ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - خطبه غدير
البلاغ» مشهور شده است. جمعيت حاضر در اين كنگره عظيم، حدود صد و بيست هزار نفر بودند از اين تعداد حدود هفتاد هزار نفر از «مدينة النبى» به همراه حضرت حركت كرده بودند.
حضرت چند روز مانده به ماه «ذيحجه»، از مدينه خارج شد و پس از احرام بستن در «مسجد شجره» به طرف مكه حركت كرد.
حضرت على (ع) نيز كه به امر رسول الله (ص) به يمن رفته بود، با دوازده هزار نفر، در مكه به آن حضرت پيوست. مسلمانان اعمال حج را در اين سفر از آن بزرگوار آموختند. در اين سفر، ايشان سه خطبه مهم ايراد فرمودند.
خطبه اوّل در «منا»، در واقع زمينهساز خطبه «غدير» و نصب خلافت بود. در اين خطبه بعد از حمد و ثناى الهى فرمود:
اى مردم! گفتههاى من را بشنويد و درباره آن بينديشيد. نمىدانم، شايد بعد از اين سال، شما را ملاقات نكنم.[١]
سپس اشاره فرمود به اينكه:
هر ربايى كه در دوران جاهليت گرفته شده و هر خونى كه به ناحق ريخته شده، رسماً بخشيده مىشود تا كينهتوزىها و دشمنىها از بين برود. سپس مردم را از اختلافها بر حذر داشت.
حضرت تصريح فرمود كه:
اگر من نباشم، على بن ابى طالب، در مقابل متخلّفان خواهد ايستاد.
سپس به «حديث ثقلين» اشاره كرد و فرمود:
من دو چيز گرانقدر، در ميان شما باقى مىگذارم كه اگر به اين دو تمسك جوييد، هرگز گمراه نمىشويد. اين دو، كتاب خدا و عترتم يعنى اهل بيتم هستند.
خطبه دوم را نيز، روز سوم در «منا» و در «مسجد خيف» ايراد فرمود. در اين خطبه، به تفرقه نينداختن بين مسلمانان سفارش كرد و بار ديگر مسئله خلافت را تذكر داد و «حديث ثقلين» را مجدداً تكرار كرد.
در كتاب سليم[٢] و نيز بحارالانوار[٣] آمده است كه: در اين مقطع بود كه منافقان احساس خطر كردند و بين خود، پيماننامهاى را نوشتند كه در تاريخ به نام «صحيفة ملعونه» مشهور شده است. در اين پيماننامه آمده بود كه:
اگر محمّد از دنيا رفت، يا كشته شد، نگذاريم خلافت و جانشينى وى، در اهل بيتش مستقر شود.
اينان اين معاهده را در كنار كعبه امضا كردند و با هم، هم قسم شدند. سپس آن را داخل كعبه زير خاك پنهان كردند تا سندى الزامى براى خودشان باشد.
خداوند متعال آيات ٧٩ و ٨٠ سوره زخرف را در اينجا بر پيامبر (ص) نازل كرد:
أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً فَإِنَّا مُبْرِمُونَ. أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ بَلى وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ.
بلكه آنها تصميم محكم بر توطئه گرفتند. ما نيز اراده محكم درباره آنها داريم. آيا آنها مىپندارند كه ما اسرار نهانى و سخنان درگوشى آنها را نمىشنويم؟ آرى، رسولان و فرشتگان ما نزد آنان هستند و مىنويسند.
با اين آيات، اسرار آنها نزد حضرت برملا شد.
نكته مهم در اين سفر اين است كه جبرئيل امين لقب «اميرالمؤمنين» را به عنوان لقب اختصاصى حضرت على (ع) از جانب پروردگار آورد. نبى اكرم (ص) نيز دستور داد تا يك يك اصحابش، نزد حضرت على (ع) بروند و به عنوان اميرالمؤمنين به وى سلام كنند و «السّلام عليك يا اميرالمؤمنين» بگويند.
در بخشى ديگر از خطبه غدير آمده است:
اى مردم! اين مطلب را درباره او بدانيد و بفهميد و بدانيد كه خداوند او را براى شما صاحب اختيار و امامى قرار داده كه بر مهاجران و انصار و بر تابعان آنها به نيكى، بر روستايى و شهرى، بر عجمى و عربى، بر آزاد و بنده، بر بزرگ و كوچك، بر سياه و سفيد، اطاعتش را واجب كرده است. بر هر يكتاپرستى- بر هر موجودى- حكم او اجرا شونده و كلام او، مورد عمل و امر او، نافذ است. هر كس تابع او باشد و او را تصديق كند، مورد رحمت الهى