ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - غرب، تلويزيون و فرهنگ
تلويزيون، درسهايش را تمام كند. چنين روشى، نظم را در كودك نهادينه مىكند و جنبه اثباتى آن، اين است كه والدين تلويزيون را به عنوان جايزهاى براى كودك قرار مىدهند. علاوه بر اين، اگر پدر و مادر به همراه كودك در ديدن برنامه كودكان شركت كنند، حالتى از زندگى خانوادگى را كه معمولًا با تلويزيون ديدن از ميان رفته است ايجاد مىكنند. از سوى ديگر، اگر پدر و مادر نتوانند خود را براى بر عهده گرفتن نقشى فعال در اين زمينه آماده كنند، مشكلات فراوانى در اين زمينه بروز خواهد كرد.
قانونگذارى
قانونگذاران اخيراً سعى كردهاند كه ميزان خشونتى را كه كودكان هر روز از طريق تلويزيون شاهد آن هستند، قانونمند كنند. قانون «ارتباطات از راه دور» كه در سال ١٩٩٦ تصويب شد به نوعى محدوديتهاى والدين را بر آنچه كه كودكان تماشا مىكنند، تقويت كرد.
اولين قدم در اين زمينه، اين است كه والدين بايد در ايجاد محدوديت، نقش فعالى بر عهده گيرند. اين قانون، تعبيهV -Chip را در همه تلويزيونهاى جديد الزامى كرد.V -Chip اين امكان را ايجاد مىكند كه هر برنامه موردنظر از طريق دستگاه تلويزيون، قفل و ديدن آن غيرممكن شود.
به علاوه براى افزايش فعاليتهاى قانونگذارى، حركت ملى كه از سوى گروهTV -Free حمايت مىشود، به وجود آمده است. اين گروه، هر ساله، هفته بدون تلويزيون را برگزار مىكنند كه در آن كاهش تماشاى تلويزيون را به كودكان پيشنهاد مىكنند. مثلًا خواندن، صحبت كردن با ديگران، بازى و يا ساختن چيزها و والدين را به مشاركت فعال در اين كارها دعوت مىكند. پيشنهاد ديگر به والدين اين است كه متناسب با سن فرزندانشان آرا و عقايد سياسى و اجتماعى را با آنها به بحث بگذارند.
اين تلاشها، گامهايى كوچك در جهت حل مسئلهاى بزرگ است. اين مسئله، قابل طرح است كه همه راهحلهاى سازنده ما در برابر تخريبى كه تلويزيون متوجه جامعه مىكند، اصلاحاتى صرفاً سريع و موقتى است. آيا تلويزيون به عنوان يك قدرت مقتدر و واحد كه زندگىها را اداره مىكند ما را تهديد نمىكند؟ شايد اكنون اين گونه نباشد ولى چنين شرايطى هرگز غيرمحتمل نيست.
نقش رسانهها
در نهايت مىخواهم نقش رسانهها و چگونگى تأثير تلويزيون در شكلدهى به زندگى آمريكا را مورد بحث قرار دهم. «هجوم تلويزيون به مغز انسانها، رفتارهاى آنها را تغيير داده است. انسانها دائماً تصاويرى را كه ساخته رسانههاست كسب مىكنند؛ از اين رو، رفته رفته برداشت خود را از واقعيت كنار مىنهند و از مولّد بودن مىافتند».
جرى ماندر در اين بيان، ماهيت ادارهكننده رسانهها در عرصه پخش تلويزيونى را نشان مىدهد. او متذكر مىشود كه: «در طول آشوبهاى دهه ٦٠، رسانههاى خبرى، راهپيمايىهاى اعتراضآميز را به عنوان خشونت مطرح كردند و نظر راهپيمايان را در اين باره ناديده گرفتند. شهروندان موردنظر، حداكثر افشاگرى را به كار برده بودند تا حداقل، صداى آنها به گوش ديگران برسد، اما داستان آنها در تلويزيون تحريف شد و در روزنامهها رنگ عوض كرد».
تلويزيون ماشينى براى ساختن و دستكارى كردن است. وسيلهاى است كه كانونهاى خبرى با آن آرا و امور را شكل مىدهند تا تصوير موردنظر خود را بسازند. هزينه تلويزيون عمدتاً از سوى شركتهاى تجارى بزرگ تأمين مىشود، بنابراين تصاويرى را خلق مىكند كه به نفع و در جهت رضايت اين شركتها باشد.
با توجه به مثال راهپيمايان و معترضين سالهاى دهه ٦٠، مىتوان احتمال قوى داد كه عقايد و آرا و يا استدلالهاى معترضين آن سالها، برخلاف خواست شركتهاى تأمينكننده سرمايه شبكهها بوده است. بنابراين، اين شبكهها به خاطر از دست ندادن بخش زيادى از سرمايههاى خود، تصويرى زشت و منفى از معترضين، به بينندگان خود نشان مىدهند. تلويزيون و تكنولوژى براى چنين تحريفات و دستكارىهايى ساخته شدهاند. امروزه، تحريف و قلب واقعيت و ارائه يك تصوير ساختگى به گونهاى كه بيننده، اعتقاد غلطى پيدا كند، امرى معمول است.
نتيجهگيرى
من تحليل كاملى در مورد آثار تلويزيون بر جامعه انجام دادم؛ هرچند اين تحقيق، بيشتر در مورد جامعه آمريكا صدق مىكند، ولى مختص به آن نيست. نوآورىهاى تكنولوژى و رويكردهاى فلسفى كنونى در مورد اخلاق اطلاعرسانى به ظهور آنچه كه اكنون در عرصه تلويزيون شاهد آن هستيم، كمك كرده است. تلويزيون همچنين اثر به سزايى بر ميزان خشونت در جامعه ما داشته است، خصوصاً در مورد زندگى كودكان كه به تبع، منجر به قانونگذارى در اين زمينه شده است.
كيفيت زندگى ما و سلامت شخصى ما نيز تحت تأثير تلويزيون بوده است. اين تحقيق براى باز كردن چشمان افراد بر روى تأثير بسيار زياد تلويزيون بر زندگى ما صورت گرفته است. والدين بايد نقشى فعال در تماشاى تلويزيون از سوى فرزندانشان بر عهده بگيرند و ما بايد آگاهانه از تفاوت زندگى واقعى و دنياى ساخته و پرداخته تلويزيون باخبر باشيم.
پىنوشتها:
[١]. در شماره گذشته موعود گفتوگويى با اين صاحب نظر با موضوع تكنولوژى خنثى نيست ارائه شد.
[٢]. جرج اورل در كتاب ١٩٨٤ م خود جامعهاى را تصوير مىكند كه درآن «برادر بزرگتر» كه عنوان رهبر حزب حاكم بر كشور است، با استفاده از تكنولوژى پيشرفته نه تنها رفتار و حركات افراد را كنترل مىكند، بلكه احساسات، تمنيات و تفكرات آنها را نيز تحت نظر گرفته و سركوب مىكند. (مترجم).
برگرفته از: پايگاهwww .bashgah .net