ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٦ - نگرانى هاى حضرت مهدى (ع)
است اگر تلاش و كوشش و استقامتى در كار نباشد.
پروردگارا، به دانشجويان و دانش پژوهان امت من، شوق و استقامت در تعليم و توفيق تلاش و كوشش عطا بفرما!
... و على المستمعين بالإتّباع و الموعظة.
گويا حضرت اشاره به اين حقيقت مى كنند كه در عصر غيبت، به تدريج مردمانى هم كه اهل مسجد و منبر بوده و به مواعظ دينى گوش مى دهند، عمل به دين، در ميان آنها كمتر مشاهده خواهد شد. تنها شنيدن و دانستن حقايق و به به و چه چه زدن دردى را دوا نمى كند، همان گونه كه تنها با ديدن انواع غذاها و ميوه ها و يا دانستن اسامى آنها شكم انسان هرگز سير نمى شود.
پس پروردگارا، به مستمعين امت من، پيروى از دانسته ها و مواعظ دينى و روحيه پندپذيرى عطا بفرما!
... و على مرضى المسلمين بالشّفاء و الرّاحة، و على موتاهم بالرّأفة و الرّحمة.
پروردگارا، به همه بيماران امت من شفا و راحتى و بر اموات آنها رأفت و مهربانى هديه بفرما!
... و على مشايخنا بالوقار و السّكينة.
پيرى در انسان، يكى از فرصت هاى طلايى براى ذخيره توشه قيامت و برزخ است. از نظر تعاليم اسلامى، انسان وقتى پيرتر مى شود خود به خود، بخش زيادى از مشغله ها و تكلفات دنيوى او تعطيل مى گردند و فرصت بهترى براى ذكر و ياد خدا و جبران مافات پيدا مى كند.
از لحاظ تجربى هم، ما مى بينيم كه معمولًا انسان هاى پير، از دو عنصر بسيار مهم در رفتار خود برخوردارند كه اين دو عنصر در آنها نيست به جوانان و ميانسالان بيشتر است: اول: وقار و متانت. و دوم: سكينه و آرامش.
اما گويا، درگذشت زمان، همانگونه كه ما هم اكنون برخى از نشانه هاى آن را مشاهده مى كنيم، اين دو خصلت در پيران هم كمتر پيدا خواهد شد. انسان مى بيند كه برخى پيران چگونه حرص و ولع آنها نسبت به مال و منال دنيوى و شهوات و لغويات بيشتر شده است و يا برخى از آنها از نظر اخلاق و رفتار و منش، از بسيارى از جوانان هم، سبك تر و هوايى ترند.
نقل است كه وجود نازنين حضرت صادق (ع) يك وقت از كنار آبى مى گذشت كه عكسش داخل آب افتاد و حضرت ديدند كه تعدادى از موهاى صورتشان سفيد گشته است، زمين نشست و با وجدانش مدت ها با آه و حسرت هم صحبت شد؛ مى گفت: سفيدى موهايت هويدا شد و ديگر وقت سفر نزديك است، ولى چه با خود دارى؟ و چه اندوخته اى؟! ....
پروردگارا، به پيران امت من، متانت و آرامش كافى عطا كن!
... و على الشّباب بالإنابة و التّوبة.
و اما چه مسئله اى است كه امام زمان (ع) را در مورد جوانان جوامع اسلامى نگران ساخته است؟
آنچه كه وجود نازنين امام زمان (ع) از آن نگران است گستردگى انحراف عقيدتى و اخلاقى در ميان جوانان مسلمان است. مخصوصاً امروزه با پيدايش انواع مسيرهاى انحراف عقيدتى و اخلاقى و تهاجمات فرهنگى، اين خطر عظيم روز به روز جدى تر مى شود.
آرى، در روايات زيادى از شيعه و سنّى، اين نگرانى عظيم ياد شده و به مردمان آخرالزمان در مورد آن هشدار داده اند.
پس پروردگارا، به همه جوانان امت من توفيق توبه و بازگشت به سوى خوبى ها و اخلاقيات و عمل به دين عطا بفرما!
... و على النّساء بالحياء والعفّة.
حدود ٢٠ آيه در قرآن كريم درباره موازين حجاب و عفّت يك زن مسلمان وجود دارد و تقريباً ٣٠٠ روايت هم از اهل بيت عصمت و طهارت (ع) در اين زمينه به ما رسيده است، كتاب هاى فراوانى هم در اين زمينه منتشر شده است[١] كه علاقمندان به مطالعه در اين خصوص را به آن كتاب ها ارجاع مى دهيم و در اينجا تنها به چارچوبى از مباحث مربوطه اشاره مى كنيم. بخشى از اين آيات و روايات به بيان احكام محرم و نامحرم و همچنين سن بلوغ و سن شرعى زن و مرد براى رعايت موازين حجاب و عفت اختصاص دارند؛ بخش ديگرى از آنها به بيان اهميت حجاب و عفت و همچنين فلسفه هاى آن از ديدگاه اسلامى مى پردازند؛ و بقيه آنها را مى توان در چند بخش زير تقسيم بندى نمود:
١. حدود حجاب و عفت اسلامى (اينكه چه محدوده اى از بدن و يا موهاى زن واجب است كه در مواجهه با نامحرمان پوشانده شود).
٢. كيفيت حجاب و عفت اسلامى (اينكه لباس اجتماعى زن، علاوه بر محدوده پوشش خود، از لحاظ شكل و رنگ و كيفيت چه شرايطى بايد داشته باشد).
٣. مقوله عفت، كه خود در چند قسم مختلف بحث شده است: عفت چشم، عفت دهان و گفتار، عفت در زيور و زينت و آرايش، عفت در اختلاط با نامحرمان و رعايت مسئله حريم، عفت در خلوت با نامحرمان، عفت در لمس و تماس بدنى با نامحرمان، و عفت در رفتار و كردار مختلف اجتماعى.
و بخشى ديگر از اين آيات و اخبار، به متفرقات ديگرى در اين زمينه همچون: بيان احوال و اوضاع حجاب و عفت در آخرالزمان، وظايف پدر و مادر در خصوص حجاب و عفت فرزندان خود، وظايف مسئولين حكومتى در اين خصوص، و ... پرداخته اند.
فلذا امام زمان (ع) دعا مى كنند: پروردگارا، به زنان امت من، حيا و عفت ارزانى دار!
... و على الأغنياء بالتّواضع و السّعة، و على الفقراء بالصّبر و القناعة.
از منظر تعاليم ارزشمند اسلامى، فقر و غنا هيچ كدام به تنهايى موجب عزت و يا ذلت انسان ها نمى باشند. به عبارتى ديگر، نه فقر به تنهايى ضدّ ارزش است و نه ثروت و غنا ارزش. نه فقير به خاطر فقرش مستوجب ملامت است و نه ثروتمند به خاطر داراييش سزاوار تكريم. و به قول حافظ شيرين سخن:
عيب درويش و توانگر به كم و بيش بد است كار بد مصلحت آن است كه مطلق نكنيم
از نظر اسلام، چه فقير و چه ثروتمند اگر هر كدام به وظايف خود عمل كنند و آن گونه كه خداوند مى خواهد رفتار