ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣ - پرواز با يك بال
طبل مىكوبند.
مگر جز اين است كه تماميت نام و ياد حسين و مهدى (ع) در اصلاحگرى، احياگرى، و در «قيام و مجاهده» خلاصه شده است؟
مگر قيام و مجاهده، در خود و با خود، «وضعگيرى» و «اقدام» ندارد؟
آنگاه كه «وضعگيرى»، «قيام»، «اقدام» و «مجاهده» نيرو و توان از «معرفت» اخذ مىكند، به يكباره موجى سترگ مىآفريند. غرشى بىانتها، رعدى كوبنده كه تمامى اركان ابنيه شرك و نفاق و كفر را مىلرزاند.
هيهات كه بى اين «معرفت»، هر «وضع و قيام و اقدامى»، چون تيغ در كف زنگى مست است، زمينه را براى يورش قبيله عناد و الحاد و تضليل فراهم مىآورد. حتى اگر طوافخانه و قرائت قرآن باشد.
چه زيبا و ماندنى است خروج كاروان حسين (ع)، از جمع حاجيان، آن هنگام كه صحنه را خالى از «معرفت» درباره «امام زمان»، «امام مبين و حق» يافت. گويى كه همه درها براى رسيدن به حق بر مردمان بسته بود كه حسين روى به دشت نينوا گذارد.
معرفت درباره ريشه و بن «حق و باطل»، معرفت درباره مصداق و محلّ ظهور و ما به ازاء خارجى «حق و باطل»، در هر عصر و در ميان هر نسل است، همان گوهر گرانمايهاى كه به هر «وضع و اقدام ما» معنى مىبخشد چنان كه مذكور است:
من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتةً جاهليّةً[١]
هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد، بر مرگ جاهلى مرده است.
درست از همين جاست كه «ايمان» به ظهور مىرسد.
ايمان گنج نهفته و مرواريد سفته در صدف «تولّى و تبرّى» است ورنه حضرت اباعبدالله، امام صادق (ع)، نمىفرمود:
هل الايمان الّا الحبّ و البغض[٢]
آيا ايمان جز حب و دوستى و دشمنى است.
راز رفعت و عظمت و اهميت زيارت عاشورا در همين نهفته است. در جمله فرازهاى اين زيارت تولّى و تبّرى نمايان است و درباره آن تأكيد شده است. اين زيارت شريف «مرامنامه شيعه بودن» است.
آنكه در ميدان «گفت وگو» از مهدويت پاى مىنهد ناگزير به توجه و تذكر درباره اين دقايق، متناسب با زمانه و اهل زمانه است.
آنكه نان و خورش قرن پانزدهم را مىخورد و در كسوت مردم اين عصر مىزيد چگونه خود را از گفتوگو درباره مصداق حق و باطل، و مظاهر كفر و شرك و نفاق و عصيان و فسق و طغيان و شقاق و تضليل معذور مىدارد؟
چگونه است كه بغض خصم امام حسين (ع) را در دل مىپرورد امّا هيچ كينهاى و بغضى درباره خصم امام زمان، ارواحنالهالفداء در دل ندارد و حتى از بيان نام و نشان آنان نيز پرهيز مىكند؟
وااسفا به پرندهاى مىماند كه مذبوحانه در تلاش است تا با يك بال بپرد. بال تولّى بىهمراهى بال تبّرى هيچ پرندهاى را از زمين نمىكند.
تنها و تنها در پرواز با دو بال است كه «عزم و عهد» براى ماندن در قبيله اهل ايمان و اقدام آگاهانه معنى مىيابد.
معرفت دوسويه درباره امامت حق و كفر، به تولّى و تبّرى مىانجامد تا سالك كوى مهدوى، عزم و عهد خويش را راست كند. از جاى برخيزد، وضعگيرى كند، مجاهدانه به راه بيفتد تا شايد در خيل منتظران امامش را ملاقات كند.
از همين روست كه انتظار، عملى آگاهانه، همراه با آمادگى و مجاهده در سطوح مختلف فكرى، اخلاقى و عملى براى ساختن آينده مطابق برنامه و نقشه الهى است.
امام مبين، ساكت و بى وضع، چون ناظرى بىعمل در كنج و غارى خلوت نگزيده كه حجتى براى طالبانش باشد. با همه چيز و همه كس كار دارد. در همه سطوح و لايهها و شاهد بر گستره حضور و عمل جمله خلايق خداوند در همه سطوح و لايهها است. كه اگر چنين نبود نمىفرمود:
«نحن غير مهملين لمراعاتكم»، ما اهمال كار در كار شما نيستيم.
اگر عنايات و توجهات ما نبود مصائب زندگى شما را در بر مىگرفت و دشمنان شما را از بين مىبردند.[٣]
واى بر من و ديگرانى چون من كه سر در ميان برف پنهان داشتهاند و يا، كور و كر دشت و صحرا را، كوى و برزن را در مىنوردند و در هر فراز و نشيبى، بىمعرفت و حجت و اذن، وضعى و موضعى اخذ مىكنند و اهواء خويش را امام عمل و نظر مىسازند و از رحمتً للعالمين بخشش و رحمت و حور و قصور مطالبه مىكنند.
شايد اين اوّلين درس از كتاب مفصل «فرهنگ مهدوى» باشد كه بايد به خاطر سپرده شود.
«معرفت» در دو گستره و ميدان، رويى به قبيله مهر و ولايت دارد و رويى به قبيله شقاق و بىولايتى. وجهى به «عبوديت تام» مىانجامد و وجهى ديگر به «انانيت تام». در اين دو ميدان است كه لايهها و سطوح اعتقادى، اخلاقى و عملى ما را در معرض اتخاذ «وضع آگاهانه» فرا مىخواند. تا واسپس آن اقدام، و عمل معنى بيابد و جمله اعمال خرد و كلان روى به ديار مطلوب آورد. در ماه ربيع و فصل بهار، از بهار آفرين هميشه براى همه موعوديان گرامى، معرفت بزرگ را از ساحت مقدس آن امام مبين آرزومندم.
باشد تا تير دعا به هدف اجابت بنشيند. انشاءالله
سردبير
پىنوشتها:
[١]. مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج ٨، ص ٣٤٨.
[٢]. كلينى، محمدبن يعقوب، الكافى، جلد ٢، ص ١٢٥، ح ٥.
[٣]. مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج ٥٣، ص ١٧٥.