ماهنامه موعود
(١)
شماره هفتاد و چهارم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
پرواز با يك بال
٢ ص
(٤)
در آستانه بهار
٤ ص
(٥)
فصل تقسيم گل و گندم و لبخند
٦ ص
(٦)
پر مى كشم
٧ ص
(٧)
آب و آيينه
٧ ص
(٨)
تا بهار خواهم مرد
٨ ص
(٩)
نسيم يار
٨ ص
(١٠)
از ميان خبرها
٩ ص
(١١)
نسل كشى سادات در يمن و سكوت شيعيان
٩ ص
(١٢)
افشاى نقش رژيم صهيونيستى در مسلح كردن تروريست ها در عراق
٩ ص
(١٣)
ظهور هم زمان «مسيح، ضدمسيح و خدا» در امريكا
١٠ ص
(١٤)
جمع آورى كتب شيعى در جمهورى آذربايجان
١٠ ص
(١٥)
اولين عقب نشينى دولت بحرين در برابر خواسته هاى شيعيان اين كشور
١٠ ص
(١٦)
نگرانى از وقوع جنگ مذهبى در منطقه خليج فارس
١٠ ص
(١٧)
اعلام ارتداد پيروان فرقه ضاله بهائيت
١٠ ص
(١٨)
توطئه جديد يهود پيدا شدن قبر مسيح، پسرش و مريم مجدليه
١١ ص
(١٩)
ممانعت كويت از ورود يك كتاب شيعى به اين كشور
١١ ص
(٢٠)
چگونه يك جنگجوى صليبى تربيت كنيم
١١ ص
(٢١)
همچنان مظلوم
١٢ ص
(٢٢)
معرفى امام حسن عسكرى (ع)
١٢ ص
(٢٣)
عبادت امام حسن عسكرى (ع)
١٢ ص
(٢٤)
فعاليت هاى سياسى امام حسن عسكرى (ع)
١٢ ص
(٢٥)
شهادت جان سوز
١٢ ص
(٢٦)
امام حسن عسكرى (ع) در بيان دشمن
١٢ ص
(٢٧)
عزّت امامان، امرى آسمانى
١٣ ص
(٢٨)
سامراء، همچنان مظلوم
١٣ ص
(٢٩)
امام مهدى (ع) و چشمه زندگى
١٤ ص
(٣٠)
شرق شناسى و شرق شناسان 1
١٨ ص
(٣١)
معرفى كتاب جلوه هاى لاهوتى
٢٣ ص
(٣٢)
خواندنى هاى جوانان ديروز (سير اسلام در اروپا)
٢٤ ص
(٣٣)
كليساهاى مخالف مسيحيت صهيونيستى
٢٧ ص
(٣٤)
خاورشناسان و ترجمه قرآن
٣٠ ص
(٣٥)
شعر و ادب
٣٣ ص
(٣٦)
آغاز امامت خاتم الاوصياء (ع)
٣٣ ص
(٣٧)
مولاى من!
٣٥ ص
(٣٨)
شناخت امام
٣٦ ص
(٣٩)
بهار در بهار
٤١ ص
(٤٠)
1 زندگى بخشى قيام مهدوى در آيات و روايات
٤٢ ص
(٤١)
2 چگونگى تحقق حيات طيبه در عصر ظهور
٤٢ ص
(٤٢)
3 آثار تحقق حيات طيبه
٤٣ ص
(٤٣)
دست در دست خورشيد
٤٦ ص
(٤٤)
در حريرى از نور
٥١ ص
(٤٥)
آن نام پربركت
٥٢ ص
(٤٦)
غرب، تلويزيون و فرهنگ
٥٤ ص
(٤٧)
خاطرات يك جاسوس
٥٩ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - شناخت امام

از امام صادق (ع) نيز روايت شده كه فرمود: «هر يك از شما براى مسافرتى چند فرسخى به دنبال راهنما مى‌گردد در حالى كه شما به راه‌هاى آسمان ناآگاه‌تر از راه‌هاى زمين هستيد. پس براى خود راهنمايى جستجو كنيد.»[١]

امامان (ع) راهنمايان به سوى خداوند متعال‌اند. هر كس ايشان را بشناسد و در گفتار و رفتار از آنان پيروى كند، به خداوند متعال واصل شده است. و هر كس ايشان را نشناسد، از گمراهان ناآگاه است. لذا در حديث مستفيض از طريق شيعه و سنى از رسول‌خدا (ص) نقل شده كه فرمودند: «هر كس بميرد در حالى كه امامى نداشته باشد، به مرگ جاهليت از دنيا رفته است.» و جاهليت همان «گمراهى» است، چنان‌كه امام صادق (ع) فرمودند.[٢] و در روايت ديگرى از آن حضرت (ع) بيان شده است: «جاهليت، كفر و نفاق و گمراهى است.»[٣]

امام باقر (ع) مى‌فرمايند: «فقط كسى خداوند را مى‌شناسد و او را عبادت مى‌كند كه نسبت به او معرفت داشته و امامش از ما اهل‌بيت را بشناسد. و هر كس خداى عزّوجلّ را نشناخته و نسبت به امام خود [از ميان‌] ما اهل بيت معرفت نيافته، معبودى غير خدا را شناخته و عبادت كرده است و به خدا سوگند، اين ضلالت است.»[٤]

معرفت امام از اصول دين‌

شناخت امامان (ع) يكى از خصوصيات بارز مذهب تشيع است؛ زيرا اين موضوع در زمره اصول دين كه امورى واجب‌الاعتقادند، شمرده شده است. زراره مى‌گويد، به حضرت امام باقر (ع) عرض كردم: مرا درباره (اهميت) شناخت امام از شما (اهل بيت) آگاه نماييد، كه آيا بر تمام مردم واجب است؟ پس فرمودند: «همانا خداى عز و جل محمّد (ص) را به سوى مردم- جملگى- ارسال نمود و آن حضرت، حجت خدا بر همه خلايق در روى زمين است. پس بر هر كس كه به خدا و به محمد- رسول خدا- ايمان آورده، از او پيروى و تصديقش كرده، شناخت امام (از ما) واجب است.»[٥]

از يكى از دو امام معصوم- حضرت باقر يا حضرت‌صادق (ع)- روايت شده است كه فرمودند: «بنده مؤمن نيست مگر آن كه خدا و رسولش، جمله امامان و امام زمانش را بشناسند.»[٦] و حضرت باقر (ع) در همين‌باره مى‌فرمايند: «اسلام بر پنج (پايه) بنا شده است: نماز، زكات، حج، روزه و ولايت.»[٧]

عيسى بن سرى مى‌گويد، به حضرت ابى‌عبدالله- امام صادق (ع)- عرض كردم، اصول و اركان اسلام را كه كوتاهى نسبت به شناخت هيچ يك از آن‌ها از كسى پذيرفته نيست، براى من بيان فرماييد. آن حضرت (ع) فرمودند: «شهادت به آن خدايى كه جز الله نيست، ايمان به آن‌كه محمد رسول خداست، اقرار به آن‌چه او از جانب خداوند آورده است، اداى زكات اموال، و ولايتى كه خدا بدان امر كرده است؛ يعنى ولايت آل محمد (ص)»[٨]. در روايات ما آمده است كه مردم، بعداز مرگ درباره شناخت امامان (ع) مورد سؤال قرار مى‌گيرد.

رسول خدا (ص) فرمودند: «نخستين چيزى كه درباره آن از بنده پرسيده مى‌شود، محبت‌ما اهل بيت است.»[٩] از امام صادق (ع) نيز در اين زمينه روايت شده است كه: «از مرده در قبرش درباره پنج چيز سؤال مى‌شود؛ درباره‌نماز، زكات، حج، روزه، و ولايتش نسبت به ما اهل بيت».[١٠] همچنين نقل شده است كه رسول خدا (ص) به اميرمؤمنان حضرت على (ع) فرمودند: «سه چيز است كه سوگند مى‌خورم آن‌ها حق است: آن‌كه تو و جانشينان پس از تو عارفان و آگاهانى هستند كه خدا، جز از طريق شما شناخته نمى‌شود، و شما آگاهانى هستيد كه جز كسى كه شما را بشناسد و شما نيز او را بشناسيد، وارد بهشت نمى‌شود، و شما عارفانى هستيد كه جز كسى كه شما را نشناسد (انكار نمايد) و شما نيز او را انكار نماييد، وارد جهنم نمى‌شود.»[١١]

مراتب شناخت امامان (ع)

شناخت امامان (ع) از جمله فرايضى است كه عذر هيچ‌كس در كوتاهى درباره آن پذيرفته نيست و منظور از آن، شناخت اسامى ايشان، ايمان به امامت و لزوم فرمان‌بردارى از آن حضرات (ع) است. امام صادق (ع) مى‌فرمايند: «پايين‌ترين مرتبه شناخت امام آن است كه (بدانى) او جايگزين پيامبر- جز در مقام نبوت- و وارث اوست، و فرمان بردارى از او، فرمان‌بردارى خدا و رسولش مى‌باشد.»[١٢] همچنين از آن حضرت روايت شده، كه فرمودند: «بداند كه او امام شاهد (ناظر) واجب الاطاعه است».[١٣]

سدير مى‌گويد، به حضرت امام باقر (ع) عرض كردم: من دوستداران شما را در حالى كه با يكديگر اختلاف داشتند و گروهى از آنان گروه ديگر را رد مى‌كردند، رها كردم. آن حضرت (ع) فرمودند: «تو را با آنان كارى نباشد، مردم فقط به سه امر موظف‌اند: شناخت امامان، تسليم بودن در برابر اوامر ايشان- نسبت به آن‌چه بيان كرده‌اند-، و مراجعه به آنان در مواردى كه اختلاف پيدا مى‌كنند.»[١٤]

عيسى بن سرى مى‌گويد، به امام صادق (ع) عرض كردم: آن پايه‌هاى اسلام را كه اگر بدان دست يابم، عملم پاك شده و ناآگاهى‌ام نسبت به آن‌چه نمى‌دانم، ضررى متوجه‌من نمى‌كند، برايم بيان فرماييد. امام (ع) فرمودند: «شهادت به لااله الا الله، و محمّد رسول‌الله (ص)، اقرار به احكام و فرائضى كه از جانب خداوند آورده است، اداى حق زكات از اموال، و ولايتى كه خداوند عزّوجلّ به آن امر فرموده، ولايت آل محمد (ع). به درستى كه رسول خدا (ص) فرمودند: هر كس بميرد در حالى كه امامش را نشناسد، به مرگ جاهليت [بى دين‌] از دنيا رفته است. خداوند متعال مى‌فرمايد:

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ‌.[١٥]

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، خدا را اطاعت كنيد، و از پيامبر و اولياى امرتان، نيز اطاعت كنيد.

پس [نخستين فرد اولوالامر] على (ع) است. پس از آن حضرت، حسن، سپس حسين، آنگاه على بن حسين، سپس محمدبن على، سپس به همين ترتيب امر (امامت) ادامه مى‌يابد. همانا زمين جز به واسطه امام آرامش نمى‌يابد و هر