ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - ١- ٢ سيره استراتژى سازى از اخبار غيبى
در اين مجموعه بزرگ روايى قرار گرفته است. اگر از اين پيشگوئىها و اخبار و اوصاف نمىتوان «وقت ظهور» را بدست آورد و صرفاً هم براى اميد و قطعيت صادر نشدهاند- به خصوص كه به ادله متفاوت، معتقديم كه از ناحيه معصوم (ع) فعل لغو سرنمىزند- اين سؤال بيشتر آشكار مىشود كه، جهت صدور اين روايات چيست؟
در يك تقسيمبندى اولى اين بخش از روايات مهدويت (يعنى اخبار آخرالزمان) را مىتوان به دو بخش تقسيم كرد: اخبار نشانهگذار و اخبار استراتژيك.
الف- اخبار نشانهگذار: اخبار نشانهگذار كه اغلب سياق پيشگويى دارند رواياتى هستند كه براى نشانهگذارى مسير حق و باطل صادر شده است.
اين مطلب از گذشته سابقه داشته است، مثلًا وقتى عمار در ساخت مسجد نبوى جدّ و جهد مىورزيد و برخى راحتطلبان بر او سنگ بيشتر بار مىكردند. در جواب كسى كه گفت: اينگونه عمار را مىكشيد! پيامبر (ص) فرمود: «عمار را قوم طاغى مىكشند!»؛ و از آن پس عمار پرچم شد و نشانه. هر جا عمار شمشير مىزد مقابل او طاغى قلمداد مىشد يا وقتى پيامبر (ص) عايشه را از سگهاى حوأب بيم داد، سگها نشانهاى شدند براى جريان باطلى كه عايشه در آن بود.
در اخبار آخرالزمان نيز اين اخبار نشانهگذار را مىشود يافت. از باب نمونه برخى از اخبار كه نشانههاى حتمى ظهور را مىشمارد داراى اين كاربرىاند. براى مثال ادعاى مهدويت قبل از صيحه آسمانى محكوم به كذب است چون موعود واقعى نشانهگذارى شده است.
ب- اخبار استرتژيك: بخش قابل توجهى از اين اخبار كاربرى بالاترى دارند و آن استراتژىسازى است. استراتژى به اين معنا كه همه امكانات، دارايىها و استعدادها در مسيرى خاص براى هدفى خاص مديريت شود. منظور از استراتژى در اينجا اين است كه با توجه به هدفى خاص كه از سوى خبر غيبى به دست آمده امكانات را بسيج نماييم چنانكه يوسف صديق چنين كرد. رؤياى شاه وقتى نزد او صادق جلوه مىكند و مىفهمد هفت سال پس از اين، قحطى در پيش است از اين خبر استراتژى مىسازد و از شاه مىخواهد او را خزانهدار كند و هفت سال بكارند و سيلو كنند.[١] اين مطلب در خُرد و كلان مطرح است؛ براى نمونه به حسب روايات پس از ظهور، امام عصر (عج) گنبد و مناره مساجد را ويران كرده، مساجد را مثل زمان نبوى بنا مىنمايد.[٢] به فرض صحت صدور و دلالت اين روايات، انسان خيّرى را فرض كنيد كه مىخواهد براى مسلمين وقف نموده و علىالقاعده آرزويش اين است كه تا ظهور امام عصر (عج) بلكه تا قيامت مسجد او برپا باشد و ياران حضرت در آن نماز بگذارند.
آيا اگر اين خبر را شنيد، هزينه خود را خرج چيزى مىكند كه به دست امام عصر (عج) ويران شود؟ آيا اين خبر از زخارف مساجد و معمارى اضافى آنها نكاسته و بر طرحى براى اداره و رونق آن نمىافزايد؟! اين نمونهاى از كاربرى استراتژيك از اخبار آينده است.
١- ٢. سيره استراتژىسازى از اخبار غيبى
قرآن در ضمن بيان سيره انبيا، از اين واقعيت نيز پرده برمىدارد. غير از آنچه درباره حضرت يوسف گذشت از كشتىسازى نوح در بيابان بىآب كه مبتنى بر خبر غيبى بود و هم از اعمال چندگانه خضر نبى در سوره كهف و ... مىتوان مثال آورد كه چگونه داشتن معلومى از غيب منجر به برنامهريزىاى خاص براى آتى شده است.
با مثال آوردن از خضر ممكن است اين خلط صورت گيرد كه خضر يك استثنا بوده و حتى ساير اوليا مكلف نبودهاند بر اساس علم غيب خود عمل نمايند و مثلًا قصاص قبل از جرم كنند!
اما بين اين مطلب و برنامهريزى و اخذ تصميم و استراتژىسازى مبتنى بر اخبار غيبى از آينده فرق جدّى وجود دارد. علم غيب نسبت به آينده تكليف انسان به ظاهر در اكنون را تغيير نمىدهد، لذا مثلًا سيدالشهدا (ع) علىرغم علم سابق بر بيعتشكنى كوفيان به حسب ظاهر حجت برايش تمام است و بايد به آن بيعت ظاهرى توجه نمايد و به سمت كوفه برود. اما اين منافاتى ندارد كه براى آيندهاى كه در راه است، با توجه به آن علم غيبى برنامهاى بريزد. از اينرو صلح امام مجتبى (ع) در روايت، به عمل خضر در شكستن كشتى آن خانواده فقير تشبيه شده است، در حالى كه مىدانيم امام حسن (ع) مثل خضر مأمور به عمل به باطل نبوده است، لكن وظيفه او در «حال» و «ظاهر» يك چيز است و وظيفه او در قبال «فردا» و «باطن» چيز ديگر. لذا به حسب ظاهر حجت كافى براى صلح وجود دارد و مىپذيرد. در حالى كه با چشم ديگر فردا را مىبيند و اين صلح را مقدمه قيام حسينى قرار مىدهد.
يكى از مثالهاى عالى براى زمينهسازى و استراتژى داشتن براى پديدهاى در آينده، تمهيدات الهى و استراتژى ابراهيم جهت بعثت خاتمالانبيا در مكه است. ابراهيم (ع) پدر اديان توحيدى است. بنا به وعده الهى قرار است نبوت و امامت در نسل و ذريه او باشد. از او دو فرزند (اسحاق و اسماعيل) پديد مىآيد اما نبوت در شاخه اسحاقى دنبال مىشود. يعقوب (اسرائيل) فرزند اسحاق و سپس پيامبران بنى اسرائيل: يوسف، داود، سليمان، موسى، عيسى (ع).[٣]
ابراهيم در يك برنامه عجيب، هاجر و اسماعيل را به سرزمين مكه- كه بىآب و علف است- مىآورد.
آنجا كعبه را بنا مىكند، در حالى كه قبل و بعد از اين