق و عدالت بهويژه جمهورى اسلامى ايران و حزبالله لبنان، به شيوههاى مختلف ابراز كرده و از جمله آنها قصيدهاى است كه در بيت پايانى آن آورده است:
|
«ألْق العُصَابَة عَنْ عَيْنَيْكَ تحْجُبُهَا |
عَنْ رُؤيَة النَّار تَشْوى وَجْهَ لُبْنَانَا ... |
|
|
بالأمْس كُنا نَرَى فى العِزِّ" قَاهِرَة" |
و اليَوْمَ نَرْقُبُ نحْوَ العِزِّ" طَهْرَانا" |