ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٣ - انگيزه اصلى قيام كربلا
درك نادرست از قيام امام حسين (ع)
لذا اينان در تفسير كار معماگونه او متحير شده و سرانجام دست به توجيه مىزنند و فداكارى حيرتانگيز آن حضرت را به صورت يك فداكارى اخلاقى و اجتماعى ارائه داده، آن جناب را شهيد راه آزادى و سرور آزادىخواهان جهان و كشته راه حفظ حقوق بشر دانستهاند! در صورتى كه هدف و انگيزه اصلى آن حضرت در اين فداكارى خيلى بالاتر از اين مطالب بوده است. البته درست است كه امام حسين (ع) نهايت درجه حرّيت و آزادى را از خود نشان داد و عالىترين مرحله فداكارى اجتماعى و اخلاقى و حفظ حقوق بشرى را به اثبات رسانيد؛ ليكن آن حريت و آزادىخواهى و بشردوستى كه اينها مىگويند و معنايى كه از آن اراده مىكنند، غير از آن معنا و حقيقتى است كه امام حسين (ع) در نظر داشت.
انگيزه اصلى قيام كربلا
امام حسين (ع) انگيزهاش در اين نهضت مقدس، صرفاً احياى ذكر خدا، متجلى ساختن جمال اعلاى خدا در عالم انسان، و حركت دادن عالم انسان به سوى عالم قرب، لقا و رضوان خدا بود كه فهم و درك اين معنا براى امثال ما دورافتادگان و محرومان بسيار دشوار است! و در صحراى عرفات، دل به جمالى داده بود كه با چشمهاى گريان و دست به سوى آسمان مىگفت:
خدايا! كور است آن چشمى كه تو را حاضر و ناظر بر خود نبيند و سرمايه عمر را از كف داده است آن بندهاى كه بهرهاى از محبوبيت تو در قلب خود نيابد.
اين سخن را در عرفات گفت و در كربلا همان را با پيكر آغشته به خونش معنا كرد! در گودال قتلگاه، با قلب شكافته و پيشانى شكسته، صورت روى خاك نهاده بود، در حالى كه زبان در دهان خشك به زحمت مىچرخيد مىگفت:
الهى رضاً بقضائك صبراً على بلائك تسليماً لأمرك لامعبود سواك.
اى خداى من! من جز راضى به قضاى تو و تسليم امر تو بودن هدفى ندارم چرا كه من، معبود و محبوبى جز تو نمىشناسم. اين حقيقت معناى لا إله الّا الله است كه امام حسين (ع) در كربلا روز عاشورا نشان داد.
خدا هم جواب قبولى به اين فدايى راستينش داد و فرمود:
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي.[١]
اى جان آرام گرفته به ياد خدا! بازگرد به سوى خدايت ... به تعبير عاميانه ما، اى حسين عزيزم! بيا، بيا به دامن خودم كه تو محبوب منى. هم من از تو خشنودم و هم تو از من خشنودى. بيا داخل بندگان خاص و بهشت مخصوص من شو.
او مىخواست ايمان به خدا و عشق به لقاى او را در دلها ايجاد كند و در سايه اين عشق و ايمان به خدا، احكام آسمانى قرآن را در ميان جامعه جارى سازد. در نتيجه، عالم انسان در مسير قرب به خدا و نيل به حيات ابدى به حركت درآيد. در اين صورت طبيعى است كه ساير اهداف از حريت و آزادى، اقامه قسط و عدل، حفظ حقوق و ... به طور جامع و كامل تحقق مىيابد.
امام حسين (ع) با قيام خونين خود اعلام كرد تنها جمالى كه سزاوار است انسان به او عشق بورزد و در راه رسيدن به قرب و تحصيل رضاى او همه چيز خود را فدا كند، جمال خداست.
آرى، امام حسين (ع) تنها فداى خدا و شهيد دين خداست، نه شهيد راه آزادى منهاى ايمان به خدا! خدا هم فرموده است:
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ.[٢]
تمام هدف من از خلقت عالم اين است كه آدميان رو به من بيايند و با من در ارتباط باشند. تنها من معبود و مطاعشان باشم. تنها تقرّب به من و تحصيل رضاى من، انگيزه و محركشان در تمام شئون زندگىشان باشد. ركن اساسى كار هر مسلمان در جميع فعاليتهايش تقرب جستن به خداست! امامحسين (ع) نيز علت اساسى نهضت و قيام خود را احياى اسلام و زنده نگه داشتن دين خدا نشان داد و در جواب فرماندار مدينه كه آن حضرت را دعوت به بيعت با يزيد مىكرد فرمود:
اگر بنا شود آدمى مثل يزيد حاكم بر امت گردد، در اين صورت بايد فاتحه اسلام خوانده شود[٣] و ماتم براى دين خدا گرفته شود. من بايد براى روشن نگهداشتن چراغ روشنگر اسلام كشته شوم.