ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - سامراء، همچنان مظلوم
مىخواست به ناحق، خود را امام معرفى كند، با حضور امام زمان (عج) و اقامه نماز بر پيكر پاك امام حسن عسكرى (ع)، خوار و رسوا شد. از اين رو، بيست هزار دينار براى خليفه فرستاد و براى او نوشت: «اى امير مؤمنان! مقام و منزلت برادرم را به من بده». خليفه اگرچه از كينه و دشمنى با امام لبريز بود، ولى لب به حق گشود و پاسخ داد: «منزلت برادرت، حسن عسكرى از طرف ما نيست، بلكه از سوى خداوند است. ما همواره مىكوشيديم قدر و منزلت او را پايين آوريم، ولى به دليل پاكدامنى، نيكرفتارى، دانش و عبادتش، بر عظمت او افزوده مىشد. اگر تو نزد پيروان برادرت همان ارزش را دارى، به تأييد ما نياز ندارى و اگر چنين نيست، كارى از ما بر نمىآيد».[١]
عزّت امامان، امرى آسمانى
روزى مستنصر بالله، خليفه عباسى به سامرا رفت. اطرافيان به آگاهىاش رساندند كه قبر امام حسن عسكرى (ع) مورد توجه مردمان است، ولى قبر پدران او، يعنى خلفاى عباسى را ويرانى وكثافت فرا گرفته است. از اين رو، به او گفتند: شما پادشاهان دنيا هستيد و نبايد قبر پدرانتان به اين حال باشد و كسى هم به زيارت آنها نيايد. دستور دهيد كسى اين كثافتها را پاك كند و آنها را مانند قبور امامان علويان بسازد تا مردم به زيارت آنها نيز بروند. خليفه در پاسخ گفت: «اين عزت امامان شيعه و آبادانى مزار آنها، امرى آسمانى و از طرف خداوند است و اجبار مردم به كارى فايده ندارد».[٢]
سامراء، همچنان مظلوم
با گذشت بيش از يازده قرن از شهادت امام هادى (ع) و امام حسن عسكرى (ع)، مظلوميت اين دو امام همچنان ادامه دارد. با وجود اينكه شيعيان از سراسر دنيا به زيات عتبات عاليات مىشتابند، ولى با اشك چشم و سوز دل رو به سامرا مىكنند و از دور سلام مىدهند چرا كه اشغالگران با ايجاد ناامنى در عراق، اطراف سامرا را پايگاه نظامى خويش قرار دادهاند و آن را به منطقه نظامى تبديل كردهاند. در سايه اين ناامنىها بود كه دشمنان انسانيت و اسلام، بارگاه پاك عسكريين (ع) را با بمب تخريب كردند و داغ سنگينى بر قلب سوخته عاشقان اهل بيت (ع) گذاشتند. البته به كورى چشم دشمنان، ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت با كمكهاى خويش، گنبد و بارگاه زيباتر و بزرگترى براى آن دو امام مظلوم خواهند ساخت.
پىنوشتها:
[١]. شيخ مفيد، ارشاد، ج ٢، ص ٣٣٦؛ عبدالحسين نيشابورى، تقويم شيعه، ج ١، ص ٧٤.
[٢]. كلينى، كافى، ج ٢، ص ٥٦١؛ تقويم شيعه، ص ٧٦.
[٣]. شيخ صدوق، عللالشرايع، مكتبةالطباطبايى، ج ١، باب ١٧٦، ص ٢٣٠.
[٤]. شيخ عباس قمى، منتهى الآمال، ج ٢، ص ٧٢٥.
[٥]. سيد علىاكبر قرشى، خاندان وحى، تهران، دارالكتب الاسلاميه، ١٣٧٣، چ ٣، ص ٧٠١.
[٦]. مهدى پيشوايى، سيره پيشوايان، مؤسسه امام صادق (ع)، ص ٦١٥.
[٧]. خاندان وحى، ص ٧٠٢.
[٨]. منتهىالآمال، ج ٢، ص ٧٢٧؛ ارشاد، ج ٢، ص ٣٣٤.
[٩]. سيره پيشوايان، ص ٦٢٦.
[١٠]. منتهىالآمال، ج ٢، صص ٧٥٦ و ٧٦٠.
[١١]. صدوق، كمالالدين، ج ٢، ص ٤٧٩؛ مجلسى، بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٤٩؛ جلوههايى از اعجاز معصومين (ع)، ص ٧٦٨.
[١٢]. منتهىالآمال، ج ٢، ص ٧٦٣.