ماهنامه موعود
(١)
شماره هشتاد و سوم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
منتظر بر كرانه غدير
٢ ص
(٤)
از ميان خبرها
٤ ص
(٥)
تبليغ بهاييت
٤ ص
(٦)
هشدار مرجع تقليد درمورد گسترش روزافزون صوفى گرى
٤ ص
(٧)
حمله به ايران و انديشه مهدويت
٤ ص
(٨)
زندان؛ به جرم پخش شيرينى در نيمه شعبان!
٤ ص
(٩)
ناو هواپيمابر آمريكا راهى خليج فارس شد
٤ ص
(١٠)
حفارى خانه حضرت ابراهيم (ع) در عراق
٤ ص
(١١)
سلاح نفت برنده تر از هر شمشيرى
٥ ص
(١٢)
دعوت براى يورش به مسجدالاقصى
٥ ص
(١٣)
روز جهانى مبارزه با وهابيت و تروريسم
٥ ص
(١٤)
اعضاى ائتلاف انتفاضه مهجر، تاكنون علاوه
٥ ص
(١٥)
كتاب موهن نسبت به امامت امام زمان (ع)
٥ ص
(١٦)
نامه شيعيان يمن به عدالت خواهان جهان
٥ ص
(١٧)
آموزش بعثى ها توسط انگليسى ها براى عمليات تروريستى در ايران
٥ ص
(١٨)
باده بده ساقى ولى زخم غدير
٦ ص
(١٩)
فضيلت على (ع) در شب معراج
٧ ص
(٢٠)
سيماى اميرالمؤمنين (ع) در آثار اهل سنّت
٨ ص
(٢١)
على (ع)، اميرالمؤمنين
٨ ص
(٢٢)
روشن كننده حق از باطل پس از پيامبر (ص)
٨ ص
(٢٣)
فضايل بى شمار
٨ ص
(٢٤)
محبّت واجب شده
٩ ص
(٢٥)
محور بعثت پيامبران
٩ ص
(٢٦)
موجب نيك بختى
٩ ص
(٢٧)
نقطه مقابل حرارت دوزخ
٩ ص
(٢٨)
با على (ع) همراه شويد
٩ ص
(٢٩)
غدير، منشور بعثت سفير
١٠ ص
(٣٠)
امامت
١١ ص
(٣١)
خطبه غدير
١١ ص
(٣٢)
بلند كردن اميرالمؤمنين (ع) و معرفى وى به حاضران
١٣ ص
(٣٣)
اهميت مسئله امامت و تأكيد بر آن
١٣ ص
(٣٤)
كارشكنى منافقان
١٣ ص
(٣٥)
دوستان و دشمنان اهل بيت (ع)
١٤ ص
(٣٦)
حضرت مهدى (ع)
١٤ ص
(٣٧)
آماده كردن مردم براى گرفتن بيعت
١٤ ص
(٣٨)
بيان حلال و حرام و واجبات الهى
١٤ ص
(٣٩)
بيعت گرفتن رسمى
١٥ ص
(٤٠)
قرآن برتر است يا عترت؟
١٦ ص
(٤١)
ميهمان ماه
١٩ ص
(٤٢)
گل ظهور
١٩ ص
(٤٣)
سبزپوش
١٩ ص
(٤٤)
ختم غزل
١٩ ص
(٤٥)
سوار بال سپيده
٢٠ ص
(٤٦)
سوار سپر پوش قله خورشيد
٢٠ ص
(٤٧)
چشم انتظار
٢٠ ص
(٤٨)
گفتگوى اختصاصى موعود با دكتر استفان سايزر
٢٢ ص
(٤٩)
امام مهدى (ع) شفاعت كننده امت پيامبر (ص)
٢٥ ص
(٥٠)
خصومت ديرينه مسيحيت غرب با اسلام و پيامبر (ص)
٢٦ ص
(٥١)
شبهات عليه جهاد در اسلام
٢٦ ص
(٥٢)
استراتژى جديد غرب عليه اسلام
٢٧ ص
(٥٣)
ناكامى توطئه ها عليه اسلام
٢٨ ص
(٥٤)
سلطه يهوديان بر هاليوود
٣٠ ص
(٥٥)
هاليوود، سياست و پنتاگون
٣٢ ص
(٥٦)
نگرش اديان ايرانى به مسئله موعود
٣٤ ص
(٥٧)
هوشيدر، موعود زرتشت
٣٤ ص
(٥٨)
هوشيدر ماه
٣٥ ص
(٥٩)
سوشيانس
٣٥ ص
(٦٠)
خصوصيات سوشيانس
٣٦ ص
(٦١)
رسالت سوشيانس
٣٦ ص
(٦٢)
موعود دين مانى
٣٦ ص
(٦٣)
موعود دين مزدك
٣٧ ص
(٦٤)
سرانجام سخن
٣٧ ص
(٦٥)
معرفت امام زمان (ع) از ديدگاه شيخ صدوق
٣٨ ص
(٦٦)
مبانى اعتقاد به امامت
٣٨ ص
(٦٧)
حكايت ديدار
٤٢ ص
(٦٨)
سلوك بلا
٤٥ ص
(٦٩)
يكّه و تنها شدن ولى الهى
٤٥ ص
(٧٠)
1- شرايط تنها شدن امام حسين (ع)
٤٦ ص
(٧١)
2- عوامل تنهايى ولى خدا
٤٦ ص
(٧٢)
3- علت باز ماندن افراد از يارى ولى خدا
٤٩ ص
(٧٣)
قيام سيدالشهدا (ع)، قيام براى خدا
٥٢ ص
(٧٤)
شگفتى قيام سالار شهيدان
٥٢ ص
(٧٥)
درك نادرست از قيام امام حسين (ع)
٥٣ ص
(٧٦)
انگيزه اصلى قيام كربلا
٥٣ ص
(٧٧)
تسليم حق و حفظ ايمان
٥٤ ص
(٧٨)
لقمه حرام و سياهى قلب انسان
٥٤ ص
(٧٩)
حقيقت شهادت
٥٤ ص
(٨٠)
از نبى اعظم تا وصى خاتم
٥٦ ص
(٨١)
مهرنگاه
٦٠ ص
(٨٢)
اشاره
٦٠ ص
(٨٣)
پرسش شما، پاسخ موعود
٦١ ص
(٨٤)
خواستگارى گنجشك
٦٣ ص
(٨٥)
خواستگارى گنجشك
٦٣ ص
(٨٦)
گنجشك مدعى و بساط سليمان
٦٣ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - خطبه غدير

يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ‌[١]

اى پيامبر! آنچه كه پروردگارت به تو دستور داده است به مردم ابلاغ كن كه اگر اين كار را انجام ندهى رسالت خود را به پايان نرسانده‌اى و خدا تو را از مردم حفظ مى‌كند و گروه كافران را هدايت نخواهد كرد.

و بدين ترتيب، روز هجدهم «ذيحجه» روزى تاريخى، مهم و به ياد ماندنى در تاريخ اسلام شد. روزى كه راه دين، در آن جاودانه شد و آزمونى بزرگ را، فرا روى مسلمانان قرار داد تا حق از باطل جدا شود. روز دعوت بزرگ حق به راستى و حقيقت‌گرايى، روز اكمال دين و اتمام نعمت.

نويسنده در اين مقاله، ابتدا درباره الهى بودن منصب امامت سخن به ميان آورده، سپس سيرى اجمالى از تاريخ «حجّة الوداع» و خطبه‌هاى رسول گرامى اسلام (ص) در آن ايام، آنگاه به برگزيده‌هايى از «خطبه غدير» پرداخته است كه در آن فرازهايى از اين خطبه و موضوعات آن، به طور مختصر مورد بررسى قرار گرفته است. با اميد به آنكه مورد رضاى حق واقع شود و ما را در سلك ره‌پويان امام حاضر قرار دهد.

امامت‌

خلافت و امامت، از نظر دانشمندان شيعه، منصبى الهى است كه خداوند متعال آن‌را به برگزيده خود كه برترين، شايسته‌ترين و افضل امت است، مى‌دهد. امام غير از زمامدارى و حكومت، وظيفه تبيين و توضيح دين را بر عهده دارد؛ در حالى‌كه پيامبر (ص) پايه‌گذار شريعت و آورنده كتاب و مهبط نزول وحى الهى است.

بنابراين طبق نظر شيعه، خلافت و جانشينى پيامبر (ص) و پا را جاى پاى حضرت گذاشتن، منصبى عادى و دنيوى نيست كه هر كسى، شايستگى تكيه‌زدن بر آن را داشته باشد؛ بلكه حاكم اسلامى، غير از آنكه مجرى قوانين و حافظ حقوق مردم است، بيان‌كننده بخشى از احكام و قوانين و مسائلى است كه به هر علّتى، پيامبر (ص) آن را بيان نكرده است.

