ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨ - فضايل بى شمار
سيماى اميرالمؤمنين (ع) در آثار اهل سنّت
علّامه سيد هاشم بحرانى
با وجود اينكه چهره راستين اميرالمؤمنين (ع) را منحصراً خدا و پيامبرش مىشناسند و فضايل آن حضرت قابل احصا و احاطه نيست، و رسول خدا (ص) نيز به دليل عدم ظرفيت و خوف افراط امت، همه آن را بازگو ننمودهاند، و از ميان اندك مكارمى هم كه نقل شده، نيمى را دشمنان آن حضرت از سر جسارت و گروهى را دوستان به سبب تقيه كتمان داشتهاند، اما همان اندك فضايلى كه به دست ما رسيده، بدان اندازه است كه صدها هزار ورق از متون و آثار انديشمندان اسلامى را به خود اختصاص داده است.
يكى از دانشمندان بزرگ اسلامى كه سهمى سترگ در اين جهاد عظيم دارد و به حق از پاسداران حريم ثقلين- قرآن و عترت- شمرده مىشود، مفسر و محدث، علامه بزرگوار سيد هاشم بحرانى است، كه بيش از نيمى از آثار چهلگانهاش، به اثبات حقانيت و فضايل اهل بيت (ع) اختصاص يافته است. مطلبى كه پيش رو داريد، گزيدهاى از اثر ارزشمند اين بزرگ به نام على و السنّة است كه به مناسبت فرا رسيدن ايام غدير، به محضر گراميتان تقديم مىشود.
على (ع)، اميرالمؤمنين
«اميرالمؤمنين» لقبى است ويژه حضرت على (ع). فخر رازى در نهاية العقول از رسول خدا (ص) نقل مىكند كه آن حضرت فرمودند:
با كلمه اميرالمؤمنين به على سلام دهيد.
و از قول صحابه پيامبر خدا (ص) نقل مىكند كه آن حضرت (ص) به ما دستور دادند كه بر حضرت على (ع) با كلمه اميرالمؤمنين سلام دهيم. البته اين كلمه در زمان برخى از زمامداران، به اشتباه براى آنان استفاده شده است.
اين روايت را چندين روايت ديگر تأييد مىكند كه رسول خدا فرمودند: «خداوند هيچ آيهاى را با جمله «يا ايها الّذين آمنوا» بر من نازل نكرد مگر اينكه در رأس و امير آنها على بن ابى طالب وجود دارد».
روشنكننده حق از باطل پس از پيامبر (ص)
ابونعيم در كتاب حلية الاوليا با اسنادش از «انس» نقل مىكند كه گويد:
رسول خدا به من دستور داد كه آب وضو برايش بياورم و به دست مباركش بريزم، سپس ايستاد و دو ركعت نماز خواند و آنگاه فرمود: اى انس، اولين كسى كه از اين در بر تو وارد شود، اميرالمؤمنين و سيد مسلمانان و پيشواى رو سفيدان بهشتى و آخرين اوصياى پيامبران است. انس گويد: در دل با خود گفتم اى كاش يكى از انصار رسول خدا وارد شود ولى چيزى در ظاهر نگفتم، كه در اين هنگام حضرت على (ع) وارد شد.
رسول خدا پرسيد: اى انس كيست كه وارد شد؟
عرض كردم: على است.
رسول خدا با خوشحالى از جا حركت كرد و او را در آغوش گرفت و عرق پيشانى و صورت خود را به صورت او ماليد و عرق صورت و پيشانى او را به صورت خود كشيد.
على (ع) گفت: اى رسول خدا چه شده است كه تا كنون اين چنين با من برخورد نمىفرموديد؟
حضرت فرمودند: چرا اينچنين نكنم و حال آنكه تو هستى كه از سوى من سخن مىگويى و صداى مرا به مردم مىرسانى و [حقيقت را] در آنچه كه بعد از من در آن اختلاف مىكنند برايشان روشن مىگردانى.
فضايل بىشمار
در همان اثر نقل شده است كه پيامبر اكرم (ص) فرمود: