ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - بيعت گرفتن رسمى
اشاره كرد و چند امر اساسى را به شرح زير متذكّر شد:
اگر زمانى بر شما گذشت و درباره حلال و حرام الهى پرسشى داشتيد يا آن را فراموش كرديد، على و امامان (ع) بعد از او، آن را براى شما بيان مىكنند.
تعداد حلالها و حرامها بيش از اين مقدار است و اين بيعتى كه از شما مىگيريم، در واقع به نوعى بيان حلال و حرام تا روز قيامت است كه از زبان آنها بيان مىشود.
به ياد داشته باشيد كه حلال و حرامِ بيان شده، تغييرناپذير است.
والاترين و شاخصترين امر به معروف، رساندن پيام غدير است و هيچ امر به معروف و نهى از منكرى نمىشود مگر با امام معصوم. ديگران را به اطاعت از آنها، امر و از مخالفت ايشان نهى كنيد.
مىتواند منظور حضرت اين باشد كه اوامر و نواهى را فقط امام مىشناسد و به شما مىشناساند. پس آنچه آنها به شما گفتهاند، به ديگران برسانيد و از خود هيچ چيزى را به نام دين بدعت مگزاريد.
بيعت گرفتن رسمى
در آخرين مرحله خطبه، مسئله بيعت مطرح شد. حضرت با توجه به آن جمعيت انبوه و شرايط غيرعادى زمان و مكان، تصريح كرد كه با يك دست و اين گروه بسيار، با همگان امكان ندارد. خداوند دستور داده است، قبل از بيعت با دست، از زبانهاى شما اقرار بگيرم. بنابراين همگى چنين بگوييد:
ما شنيديم و اطاعت مىكنيم و راضى هستيم و سر تسليم فرود مىآوريم درباره آنچه از جانب پروردگار ما و خودت، به ما رساندى درباره امر امامت اماممان على اميرالمؤمنين و امامانى كه از صلب او به دنيا مىآيند. بر اين مطلب، با قلبهايمان و با جانمان و با زبانمان و با دستانمان با تو بيعت مىكنيم. بر اين عقيده زندهايم و با آن مىميريم و (روز قيامت) با آن محشور مىشويم. اين قول را تغيير نمىدهيم، تبديل نمىكنيم، درباره آن شك نمىكنيم، آن را انكار نمىكنيم، و ترديد به دل راه نمىدهيم و از اين قول برنمىگرديم و پيمان را نمىشكنيم.
تو ما را درباره على اميرالمؤمنين و امامانى كه گفتى بعد از او، از نسل تو و فرزندان اويند، يعنى حسن و حسين و آنان كه خداوند بعد از آن دو منصوب كرده است، به موعظه الهى نصيحت كردى.
پس براى آنها، عهد و پيمان از ما گرفته شد. از قلبهايمان و جانهايمان و زبانهايمان و ضمايرمان و دستهايمان. هر كس توانست، با دست بيعت مىكند وگرنه با زبانش اقرار مىكند. هرگز در پى تغيير اين عهد نيستيم و خداوند در اين باره از نفسهايمان دگرگونى نبيند.
ما اين مطالب را از قول تو، به نزديك و دور از فرزندانمان و خويشاوندانمان مىرسانيم و خدا را بر آن شاهد مىگيريم. خداوند در شاهد بودن كفايت مىكند. تو نيز بر اين اقرار ما شاهد هستى.
پس از اين بيعت گرفتن زبانى، بعد از سخنانى، مجدداً فرمود:
اى مردم! آنچه به شما گفتم، بگوييد (و با خود تكرار كنيد) و بر على، به عنوان «اميرالمؤمنين» سلام كنيد و بگوييد شنيديم و اطاعت كرديم. پروردگارا! مغفرت تو را مىخواهيم و بازگشت به سوى توست و بگوييد حمد و سپاس خداى را كه ما را به اين هدايت كرد و اگر هدايت نمىكرد، ما هدايت نمىشديم.
در پايان خطبه، فرمود:
خدايا! به خاطر آنچه ادا كردم و امر نمودم، مؤمنان را بيامرز و بر منكران كه كافرند، غضب نما و حمد و سپاس مخصوص خداوند عالم است.
پىنوشتها:
[١]. سوره مائده (٥)، آيه ٦٧.
[٢]. كلينى، كافى، ج ١، ص ١٧٨.
[٣]. ابن ابى الحديد، شرح نهجالبلاغه، ج ١٣، ص ٢١١.
[٤]. قندوزى، ينابيع الموده، ج ١٣، ص ٢١١.
[٥]. ابن عساكر، تاريخ دمشق، ج ٤٢، ص ٤٨.
[٦]. ابن كثير، البداية و النهاية، ج ٣، ص ٥٣.
[٧]. مجلسى، بحارالانوار، ج ٣٧، ص ١١٣.
[٨]. سليم بن قيس، كتاب سليم، صص ١٥٤ و ٢٠٣؛ مجلسى، همان، ج ٣٧، ص ١١٤.
[٩]. مجلسى، همان، ج ٣٧، ص ١١٤.
[١٠]. سوره فتح (٤٨)، آيه ١٠.