ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٨ - قرآن برتر است يا عترت؟
دليل اين امر، روايات متعددى است كه از جمله «فيض كاشانى» (ره) بعضى از آنها را در مقدمات تفسير صافى آورده است، مانند اين روايات كه امام صادق (ع) فرمودند:
همانا خداوند متعال ولايت ما- اهلبيت- را قطب (محور) قرآن قرار داد.[١]
يعنى قرآن، بر محور ولايت ما دور مىزند.
دليل سوم: اينكه عترت (ص) كلام الله ناطق و كتاب مبين؛ و قرآن، كلام صامت و بىسخن او است. و ديگر آنكه قرآن عبارت از، الفاظ، خطوط و نقوشى نگاشته شده است كه علم آن نزد عترت وجود دارد. پس حقيقت قرآن و علوم آن، به طور اعلى، اشرف، كاملتر و تمامتر در حقيقت نورانى امام معصوم (ع) موجود است. بنابراين امام، برتر از قرآن بوده،- همچون برترى معانى از الفاظ- بلكه قرآن، جزء و قسمتى از فضايل و مناقب امام و حاكى از بخشى از شئون و مراتبى است كه خداوند متعال در ايشان قرار داده است.
دليل چهارم: آنكه قرآن، كلام مخلوق- يعنى رسولاكرم (ص)- از جانب خداوند بوده، ولى نور نبى اكرم و حضرات عترت (ع) بلاواسطه توسط خالق متعال آفريده شده و بنابر روايات متعدد اثبات شده كه عترت، در تمام فضايل با رسولاكرم (ص) يكساناند، مگر در نبوت و علت ايجاد ساير موجودات- از جمله قرآن-
جز حقايق انوار مقدس اين حضرات (ع) چيز ديگر نيست.
دليل پنجم: آنكه قرآن موجود و در دسترس ما، تنها سايه، آينه و نشانى از قرآن موجود در عالم مثال و انوار است و مىدانيم كه آن عوالم، تماماً مخلوق و آفريده از اشباح انوار پيامبر و عترت (ع) است، زيرا ايشان نورالانوارى هستند كه ساير نورها از نور ايشان روشن شده و لذا علت مادى و صورى براى آنها و همچنين براى قرآن هستند، بنابراين افضل از قرآناند.
دليل ششم: آنكه علوم عترت پيامبر (ص) به فرموده خودشان، بر كتاب تكوينى و تشريعى و قرآن حقيقى- موجود در ديگر عوامل- احاطه دارد. چنانكه فرمودهاند:
از جمله علومى كه نزد ماست، تفسير قرآن و احكام آن است.[٢]
بنابراين علوم قرآن، تنها بخشى از علوم ايشان است، و اين ملاك برترى ايشان از قرآن است.
دليل هفتم: اينكه عترت (ع) در نزديكترين درجات ممكن نسبت به خداوند متعال قرار دارند، زيرا همراه با رسول خدا (ص) در مقام و مرتبه «قابَقَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى؛ مانند دو لبه كمان نزديك شد يا مقربتر» هستند و قرآن در همه منازلى كه داراست، ذيل اين مقام قرار دارد. عترت (ع) بر مقام قرآن احاطه دارند و از آن برتراند.
دليل هشتم: اينكه امام به منزله قلب عالم امكان است و خداوند متعال امامان (ع) را موجب قوام ممكنات قرار داده، و اگر ايشان نباشند، زمين اهل خود را فرو مىبرد و از مجموع احاديثى كه در اين باب از معصومين (ع) رسيده استنباط مىشود كه موجب بقاى ممكنات- از جمله قرآن- ايشان هستند و بقاى همه چيز، از جمله قرآن، به وجود ايشان است پس بىترديد، ايشان برتر از قرآناند.
دليل نهم: اينكه قرآن از آيات و بينات الهى است و ترديدى نيست كه عترت (ع) بزرگترين آيات و بينات هستند. چنانكه اميرمؤمنان (ع) فرمودند:
كدام آيهاى از آيات خداوند، از من بزرگتر است.
اين ويژگى نيز دلالت بر برترى ايشان بر قرآن كريم دارد. ايشان به منزله غيب، روح، باطن و حقيقت قرآن هستند. هر كه خدا را شناخته و مىشناسد، از راه معرفت، شناخت و توجه كردن به سوى ايشان شناخته است.
پىنوشتها:
برگرفته از: ولايت كليه، صص ١٢٤- ١٣٢؛ همراه با تلخيص و بازنويسى.
[١]. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج ٢٧، ص ٢٤٥، ح ٥
[٢]. سوره عنكبوت (٢٩)، آيه ٤٥.
[٣]. سوره آلعمران (٣) آيه ٤٢.
[٤]. همسر حضرت فاطمه (س) اميرالمؤمنين (ع) است كه خود برتر از تمام فرشتگان برتر الهى و بنا بر روايات متعدد، معلم جبرئيل و سبب خلقت آنها بودهاند. به علاوه فرزندان حضرت فاطمه (س) نور اخيار- يعنى انبياء و اوصيايشان- و برتر از ايشان هستند و حضرت عيسى (ع) سرانجام پشت سر آخرين ايشان (حضرت صاحبالزمان (ع)) به نماز خواهد ايستاد.
[٥]. مجلسى، همان، ج ١، ص ٩٧، ح ٨؛ عوالى اللئالى، ج ٤، ص ٩٩.
[٦]. فيض كاشانى، تفسير صافى، ج ١، ص ٢١، مقدمه دوم.
[٧]. بصائر الدرجات، ص ٢١٤، جزء ٤، باب ٧، ح ١.