ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٢ - خاورشناسان و ترجمه قرآن
«سِر دنيسن راس» خاورشناس انگليسى اعتراف مىكند:
طى چندين قرن، اطلاعاتى كه اكثريت اروپاييان راجع به اسلام داشتند، روى هم رفته و به طور كلى مبتنى بر روايتها يعنى گزارشهاى تحريفشده مسيحيان متعصب بود و همين معنا منتهى به شيوع مجموعهاى از تهمتهاى ناروا و دور از انصاف گرديد و راجع به چيزهايى كه در نظر اروپا خوب و پسنديده نمىنمود، اغراق و مبالغه و سوء تعبير مىشد.
نويسندگان غربى مسلمانان را «كافر»، «شرور»، «بتپرست»، «جهنمى»، «سگهاى جهنم»، «دشمنان خدا»، «دجّال»، «ژانتيل»، «نابودكنندهصنعت و هنر» و امثال اين عناوين خطاب مىكردند! اما پروفسور آربرى با نقد ادبيانه و عالمانه خود، بر اين قبيل ياوهسرايىها خط بطلان مىكشد كه نويسندگان قديم مسيحيت از اين قبيل اباطيل راجع به اسلام فراوان نوشتهاند و متأسفانه همين اباطيل، مأخذ پژوهش قرار گرفته است و از آن اسفبارتر، محققانى كه در قرون اخير زاييده شدند، با تسلط كافى بر زبان و ادبيات عرب، همان شيوه و ساز و كار گذشته را پيش گرفتهاند.
چو دزدى با چراغ آيد، گزيدهتر برد كالا
نمونههايى از ياوه سرايىها و كينه توزىهاى غربيان
«پروفسور مارگوليوت» در كتابى كه درباره زندگى پيامبر (ص) نوشته است، آن حضرت را با بىشرمى و گستاخى، راهزن عربستان معرفى مىكند! اين خاورشناس نامى و محقق (!) دو چهرهاى را كه در ترجمه حال حضرتش از ايشان تصوير كرده عبارت است از: زهد و راهزنى! و مىگويد: جنبه دوم بر جنبه اول تقدّم دارد! به نظر اين خاورشناس معروف، پيغمبر (ص) هنگام اقامت در مدينه در رأس امّت غارتگرى جارى گرفته بود! به هر تقدير اين ياوهگويىها پايانى ندارد.
«ه. م. ك. شيرانى» در كتابش مىنويسد:
تاريخ اسلام در اروپا به صورتهاى متعددى درآمده است. نخستين انديشهاى كه مسيحيان از شخص پيغمبر (ص) در ذهن خود جاى داده و آن را شكل داده بودند، اين بود كه: محمّد خداى صحرانوردان و بيابان نشينها (اعراب) است كه امتيازات ملكوتى و الهى به او داده شده است و از آفريدهاى كه به عقيده عموم مسيحيان «عيسى مسيح» خداى حقيقى شناخته شده بود، محمّد خداى كاذب معرفى شده است. عامه مسيحيان باور كرده بودند كه محمّد به شكل بتى مورد پرستش است. «تاريخ شارل بزرگ»، تأليف «اسقف تورپين» كه مأخذ آن تصنيفها و سرودهها و حماسههاست، يكى از قديمترين و اولين آثارى است كه توصيف چنين بتى را در اختيار اطلاعات ما مىگذارد. مؤلّف اين تاريخ به ما مىگويد: «محمّدِ بت» كه صحرانشينان آن را مىپرستيدند، به دست شخص محمّد ساخته شده بود (!) وى در زمان حيات خود به وسيله يك دسته جنيان و شياطين با هنر سحر و جادو، داراى چنان نيروى غير قابل مقاومتى شده بود كه به هيچ وجه شكسته نمىشد. اين بت نسبت به مسيحيان عداوت خاصى داشت (!) و درنتيجه اين عداوت و سوء نظر، اگر مسيحيان جرئت و جسارت نزديك شدن به آن را به خود مىدادند، بلافاصله در معرض خطر قرار مىگرفتند! و نيز گفته بود كه اگر پرندگان هوا اتفاقاً روى آن مىنشستند، كر مىشدند ....![١]
آراى خاورشناسان غربى درباره قرآن كريم نيز مشحون از بد فهمى و سوء تعبير و قلب حقيقت و جعل و تزوير است به گونهاى كه «پروفسور حِتّى» كه خود عرب مسيحى است، با كمال جسارت مىنويسد:
محمّد با كمال بىباكى به تبليغ ادامه مىداد و افرادى را از پرستش خدايان كاذب به پرستش خداى يگانه (الله) دعوت مىكرد. وحى بدون انقطاع نازل مىشد. او كه به يهوديان و مسيحيان رشك مىبرد، از اين كه كتاب مقدسى دارند، تصميم گرفت تا ملّت او نيز كتاب مقدسى داشته باشند.[٢]
كار تعصّب اين جماعت مغرض به جايى كشيده بود كه در قرن بيستم، «لامنس» بلژيكى كه بعداً به تابعيت دولت فرانسه درآمد، بالغ بر چهل سال در سوريه و لبنان پس از تحصيل زبان و ادبيات عرب و تأليف كتابهايى در صرف و نحو عربى، صدها مقاله بر ضدّ اسلام در مطبوعات عربى و فرانسوى به چاپ رسانيد و بيش از سيصد كتاب و رساله (!) درباره اسلام نگاشت و به گفته «جورج جرداق» مسيحى، در ميان خاورشناسان هيچ كس به اندازه اين مرد در ادبيات و تاريخ عرب و اسلام مطالعه و تحقيق نداشته ولى تمام نيروهاى ذهنى خود را صرف حمله به اسلام نموده و كسى است كه به گفته مؤلّف كتاب المستشرقون هفده مرتبه دوره كتاب الأغانى را- كه جز افسانه و غزل ندارد- خوانده و از آن يادداشت برداشته و آن همه اباطيل و اكاذيب را به صورت مدرك تاريخى، مورد تحقيق و استفاده قرار داده است و از جمله تأليفاتش (!) كتابى است درباره فضايل و محامد معاويه (!) و حمله و تعرّض به حضرت على (ع)، به طورى كه مرحوم «علّامه قزوينى» ضمن شرح كتاب وفيات الأعيان، از او نام مىبرد و مىنويسد:
ادامه در صفحه ٦٣
پىنوشتها:
برگرفته از مقدمه كتاب خدمت و خيانت مترجمان قرآن، اثر پروفسور آربرى ترجمه و تحقيق محمد رسول دريايى، نشر انديشه اسلامى ١٣٨٣.
[١]. راسل، برتراند، اميدهاى نو، ص ١٦٨.
[٢]. آنچه در متن ترجمه مقدمهآربرى بر قرآن با نقل مستقيم توهينها و جعليات و افترائات مترجمان و مستشرقان آوردهام، صرفاً بازتابى مختصر از اباطيل غربيان و به خاطر رعايت امانت در ترجمه است، بدين لحاظ پوزش ما را پذيرا باشيد. (م)
[٣]. اسلام وغرب، چاپ شركت انتشار.
[٤]. تاريخ عرب، ص ١١٤.