ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥١ - ٣- علت باز ماندن افراد از يارى ولى خدا
افراد كوتاهى كردند. غافل از اينكه؛ تنها ماندن سيدالشّهدا (ع) بزرگترين جرم است، لازم نيست با ايشان بجنگيم. همين كه دو صف ايجاد شد (صف سيدالشّهدا (ع) و صف يزيد)، بايد به هر قيمتى شده در صف سيدالشّهدا (ع) باشيم نه در صف ابن زياد، ولو آخر كار صلح شود. اينكه انسان خيال كند اگر كار به كشتار و ريختن خون سيدالشّهدا (ع) نرسد، در لشكر ابن زياد بودن جرم نيست، از نقطه ضعفهاى اساسى است. عدهاى بر اين فكر بودند كه مىشود مسلمان بود ولو زير چتر ابن زياد!! حالا ابن زياد حاكم باشد يا امام حسين (ع) چه فرقى مىكند. مثل كسانى كه الآن در آمريكا هستند و خيال مىكنند دينشان را هم حفظ مىكنند، زيرا آمريكا نمىگويد نماز نخوانيد، اصلًا كارى به دين ما ندارند؛ اتفاقاً در آنجا مسلمانى بهتر و بيشتر است!! غافل از اينكه نبودن در صف سيدالشّهدا (ع) گناه كبيره و اعظم كبائر است. حر (ره) يك شخصيت بسيار بسيار محترم و فوقالعاده است، و با توجه خود، معجزه كرده است و يكى از نمونههاى توبه است. وقتى براى عذرخواهى خدمت سيدالشّهدا (ع) آمد، به آقا عرض كرد؛ گمان نمىكردم كار ابن زياد با شما به اينجا برسد!! اين فكر، خودش عين جرم است، بر فرض كار ابن زياد با سيدالشّهدا (ع) به اينجا نمىرسيد، مگر بايد كار به جنگ برسد تا شما در صف سيدالشّهدا (ع) قرار بگيريد؟! مگر انسان معذور است، در صف ابن زياد باشد و سيدالشّهدا (ع) را تنها بگذارد؟
ج- احساس عدم احتياج به ولى خدا: اينكه جرم را تا به آخر نرسيده، جرم ندانستن و به دنبال جمع دنيا و آخرت بودن، تأخير داشتن، خود را محتاج ولى خدا نديدن، اينكه مىشود جزء اولياى خدا بود و بهشت رفت اگرچه همسفر سيدالشّهدا (ع) نباشيم، جرمهايى است كه وجود داشته و علت تنهايى سيدالشّهدا (ع) شده است. خيال مىكردند براى اصلاح شدن نيازى به سيدالشّهدا (ع) نيست؛ لذا طواف كرده، نماز مىخواندند، چله نشينى مىكردند تا تهذيب حاصل شود.
