ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٠ - دست در دست خورشيد
گرفتم، گفت: «ايشان بيرون رفت» و بعد پرسيد: «اين سيّد رفيق تو بود» گفتم: «بلى» از حرم به خانه ميزبان خود رفتم شب را در آن جا به صبح رسانيدم و چون صبح شد، خدمت جناب شيخ «محمّد حسن كاظمينى آل ياسين» رفتم و قضايا را براى وى تعريف كردم شيخ، دست خود را به نشانه سكوت بر دهان خود گذاشت و مرا از افشاء و اظهار اين قضيّه نهى كرد و فرمود: «خداوند تو را موفق بدارد».
نكتههاى ناب
داستان تشرّف حاج على بغدادى را خوانديم و بر سعادتى كه نصيب وى شده است غبطه خورديم و در دل گفتيم خوشا به حال كسى كه امام عصر (ع) براى وى آغوش گشاد و «أهلًا و سهلًا» گويان او را در بر گرفت و به او سلام كرد و دست در دست او به زيارت رفت و به او تبسم نمود و حتى به وى فرمود: «من براى تو در نزد خدا شهادت مىدهم كه از دوستداران ما هستى.»
راستى مگر حاج على بغدادى كه بوده كه اين همه مورد عنايت مولاى خود واقع شده؟
از مطالعه و مرور اين تشرّف مىتوان به گوشهاى از شخصيت و خصايل او پى بُرد و راز و رمز نيكبختى و بختيارى وى را دريافت:
١. نكته اوّل آن كه حاج على بغدادى فردى عالم و فاضل و داراى تحصيلات آن چنانى نبوده و بنا به آن چه كه در اين حكايت آمده حتّى از خواندن زيارتنامه هم ناتوان بوده و آن جا كه امام عصر (ع) به وى مىفرمايند: «زيارت بخوان!» صريحاً عرضه مىدارد كه «من سواد ندارم» و امام (ع) نائب الزياره ايشان مىشود. درست است كه او از علوم رسمى بهرهاى ندارد اما در عوض سرشار از عشق و علاقه به خاندان پيامبر (ص) و على (ع) و فرزندان اوست. و اين كشش و افسون عشق است كه او را از بغداد به كاظمين و كربلا و سامراء مىكشاند.
«حاج على» شديداً پاىبند به حلال و حرام، و مقيّد بوده كه حقوق شرعيّه خود را بپردازد همچنان كه مقيّد به پرداخت حقوق كارگران خود در پايان هفته است.
او حتّى از راه رفتن بر روى زمين غصبى هم خوددارى مىكند و اين نكته را به همراه بزرگوار خود متذكر مىشود.
٢. امام عصر (ع) در درگاه خداوندى به دوستى دوستداران خود و نيكان مظلوم و معصومش شهادت مىدهد به همين خاطر به حاج على مىفرمايد: «برگرد! تا نزد خدا برايت شهادت بدهم كه تو از دوستداران جدم اميرمؤمنان (ع) و از دوستان ما مىباشى».
٣. ولى امر (ع) به كسانى كه حقوق وى را ادا مىكنند آگاهى داشته و مؤدّى و ادا كننده را مىشناسد، و چنانكه خود فرمود: «كسى كه حقش را به او مىرسانند، چطور آن رساننده حق را نشناسد؟»
٤. مراجع عظام تقليد، در عصر غيبت كبرى، نائيان و وكلاى آن بزرگوار بوده و پرداخت وجوه شرعيّه بديشان مورد رضايت آن عزيز است چنانچه خود فرمودند: «شيخ محمّدحسن وكيل من است».
٥. اگر سلام خالصانه به محضر امام زمان (ع) عرضه بداريم بىترديد امام، پاسخ و جواب سلام ما را خواهند داد چنان كه جواب سلام حاج على بغدادى را كامل و با تبسّم فرمودند. «و عليك السلام و رحمةالله و بركاته» هر چند گوش گناهكار قابليّت شنيدن آن نواى دلربا را ندارد زيرا
گوش نامحرم نباشد جاى پيغام سروش.
٦. صاحب عصر و زمان (ع) به زيارت جّد و نياى مظلوم خود- سيّدالشهداء- در شبهاى جمعه اهتمام دارد و يكى از اعمالى كه قلب مقدس و دل مهربان وى را خوشحال و خرّم مىنمايد، پاىبندى و عنايت به زيارتِ وارث خصوصاً در شبهاى جمعه است. در مصابيح الجنان علّامه سيّد عبّاس حسينى كاشانى آمده است:
از معصومان روايت شده است كه هر كس در هر شب جمعه حسين (ع) را زيارت كند، بىشك خدايش بيامرزد و او با حسرت و اندوه از دنيا نرود و در بهشت همسايه حسين باشد. پس او را با هر يك از زيارتهاى مطلق- كه بهترينشان زيارت وارث است- زيارت كن.[١]
٧. حضرت بقيةّالله (ع) سخن سرشار از عشق و ولايت آن عرب شروقيّه را مبنى بر اين كه «من ميهمان حضرت رضا (ع) بودهام و گوشت و پى پيكر من از طعام ايشان روئيده و برآمده است، و نكير و منكر چه حقّى دارند كه در قبر متعرّض من شوند» تأييد كرده و بر آن سوگند مىخورند «به خدا سوگند كه جدّ من حضرت رضا (ع) ضامن است.
٩. واپسين حجّت خدا بر اين حديث صحّه مىگذارند كه «شرط قبولى عبادات، ولايت است و ميزان پذيرش اعمال بندگان فقط در پرتو ولايت است» و در پاسخ حاج على بغدادى كه مىپرسد آيا كسى كه شبها، شب زندهدارى كند و روزه گيرد و چهل حج و عمره به جاى آورد و در ميان صفا و مروه بميرد، امّا از ولايت على (ع) و فرزندانش بى نصيب باشد بهرهاى از بهشتِ خداوندى ندارد، مىفرمايد: «آرى، به خدا سوگند، براى او فايدهاى ندارد.»
لازم به يادآورى است كه اين حديث به بيانهاى مختلف در جوامع روايى ما آمده است كه تبركاً به چند مورد آن از كتاب بشارة المصطفى لشيعة المرتضى عمادالدين ابوجعفر محمّد طبرى از دانشمندان شيعى قرن ششم هجرى، اشاره مىكنيم تا شيعيان شاه ولايت قدردان و سپاسگزار نعمت عظيم ولايت باشند.
ابوحمزه ثمالى روايت مىكند:
امام زينالعابدين (ع) از ما پرسيد: «برترين مكانها در دنيا كجاست»؟ ما گفتيم: «خدا و رسول خدا (ص) و فرزند رسول خدا داناتر است» پس خود ايشان فرمود: «برترين مكانها ميان ركن و مقام (نام دو موضع در مسجد الحرام) است امّا اگر كسى عمر نوح يابد و نهصد و پنجاه سال مردم