ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٨ - كليساهاى مخالف مسيحيت صهيونيستى
برقرار كند. البته اين شورا از هماهنگ كردن موضعگيرىهاى مخالفش با مسيحيت صهيونيستى با كليساهاى ديگر كه در اين مسئله با آن همرأىاند، غافل نبوده است. مانند كليساى شيخيه، كليساى روشمند، معمدانى و كليساى اسقفى.
موضع كليساى كاتوليكى در برابر مسيحيت صهيونيستى
كليساى كاتوليك در ايالات متحده نه تنها از جريان مخالفت با مسيحيت صهيونيستى دور نبوده، بلكه بسيار زود، يعنى از حدود ١٠٠ سال پيش با آن اعلام مخالفت كرده است. در ماه مى ١٨٩٧ اين كليسا متوجه شد كه اين جريان به دنبال بهانهها و مجوزهاى دينى مسيحى براى سيطره بر فلسطين، بنابراين، اين كليسا بيانيهاى صادر و در آن بيان كرد:
بىشك بازسازى قدس براى اين كه مركز حكومت اسراييل باشد و از اين طريق دوباره معبد سليمان ساخته شود، با پيشبينىهاى خود مسيح در تناقض است. مسيح فرموده است، عامه مردمان (غير يهوديان و غير مسيحيان) تا آخرالزمان يعنى تا پايان دوران آن مردمان، در قدس خواهند بود.
واتيكان نيز موضعگيرى مشابه با موضعگيرى كليساى كاتوليك در ايالات متحده داشت. واتيكان انديشهها و ديدگاههاى مسيحيت صهيونيستى را ردّ كرد و به مخالفت با تلاشهاى سياسى آنها و همپيمانى آنها با صهيونيسم يهودى براى برپايى يك وطن قومى و ملى براى يهوديان پرداخت و آن را نادرست دانست. واتيكان علت مخالفت خود را اين دانست كه، دعاوى مسيحيت صهيونيستى با كتاب مقدس و روح مسيحيت در تضاد است و اين باعث زيان رساندن به مسيحيان شرقى مىشود، به ويژه اگر آنها موفق شوند دولتى (يهودى) در فلسطين به وجود آورند.
در سال ١٩١٧ پاپ پنديكت پانزدهم در شرحى بر بيانيه بالفور گفت: «يهوديان هيچ حاكميت و مالكيتى بر سرزمين مقدس (فلسطين) ندارند.
در پانزدهم ماه مى ١٩٢٢، واتيكان، يادداشتى رسمى به سازمان ملل متحد فرستاد و در آن برپايى يك وطن قومى و ملّى براى يهوديان در فلسطين انتقاد كرد و اظهار داشت: غير ممكن است پاپ در اين مورد امتيازهايى بدهد يا حقى براى آنان قائل شود. پاپ پيوس دوازدهم نيز كه جانشين پنديكت پانزدهم شد، در اين مورد موضعگيرى مشابهى داشت.
اين مخالفت تا زمان برپايى حكومت اسراييل در سال ١٩٤٨ ادامه داشت. پس از آن، تغييرى لاهوتى در موضعگيرى كليساى كاتوليكى به وجود آمد و آن زمانى بود كه يهوديان، توانستند مردان دينى بزرگ «كليساى كاتوليك» را قانع كنند كه وجودشان در خاورميانه به خاطر مبارزه با كمونيسم الحادى و جلوگيرى از گسترش آن است.
اين موضعگيرى در زمان زمامدارى جان كندى اولين