امّا در ديدگاه اهل سنت، خلافت منصبى عرفى و عادى است و وظيفه حاكم و خليفه، حفظ كيان ظاهرى و برقرارى نظم و امنيت و تنظيم امور مالى مسلمانان است. از نظر آنها، مى‌توان خليفه را با مراجعه به افكار عمومى انتخاب كرد و توضيح بخش تبيين‌نشده به وسيله پيامبر (ص)، به عهده علما و دانشمندان امور دينى است كه كارشناسان اين امور هستند و به مرحله اجتهاد رسيده‌اند.

نظر شيعه اين است كه امام، بايد داراى خصوصياتى، همانند نبى باشد تا بتواند جانشين او شود. قرآن كريم در سوره نسا، آيه ٥٩، نيز مثبت اين نظريه است كه:

أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ.

يعنى اطاعت از اولى‌الامرى واجب است كه شرايطى همانند پيامبر- غير از نزول وحى- داشته باشد. بنابراين، امام بايد معصوم، عادل و عالم باشد و بر احكام شريعت، احاطه علمى كامل داشته باشد. چنين كسى، با چنين شرايطى را فقط خداوند متعال مى‌تواند بشناسد و انتخاب كند. زيرا تجربه، ثابت كرده است كه انتخاب بشر، در نقطه‌اى به بن بست مى‌رسد. سخن امام صادق (ع) در كافى اين‌گونه آمده است:

زمين هيچ‌گاه خالى از امام نمى‌ماند. زيرا اگر مؤمنان، در دين مطلبى را افزودند، آنها را برگرداند، و اگر كم كردند، براى آنها تكميل كند.[٢]

و نيز:

زمين از حالى به حالى برنمى‌گردد مگر آنكه خداوند، حجتى در آن داشته باشد كه حلال و حرام را به آنها بشناساند و مردم را به راه آنها دعوت كند.

نظر علماى شيعه، فقط يك اظهار نظر صرف نيست؛ بلكه با تكيه به دلايل عقلى و فلسفى و نيز اخبار و رواياتى است كه از پيامبر اعظم (ص) رسيده است. آن حضرت به دفعات زياد، وصى و جانشين خود را تعيين فرموده و امامت را منصبى خدادادى دانسته است.

ايشان، هم در آغاز نبوت خود، امام و جانشين بعد از خود را مشخص فرمود و هم در پايان دوران باشكوه و پرعظمت رسالت. بنا بر اعتراف بسيارى از علماى اهل‌سنت در نوشته‌هاى خود مانند: شرح نهج‌البلاغه‌[٣] ابن ابى الحديد، ينابيع الموده‌[٤] قندوزى، تاريخ دمشق‌[٥] ابن عساكر، البدايه و االنهايه‌[٦] ابن كثير، پيامبر گرامى اسلام (ص) ابتداى رسالت، وقتى بنا بر امر الهى، دعوت خود را براى خويشان كه ٤٥ تن از بزرگان بنى‌هاشم بودند، آشكار كرد، فرمود:

نخستين كسى كه از ميان شما، مرا يارى كند، برادر، وصى و جانشين من خواهد بود. هنگامى كه حضرت على (ع) در حالى كه نوجوانى بيش نبود، برخاست و آن حضرت را تصديق كرد، پيامبر (ص) فرمود: او برادر، وصى و جانشين من است.

در بين محدّثان و مفسران و حتى تاريخ‌نويسان، اين حديث به «حديث يوم الانذار» يا «حديث بدء الدعوة» مشهور است.

احاديثى ديگر در مورد تصريح به امامت ولايت حضرت على (ع) از پيامبر (ص) در مناسبت‌ها و زمان‌هاى مختلف، صادر شده است كه همگى بيانگر خلافت و جانشينى آن حضرت است. مهم‌ترين و برترين آنها، «حديث غدير» است.

\*\*\*

خطبه غدير

پيامبر اكرم (ص) در سال پايانى عمر پر بركت خود- سال دهم هجرت- براى اوّلين بار، به طور رسمى، اعلان حج دادند تا همه مردم بنا بر استطاعت خود، در اين كنگره بزرگ جهانى حاضر شوند. اين حج در تاريخ به «حجة الوداع» يا «حجة