ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - سرانجام سخن
نگاهى دقيق در مقام مقايسه با زرتشت؛ گسترش آموزههاى آن را بررسى كنيم قطعاً درمىيابيم، دين مانى چنان گسترده و فراخ است كه تا قرون ١٤ و ١٥ ميلادى آثار آن را در اروپا مىتوان يافت. اما نكته بسيار مهم آن است كه دين زرتشت با توجه به طول عمرش (تا اكنون) از بنيانهاى ثابت و پايدارى برخوردار است. در حالى كه در نگرش به دين مانى با وضعيتى متضاد مواجهيم. چرا كه دين مانى بسيار سريع تر از زرتشت به انشعباتى اساسى انجاميد. با نگرش عميق در اديان قرون ١٤ و ١٥ در فرانسه مىتوان تأثيرات مانويت را در اين اديان دريافت كرد.
در حقيقت بايد گفت اين اديان و فرق، ملقمهاى از عقايد اديان مختلف هستند كه البته تعداد آنان در تاريخ بشر بى شمار است.
تحريف زود هنگام آموزههاى مانى، به دليل كوتاهى پيروان اين دين در انتقال آموزههاى اصيل آن به نسلهاى بعدى بود و همين امر باعث انحراف اين دين از مسير خويش و در نتيجه روىگردانى مردم از آن شد.
اما در باب مسئله موعود گرايى در مانويت بايد اذعان داشت كه مانى با توجه به فشارهاى مختلفى كه بر وى وارد مىآمد، فرصتى براى پرداختن به اين مسئله پيدا نكرد. البته او پايان جهان را نبرد بزرگى مىداند كه همه در جنگ و نزاعند و نور و نيكى چندانى در اين جهان باقى نمانده است. در اين زمان عيسى دوباره ظهور مىكند و كرسى داد برپا كرده، نيكوكار را از بدكار جدا مىكند. آنگاه خدايانى كه زمين و آسمان را در نظم فعلى برقرار داشتهاند، كار خود را رها كرده و آسمان و زمين فرو مىريزند. آتش بزرگ زبانه خواهد كشيد و واپسين پارههاى نور آزاد و به بهشت نو خواهند رفت.
آنگاه ماده، زندانى خواهد شد و همه نيكان به ديدار پدر بزرگى نائل مىآيند، ديدارى كه از ابتداى تازش اهريمن ميسر نگشته بود.
اما همانطور كه ديديد بيان مسئله موعود در آيين مانويت تقليدى از دين مسيحيت است؛ كه مسيح در آن دوباره رجعت خواهد كرد و مسيحيان را از يوغ ظلم و ستم نجات خواهد داد.
در جايى گفتيم كه او خود را مسيح عيسويان معرفى مىكند و از طرف ديگر سوشيانس زردشتيان.
از اين مطالب بر مىآيد كه مانى مانند ديگر آموزههايش به موعود دين خويش نپرداخت.
عيسى در نگرش مانويت سه شخص متفاوت است:
١. عيساى درخشان يا خداى نجات بخش
٢. عيساى رنجبر كه در مانويت غربى به روح دردكشنده در ماده اطلاق مىشود. روحى كه چونان عيساى بردار شده، خود بردار كشيده شده است.
٣. عيسى مسيح؛ پيامبر و پسر خدا كه ظاهر انسان به خود گرفته بود و مىپنداشتند كه بردار شده و درد مىكشد. مانى اين نظر را كه پيامبر و پسر خدا جسميت يافته و داراى تن است، رد مىكند و معتقد است كه او واقعاً بر دار نشده است.
گاهى اين مفاهيم سه گانه با هم در مىآميزند و مشخص كردن يكى از سه عيسى مقدور نيست.
اين نگاه مانى به موعود گرايى كه يكى از اركان اين دين به حساب مىآيد تقليدى از دين مسيحيت بود.
موعود دين مزدك
همانطور كه گفته شد؛ فعاليت مزدك پديد آوردن جنبشى اجتماعى در پرتو دين زرتشت خرگان بوده است. و در حالى كه حتى نمىتوان بدان لقب دين داد، به دنبال موعود گشتن كارى عبث مىنمايد.
براى رسيدن به جواب اين سؤال مىبايست به انديشههاى زرتشت خرگان، پديد آورنده اين دين رجوع كرد كه به دليل فقر منابع اين كار ميسر نيست.
تنها در يكجا و آن هم به صورت بسيار مختصر، شهرستانى در كتاب ارزشمند خويش، الملل و النحل به اين مطلب، البته به صورت غير منطقى اشاره دارد: كه ارواح از طريق ستارگان، ماه و خورشيد به نجات نهايى دست مىيافتند. محتمل است كه جدايى يادشده به نحوى اتفاقى، مربوط به رهايى ارواح از بند ماده باشد كه بستگى به وقايع و مسير زندگى فرد دارد و تابع قانون مشخصى نيست. اگر ثواب كردى، به بهشت مىروى و اگر خطا ورزيدى به اسارت روح خود در اين جهان مادى ادامه خواهى داد.
اين از معدود اطلاعات ما در باب آموزههاى مزدكى است زيرا كه نويسندگان در رابطه با اين دين بيشتر به اثرات اجتماعى آن توجه داشتهاند.
سرانجام سخن
در پايان اين مقاله كه به بررسى مختصر آموزهها و نوع نگرش به موعود اديان ايرانى پيش از اسلام پرداخته بود، خوانندگان علاقهمند را به مطالعه كتب ذيل تشويق مىكنم. چرا كه اين مقاله را تنها مىتوان قطره اى از دريا انگاشت و آموزههاى اصلى اين اديان، گستره وسيعى را تحت پوشش قرار مىدهد و ليكن ما به دليل كمبود مجال و فرصت به عقايدى پرداختم كه به نوعى مىتوان آن را منشأ موعود گرايى آن اديان انگاشت.
پىنوشت:
مطلب با استفاده از منابع زير تدوين شده است:
اديان آسيايى، دكتر مهرداد بهار، نشر چشمه؛ زردشتيان، مرى بويس، ترجمه دكتر عسكر بهرامى، نشر ققنوس؛ مزديسنا در ايران قديم، آرتور كريستن سن. انتشارات دانشگاه تهران؛ كيشهاى ايرانى در عهد ساسانيان، عباس مهرين، انتشارات دانشگاه تهران؛ مزديسنا و ادب پارسى، دكتر محمد معين، انتشارات دانشگاه تهران؛ تمدن ايرانى، جمعى از مستشرقين فرانسوى، ترجمه عيسى بهنام، انتشارات علمى فرهنگى؛ خدمات متقابل اسلام و ايران، جمعى از مستشرقين فرانسوى، ترجمه عيسى بهنام، استاد مرتضى مطهرى، نشر صدرا؛ يشتها، ترجمه و شرح ابراهيم پورداوود؛ متون پهلوى، جاماسپ جى دستور منوچهر جى جاماسب، ترجمه سعيد عريان؛ پژوهشى در اساطير ايران، دكتر مهرداد بهار؛ رساله سوشيانس، ابراهيم پورداوود؛ تاريخ اساطيرى ايران، ژاله آموزگار، انتشارات سمت.