ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٢ - پرسش شما، پاسخ موعود
است:
به خدا سوگند، پيامبر خدا با ما پيمان بسته است كه اين امر [امامت] را دوازده تن امام از فرزندان على و فاطمه به دست خواهند گرفت و هيچ كدام از ما نيست مگر اينكه مسموم يا كشته مىشود.[١]
٢. امام صادق (ع) نيز در اين باره مىفرمايد:
به خدا قسم هيچيك از ما نيست مگر اينكه كشته شده و به شهادت مىرسد.[٢]
٣. از امام رضا (ع) نيز مشابه همين تعبير، روايت شده است.[٣]
گفتنى است اين دسته روايات معمولًا براى پاسخگويى به شبهاتى كه در مورد نحوه از دنيا رفتن برخى امامان مطرح مىشود، مورد استفاده قرار مىگيرد. علامه مجلسى نيز در كتاب خود بابى را با عنوان «باب شدت سختىهاى امامان معصوم و اينكه مصيبتهاى آنها از همه مردم بزرگتر بود و اينكه آنها نمىميرند مگر با شهادت»[٤] به بررسى اين روايات اختصاص داده است.
٤. نويسنده كتاب إلزام الناصب به نقل از «برخى از علماء» عبارتى را نقل كرده است كه دلالت بر شهادت امام مهدى (ع) مىكند. او مىنويسد:
هنگامى كه هفتاد سال [حكومت حضرت] حجّت به پايان رسيد، مرگ به سراغ او مىآيد. زنى از «بنى تميم» به نام «سعيده» كه ريشى چون مردان دارد، از بالاى پشت بام هاونى سنگى به سوى آن حضرت كه در حال گذشتن از آن مسير است پرتاب مىكند و او را مىكشد. پس از درگذشت آن حضرت. [امام] حسين (ع) عهدهدار به خاك سپارى او مىشود.[٥]
عبارت ياد شده از سوى برخى صاحبنظران مورد نقد و بررسى قرار گرفته است كه از آن جمله مىتوان به شهيد سيد محمد صدر اشاره كرد. ايشان در اين زمينه مىنويسد:
اين متن اساساً قابليت اثبات موضوع [شهادت حضرت] را ندارد؛ زيرا روايت نقل شده از يكى معصومين نيست، بلكه از بعضى از علما كه ما نمىدانيم كيست، نقل شده است. حتى اگر اين متن- چنانكه از ظاهر آن برمىآيد- اشاره به مضامين برخى روايات داشته باشد، تبديل به روايت مرسلى مىشود كه نه سند آن مشخص است و نه امامى كه از او روايت شده است. افزون بر اينكه سند روايات ياد شده معمولًا ضعيف است و مضامين آنها دور از ذهن است به گونهاى كه نمىتوان با آنها چيزى را ثابت كرد.[٦]
نام برده نقدهاى ديگرى نيز به متن و محتواى اين عبارت وارد كرده است كه به همين مقدار بسنده مىكنيم.[٧]
در هر حال با توجه به اين دو دسته روايات اظهار نظرصريح و قطعى در مورد چگونگى وفات اماممهدى (ع) مشكل به نظر مىرسد.
پىنوشتها:
[١]. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج ٥١، ص ١٠٤، ح ٣٩.
[٢]. سوره اسراء (١٧)، آيه ٦.
[٣]. كلينى، الكافى، ج ٨، ص ٢٥٠، همچنين ر. ك: بحارالانوار، ج ٥٣، ص ٩٤، ح ١٠٣.
[٤]. بحارالانوار، ج ٥٣، ص ١٠٣، ح ١٣٠.
[٥]. بحارالانوار، ج ٢٧، ص ٢١٧، ح ١٩.
[٦]. همان، ص ٢٠٩، ح ٧.
[٧]. همان، ص ٢١٤، ح ١٦.
[٨]. همان، صص ٢٠٧- ٢١٧.
[٩]. على يزدى حائرى، الزام الناصب فى إثبات الحجة الغائب، ج ٢، ص ١٦٧.
[١٠]. سيد محمد صدر، تاريخ ما بعد از ظهور، ص ٨٨١.
[١١]. همان، ص ٨٨٣.