به ما دستور دادهاند مهياى ظهور باشيد؛ چون ظهور دفعتاً واقع مىشود، اصحاب امام زمان (ع) به علت آمادگى، به محض شنيدن نداى حضرت، همگى در مكّه جمع مىشوند. خوب اينها كه بيكار نيستند ولى طورى آمادهاند كه اگر آب دستشان باشد، زمين گذاشته، مىروند. حبيب بن مظاهر در ميان راه حمام با مسلم بن عوسجه برخورد كرد و گفت: كجا مىروى؟ گفت: مىروم تنظيف، گفت: وقت اين كارها نيست از سيدالشّهدا (ع) نامه رسيده، بايد رفت. از وسط راه، خانه نرفته برگشتند و به طرف كربلا رفتند. اين آمادگى خيلى فرق مىكند با آن كسى كه در زمان رسيدن سيدالشّهدا (ع) به كربلا، تازه براى زن و بچهاش آذوقه مىبرد. خيلى هم دوست دارد به حضرت كمك كند ولى از قبل فرصتها را تخمين نزده، خودش را مهيا نكرده، اهل سرعت و سبقت نبوده، پيدا است چنين آدمى عقب مىافتد. اشتغال انسان به كار خويش و اينكه دلمشغولى انسان، كار ولى خدا نباشد، يا اينكه صبح كه بلند مىشود فكرش اين نباشد كه، امروز كجاى كار امام زمان (عج) زمين است تا من بردارم، مشكل ساز است. البته بار ما را امام زمان (عج) برمىدارد، نه اينكه ما ايشان را يارى كنيم. در صلواتى كه از امام حسن عسكرى (ع) براى امام عصر (ع) نقل شده، آمده است: «اللهم انصره و انتصر به لدينك و انصر به اوليائك و اوليائه و شيعته و أنصاره»[١] خدايا او را يارى كن و به وسيله او، دوستان خود را و دوستان او را و شيعيان و ياران او را، يارى كن. به هر حال بايد ديد كجاى اردوگاه سيدالشّهدا (ع) خالى است، همانجا را پر كرد. دنبال كار خودمان نباشيم، اگر ما به دنبال آيتالله شدن باشيم و آن يكى، به دنبال خانه خريدن باشد، حتماً اين تعلقات، ما را از ولى خدا دور مىكند. مؤمن بايد اول صبح كه بر مىخيزد همّت و فكرش اين باشد كه كجاى اردوگاه ولى خدا خالى است، خودش را در آنجا حاضر كند. اگر اين آمادگى و حالت انتظار وجود داشت انسان به نصرت ولى خدا موفق مىشود، همينكه حضرت پرچم برداشت چنين شخصى آماده است. همه كارهايش را كرده، نه اينكه وقتى جنگ شروع شد تازه به فكر نماز و روزههاى قضا و به فكر قرضهايش باشد. حالا كه سيدالشّهدا (ع) به ميدان آمده، وقت نماز قضا خواندن نيست اينها را بايد قبلًا مىخواند بايد خود را به هر قيمتى شده به سيدالشّهدا (ع) برسانى ولو اينكه اين دو ركعت نماز را نخوانى ولو همه قرض عالم روى دوش تو باشد، تا بروى قرضت را بدهى كار تمام شده است.
در هر صورت، اين آماده نبودنها و غفلتها، سلسله عواملى است كه موجب جدا شدن افراد مختلف، از سيدالشّهدا (ع) و تنها شدن حضرت شد.
پىنوشتها:
[١]. ابن طاووس، لهوف، ص ٨٨، ترجمه رجالى تهرانى.
[٢]. نقل شده كه پدر ابوبكر، ابوقحافه، به پسرش گفت اگر بنا بر سن باشد من از تو پيرتر هستم.
[٣]. عموى امام رضا (ع) و احتمالًا همان كسى هستند كه در گلزار قم مدفونند.
[٤]. سوره نحل (١٦)، آيه ٤٤.
[٥]. سوره آل عمران (٣)، آيه ١٩.
[٦]. سوره آل عمران (٣)، آيه ٣١.
[٧]. چون خواهرش يكى از همسران پيامبر بود. ازدواج با كسانى كه اگر دنيا را قبالهاش كنيد، و به يكى از محببين حضرت بدهيد قبول نمىكند، ولى حضرت به علت مصالح سياسى اسلام هم دختر به آنها دادهاند و هم گرفتهاند.
[٨]. سوره بلد (٩٠) آيه ١٠؛ انسان را به راه خير و شر هدايت كرديم.
[٩]. سوره انعام (٦)، آيه ١١٢.
[١٠]. خود اين سخنان، حجت عليه آنها است. شما كه مىدانيد سيدالشّهدا (ع) كسى است كه اگر برود زمين از حجت خالى مىشود چرا او را تنها گذاشتيد؟
[١١]. محدّث قمى، مفاتيحالجنان، ص ١٠١٥.