ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - از نبى اعظم تا وصى خاتم
منصورى، حالا مىگويد:
- شايد منظور شما اين باشد كه اين همه بحث مهمتر هست، حالا چرا سيماى حضرت را بيان كردم. شما درست مىگوييد، مهم عظمت قيام حضرت (عج)، است و اينكه در غيبت او چه رازهايى نهفته است. و يا چه علايم و نشانههايى در ايام نزديك به ظهور ايشان وجود داد، امّا من و حبيبى، خواستيم دركنار دانستن آنها، يك نظر اجمالى هم به بحث ظاهر آقايمان داشته باشيم، همين را به شما بگويم، آقاى حيدرمنش! كه حضرت، علاوه بر بالاترين مرتبه تقوا و ايمان و عصمت و همه اين چيزها، صاحب جمال و نيرومندى نيز هست كه هر كسى بخواهد در مقابل حق و حقيقت، قد علم كند، او را سر جايش بنشاند، بفرماييد بنشينيد. تا ادامه بحث را بگويم:
مؤدب مىنشيند. شرمنده مىشوم. شايد بنده خدا، سؤال برايش پيش آمده بود و قصد و غرضى نداشته است. خدايا! توبه.
و امّا دسته دوم: احاديث مربوط به علل غيبت حضرت ولىعصر (عج)
پيامبر اكرم (ص) فرمودند: به ناگزير او بايد غايب شود، كه در آن مدّت ترس از قتل هست.
و در حديثى ديگر آمده: براى او غيبت و براى امّت حيرتى خواهد بود كه خيلىها در آن دوران گمراه خواهند شد.
و در حديثى اينكه: آنچه در ميان بنىاسرائيل واقع شده، در ميان امّت من نيز، مو به مو واقع خواهد شد. دوازدهمين فرزند من از ديدهها غايب مىگردد و ديده نمىشود.
و آنچه در ميان بنىاسرائيل روى داده بود و به موجب آن، دچار سرگردانى شدند، غيبت نخستين سبط آنها به نام «لاوى بن بَرخيا» بود كه مدّتى بس دراز غيبت كرد و سپس به سوى قومش بازگشت و دين خدا را پس از مندرس شدن، از نو زنده ساخت.
و در حديثى ديگر از پيامبر اعظم (ص):
مهدى (عج) از اولاد من است. خداوند به وسيله او مشرقها و مغربهاى زمين را فتح مىكند. مهدى همان است كه از دوستان خود ناپديد مىشود، يك ناپديد شدنى كه بر اعتقاد خود، در امامت استوار نمىماند، مگر كسى كه خداوند، دلش را براى ايمان آزموده است. و در بسيارى از احاديث علّت غيبت، ترس از قتل بيان شده است. مانند حضرت ادريس كه مدت بيست سال براى ترس از امت گمراه خود كه دعوتش را رد كردند، غيبت نمود. مانند حضرت رسول اكرم (ص) كه براى فرار از كسانى كه او را آزار مىدادند و جهت حراست از جان و نيز رسالت مقدسش، در غار حرا، مخفى شد. امّا بايد گفت كه علّت غيبت حضرت ولىعصر (عج) و عنوان ترس از قتل، كه گفتيم در احاديث بىشمارى آمده است، به هيچ وجه شخصى نبود، چرا كه خداوند او را براى ريشهكن ساختن ظلم و ستم و اجراى عدالت، ذخيره كرده است. و نيز دليل ديگر آن كه؛ غيبت حضرت (عج) وسيله آزمايش مؤمنان و غربال شدن منكران است، و از معصوم (ع)، درباره علت غيبت سؤال شد و ايشان فرمودند: خلايق ناچارند، بايد امتحان كرده شده باشند. و از يكديگر تميز بيابند و به غربال زده بشوند و جمع كثيرى از غربال بيرون رود.
و در حديثى ديگر باز هم، علت غيبت؛ اين مطرح شده است كه در وقت ظهورش، احدى را در گردن وى بيعتى نباشد.
منصورى، يك نفس و پر انرژى، سكان كشتى كلاس را در دست دارد. لذت مىبرم از آرامش و سكوت يك دست كلاس، سرم را كمى مىچرخانم، بعضى از دانشجويان خانم، هر چه بحث جلوتر مىرود، دستى به روسرىهايشان مىكشند و آرام مرتب مىكنند. بعضى ديگر از همكلاسىها هم كه طبق عادتشان براى فهم بيشتر، دقيق مىشدند در چشم و ابروى فرد كنفرانس دهنده، حالا حتّى به منصورى هم نگاه نمىكنند و خودشان را سرگرم خطخطى كردن كاغذ سفيد مقابلشان كردهاند. پنجرههاى كلاس نيمه باز است و نسيمى گاه بر سر و رويمان مىوزد. دلم براى منصورى مىسوزد، كاش مىگذاشت، بقيه تحقيق را من كنفرانس مىدادم. خصوصاً كه از حديث امام مهدى يا همان توقيع، را من درWord تايپ كرده بودم كه از مولا صاحبالزمان (عج) نقل شده است:
- اگر چه ما در جاى مخصوصى به دور از جايگاه ستمگران سُكنى گزيدهايم، كه خداوند مصلحت ما و شيعيان ما را در اين ديده است كه تا هنگامى كه حكومت جهان به دست ستمكارانست، اين چنين باشيم، ولى به اخبار شما آگاهى داريم و چيزى از اخبار شما از ما پوشيده نيست ... بنابراين هر يك از شما بايد طورى رفتار كند كه به محبّت ما نزديكتر شود و از هر چيزى كه خوشايند ما نيست و موجب غضب ما مىشود دورى كند كه فرمان ظهور ما ناگهانى و بدون مقدمه فرا مىرسد كه ديگر توبه سودى ندارد و پشيمانى از گناه دردى را دوا نمىكند.
بعد از تايپ اين قسمت، وارد دسته سوم شدم.
منصورى هم وارد دسته سوم شده است. انتظار فرج، در كلام نبوى و ادامه مىدهد:
برترين عبادتها، انتظار فرج است.
و در جايى مىفرمايد: بعد از شما قومى خواهد آمد كه پاداش هر يك از آنها برابر پاداش پنجاه نفر از شماست، گفتند: يا رسولالله! مگر نه اين است كه ما در حضور شما در بدر، احد و حنين شركت جستيم و قرآن در ميان ما نازل شد؟ ايشان فرمود: اگر آنچه بر آنها روى خواهد داد، بر شما روى مىداد، شما نمىتوانستيد چون آنها صبر و شكيبايى را پيشه خود سازيد.
و در جاى ديگر اينكه:
خداوندا! برادرانم را به من بنمايان. يكى از اصحاب گفت: مگر ما برادران شما نيستيم؟ اى رسول گرامى خدا! ايشان فرمود: نه، شما ياران من هستيد، برادران من كسانى هستند كه در آخرالزمان مىآيند، و به من نديده ايمان مىآورند ... كه استقامت هر يك از آنها در دين خود، از كندن خارهاى گون، در شب تاريك و به دست گرفتن آتش گداخته سختتر است. آنها مشعلهاى هدايت هستند كه خداوند، آنها را از فتنههاى تيره و تار نجات مىبخشد.
- رسول اعظم (ص)، مؤمنان منتظر حقيقى را افرادى