ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٧ - استراتژى جديد غرب عليه اسلام
پاك شد، پيرو هر آيينى مىتوانست در سايه حكومت اسلامى، از آزادى مذهبى برخوردار باشد.
سران كشورهاى اروپايى در آغاز قرن بيستم براى اشباع عطش خونريزى و عاطفه غرورآميز ملّى خود در سال ١٩١٤ جنگ جهانى اوّل را به راه انداختند كه چهار سال به طول انجاميد و در اين جنگ، ١٠ ميليون نفر كشته و بيش از دو برابر آن مجروح شدند. فاتحان اين جنگ جهانى پس از پايان جنگ خواستههاى خود را بر ملل مغلوب تحميل كردند كه اين خود به شعلهور شدن جنگ جهانى دوم در سال ١٩٣٩ انجاميد و در اين جنگ شش ساله نيز ٥٥ ميليون نفر كشته و بيش از سه برابر آن مجروح گرديدند.[١] جنگ جهانى دوم با بمباران هستهاى شهرهاى هيروشيما و ناكازاكى ژاپن توسط آمريكا پايان يافت. پس از پايان اين جنگ، فاتحان در سال ١٩٤٥ «سازمان ملل» را به وجود آورده، در شوراى امنيت اين سازمان براى خود حقّ وتو قائل شدند كه اين امر بىشباهت به قانون جنگل نيست.
در اواخر جنگ جهانى دوم، شوروى سابق با اشغال نظامى كشورهاى اروپاى شرقى عقايد و افكار كمونيستى را بر اين ملّتها تحميل كرد و آنها تا فروپاشى شوروى سابق تحت سلطه نظام كمونيستى قرار داشتند. ايالات متحده آمريكا و انگلستان بعد از پايان جنگ جهانى دوم، با انعقاد «پيمان نظامى ناتو» در ميان كشورهاى اروپاى غربى در مدت شصت سال گذشته، حكومتهاى استبدادى را در كشورهاى مختلف جهان به قدرت نشاندند. در اين دوران كه از آن به عنوان «استعمار نوين» نام برده مىشود، كشورهاى استعمارگر غربى كه عضو پيمان نظامى ناتو هستند، علاوه بر مداخله نظامى، ايجاد بحران هويت فرهنگى در كشورهاى جهان سوم و در حال توسعه را دنبال مىكنند.
سازمانهاى بينالمللى كه توسط سازمان ملل به وجود آمدهاند، تنها منافع كشورهاى داراى حقّ وتو و برخى از كشورهاى توسعه يافته غربى را تأمين مىكنند. در جهان معاصر هيچ مرجعى وجود ندارد كه به تخلّفات كشورهاى داراى حقّ وتو و توسعه يافته رسيدگى كند. اين كشورها به نام ايجاد اصلاحات در كشورهاى جهان سوم و در حال توسعه، بحران هويت فرهنگى را پديد مىآورند، ولى خود آنها به هيچ عنوان حاضر نيستند در ساختار سازمان ملل كه شصت سال پيش بر مبناى خواستهها و منافع كشورهاى فاتح جنگ جهانى دوم تأسيس شده كمترين اصلاحاتى ايجاد شود. بعد از فروپاشى شوروى، دولت ايالات متحده آمريكا سياست يكجانبهگرايى خود را براى تسخير كشورهاى اسلامى در جهت تأمين منافع سياسى، اقتصادى و فرهنگى خويش دنبال مىكند. در اين راستا كشورهاى اسلامى افغانستان و عراق توسط آنها اشغال نظامى شدند و آمريكا و اعضاى پيمان ناتو در اكثر كشورهاى اسلامى پايگاه نظامى ايجاد نمودهاند. نمونه مداخله آشكار آنها براى تضعيف كشورهاى اسلامى، كوشش آنها براى محروم كردن جمهورى اسلامى ايران از استفاده صلحآميز از فناورى هستهاى است.
استراتژى جديد غرب عليه اسلام
چنانكه پيشتر ياد شد، بعد از جنگ جهانى دوم، برخى از اسلامشناسان اروپايى و آمريكايى لحن توهينآميز عليه پيامبر اعظم (ص) و قرآن مجيد را تعديل نمودند، ليكن به عنوان تحقيقات جديد در چندين كتاب خود اين مطالب را ترويج كردند كه كتابهايى را كه دانشمندان و علماى اسلام درباره حديث، سيره و تاريخ در قرون اوّل اسلام تأليف نمودهاند بىاعتبار و فاقد ارزش علمى هستند و حتّى درباره بىاعتبار بودن قرآن كريم كتاب نگاشتند.
بيشتر كتابهايى كه آنها در اين دوران تأليف نمودهاند در اذهان عمومى اين شبهه را القا مىكند كه اسلام دينى عقبافتاده است و با دموكراسى، مدرنيسم، پيشرفت علوم و حقوق زن مخالف است.[٢]
آنها سپس خواستار ايجاد اصلاحات اجتماعى و فرهنگى