ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - فصل تقسيم گل و گندم و لبخند
خدايا ما (در پيروى شيطان) بر خويش ستم كرديم و تو اگر ما را نبخشى و به ما رحمت و رأفت نفرمايى، سخت از زيانكاران شدهايم.[١]
آنگاه كمر همت به ميان بسته، قبضه شمشير صمصام را در پنجه مردانه خود به رقص آوريد، و از نهاد جان متبلور به ايمان تشيّع علوى يا على مدد گوييد. با دشمن سفّاك بجنگيد، سپس به قضاوت بنشينيد كه برد و پيروزى از آن كيست؟
بنگريد كه چگونه ابرهاى متراكم و سياه را از چهره آفتاب زدودهايد.
به تماشاى طلوع آفتاب ولايت نشسته و ظهور و حضور منجى را شادمانه فرياد كنيد.
اميرالمؤمنين (ع) فرمود:
اگر درون خود را زلالى آب و آيينه ببخشيد، نيتها پاك شوند، البته اعمال نيز پاكيزه گردد.[٢]
پىنوشتها:
[١]. مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، ج، ص: «إنّ الميّت منكم على هذا لأمر بمنزلة الضّارب بسيفه فى سبيل الله.»
[٢]. زرگر اصفهانى.
[٣]. فروغى قزوينى.
[٤]. حافظ.
[٥]. سوره بقره (٢)، آيه ٢١٠: «وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ».
[٦]. سوره مريم (١٩)، آيه ٧٥: «فَسَيَعْلَمُونَمَنْ هُوَ شَرٌّ مَكاناً وَ أَضْعَفُ جُنْداً وَ يَزِيدُ اللَّهُ الَّذِينَ اهْتَدَوْا هُدىً».
[٧]. سوره اعراف (٧)، آيه ٢٣: «رَبَّناظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ».
[٨]. آمدى، عبدالواحد، غررالحكم، ص ٩٣، ح ١٦٣٠. «لو خلصت النيّات لزكت الأعمال».
\*\*\*
فصل تقسيم گل و گندم و لبخند
|
چشمها پرسش بىپاسخ حيرانىها |
دستها تشنه تقسيم فراوانىها |
|
|
با گل زخم، سر راه تو آذين بستيم |
داغهاى دل ما، جاى چراغانىها |
|
|
حاليا! دست كريم تو براى دل ما |
سرپناهى است در اين بىسر و سامانىها |
|
|
وقت آن شد كه به گل، حكم شكفتن بدهى! |
اى سرانگشت تو آغاز گلافشانىها! |
|
|
فصل تقسيم گل و گندم و لبخند رسيد |
فصل تقسيم غزلها و غزلخوانىها ... |
|
|
سايه امن كساى تو مرا بر سر، بس! |
تا پناهم دهد از وحشت عريانىها |
|
|
چشم تو لايحه روشن آغاز بهار |
طرح لبخند تو پايان پريشانىها |