ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٣ - گفتگوى اختصاصى موعود با دكتر استفان سايزر
يك نفر مىگفت من دوست دارم در انجمن خوشامدگويان به مسيح عضو باشم، نه در انجمن سازماندهندگان بازگشت مسيح. در تاريخ بارها مردم احساس كردهاند امرى روى مىدهد و فكر كردهاند بايد كارى انجام دهند و درنتيجه بسيار گمراه شدند و موجب هلاكتشان شد.
جنگ جهانى اول، آرمگدون قلمداد مىشد. اگر اعتقاد داشته باشيد اينها جزئى از برنامههاى خداوندند ممكن است مردم را ديو صفت كنيد و آنگونه رنج و محنت ديگران را توجيه نماييد.
در مسيحيت سه نظر درباره آينده مطرح است.،post -millennium ،pre -millennium ،a -millennium آيا ممكن است درباره اين سه ديدگاه توضيح بدهيد؟
كلمه «ملنيوم» به معنى هزار سال، تنها دو بار در كتاب مكاشفه ظاهر شده است. اين كتاب، مكاشفه يوحناى حوارى از بهشت است و لزوماً عصر زمينى را توصيف نمىكند. در كتاب مكاشفات اعداد به كار رفتهاند و اعداد، نه از نظر ترتيب زمانى، بلكه از نظر الهى شناسى مهمند. مثلًا عدد ٦٦٦. معتقدان بهa -millennium باور دارند كه ما عهد قديم و عهد جديد داريم؛ عصر عبرى و عصر مسيحى. از نظر آنها راه شر ادامه پيدا مىكند، خير رشد مىكند؛ يعنى كليسا رشد مىكند اما اهريمن هم ادامه مىيابد. عيسى (ع) باز مىگردد، ميان زندگان و مردگان داورى مىكند و پس از آن ابديت خواهيم داشت. از نظر من اين اعتقاد، سادهترين و بىطرفترين نوع الهيات است، چون در نتيجه آن به تعاليم مسيح بيشتر توجه مىكنيم و سعى مىكنيم همان راهى را برويم كه به ما گفته شده و درباره آينده احساس نگرانى نمىكنيم، طورى زندگى مىكنيم كه انگار همين امروز و فردا ممكن است برگردد و بايد براى آن آماده باشيم. در عين حال برايش برنامهريزى مىكنيم، پولمان را ذخيره مىكنيم، روى بچههايمان سرمايهگذارى مىكنيم، به مردم آموزش مىدهيم چون مىدانيم مسيح برمىگردد. آينده در دستانمان است. بنابراينa -millennium راحتترين و سادهترين نوع است؛ چون براى آينده نگرانى ندارد. مسيح فرمود: «نگران فردا نباشيد، به امروز فكر كنيد. چون روزى كه با خدا باشيم امروز است. ممكن است خواب باشيم و بميريم و تمام برنامههاى آيندهمان دود شود. بنابراين امروز مهم است».
نظر دومpost -millennium ، يعنى بعد از هزاره. اين ديدگاه معتقد است بازه زمانى ميان اولين ظهور مسيح تا ظهور دومش هزاره است. اين دوره، هزار سال نيست، بلكه فقط دوره زمانى است كه طى آن مسيحيت رشد مىكند و عده بيشترى به مسيح ايمان مىآورند و بعد مسيح ظهور مىكند. در نامه پطرس آمده: «نگران نباشيد كه مسيح بازنگشته. خدا با شما بردبار است. هر چيزى بايد نابود شود اما همه بايد به حقيقت ايمان آورند.» يعنى مسيح هنوز بازنگشته چون مىخواهد به مردم زمان بيشترى دهد تا او را بشناسند. پس ديدگاه پست ملنيوم مثبت انديش و اميدوارانه است. مىگويد خير پيروز مىشود اما شر هم حاضر است و گاهى قدرت مىگيرد؛ مثلًا موقع جنگ؛ اما ما بايد به تعهدمان فكر كنيم.
ديدگاه سوم،pre -millennium ، از همه خطرناكتر است. از نظر آن جهان بد و بدتر و بدتر مىشود، بعد مسيح بازمىگردد تا ما را نجات دهد. معتقد است جنگ آرمگدون رخ مىدهد. آنها براى آنكه فهم داستان را براى مسيحيان راحتتر كنند به ايشان مىگويند شما قبل از نبرد آرمگدون به بهشت مىرويد. در نتيجه آينده را به يك بازى ويدئويى تبديل مىكند كه از دور تماشايش مىكنيد و رنجى نمىبريد. بسيار خودخواهانه است. اگر من باور داشته باشم جنگى هستهاى در اسرائيل رخ مىدهد به دوستان يهودىام مىگويم همين حالا برگرديد، از آنجا بياييد بيرون، نمانيد. آنها را تشويق نمىكنم به اسرائيل مهاجرت كنند؛ آن هم به خاطر نقشهاى ماوراء طبيعى از طرف خدا كه در آن فقط دشمنانش گرفتار عذاب مىشوند. چنين چيزى در جنگ رخ نمىدهد. اغلب غيرنظاميان، زنان و كودكان رنج مىكشند. بنابراين اين ديدگاه بىتفاوت است.
يك مثال ديگر مىزنم. در طول دهه ١٩٣٠ كسانى كه آن زمان به اين ديدگاه عقيده داشتند (معتقد بودند آخرالزمان در حال فرارسيدن است) وقتى شكنجه كولىها، كمونيستها و يهوديان را مىديدند، مىگفتند: آه، اينها در كتاب مقدس آمده؛ اينها همان رنجهاى يعقوبند. آنها براى هر چه مىديدند جوابى از كتاب مقدس پيدا مىكردند. به جاى آنكه بگويند بايد جلويش را بگيريم، بايد به يهوديان و فلسطينيان كمك كنيم، مىگفتند: ببين، اين حادثه پيشگويى شده. پس اين ديدگاه بسيار منفعل است و اساساً از زير بار مسئوليت شانه خالى مىكند.
عقيده شما درباره بازگشت مسيح چيست؟
در كتاب مقدس درباره بازگشت مسيح به ما گفته شده او باز مىگردد، ظهورش مشهود است؛ همه او را درك مىكنند، مخفى نيست.
در انجيل آمده مسيح ميان مردم داورى مىكند و اين داورى براساس كارهايى است كه در ارتباط با خدا انجام دادهاند. از گوسفندان و بزها سخن مىگويد. بخشى از انجيل متى مىگويد: «وارث سلطنت پدر من شويد. چون وقتى گرسنه بودم به من خوراك داديد، وقتى تشنه بودم به من آب داديد، وقتى عريان بودم مرا پوشانديد، وقتى كه در زندان بودم از من ديدن كرديد. مردم جواب دادند: كى تو را در زندان ديديم، كى به تو غذا داديم، كى به تو آب داديم؟ او جواب داد هرگاه اين كارها را براى كوچكترين برادران من كرديد، به من كرديد.» اگر من مىدانستم كه عيسى اينجاست حتماً يارىاش مىكردم. اما اگر به ديگران كمك كنم انگار به مسيح كمك مىكنم. و بعد عيسى به ديگر مردم گفت: «وقتى گرسنه بودم به من خوراك نداديد، وقتى تشنه بودم به من آب نداديد، وقتى در زندان بودم هرگز به ديدنم نيامديد؛ از من دور شويد. آنها هم پرسيدند كى؟ و او جواب داد همان وقتى كه گرسنگان را سير نكرديد، به تشنگان آب نداديد، به من كمك نكرديد».