ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٥ - تأسيس دنياى اومانيستى
به گيوتين سپرده شدند و كشور غرق در خون شد. حتى رهبران انقلاب خود نتوانستند از چنين وحشىگرى بگريزند و يكى پس از ديگرى قربانى گيوتين شدند.
در قرن نوزدهم «سوسياليزم» از تصورات امكان ايجاد اخلاق بدون وجود مذهب متولد شد و نتايج فجيعترى به بار آورد. سوسياليزم به طور فرضى طالب جامعهاى عادل وبرابر بود كه در آن استثمار وجود نداشته باشد و بدين منظور پيشنهاد داد مذهب را از بين ببرند. با اين حال در قرن بيستم در كشورهايى چون شوروى، بلوك شرق، چين، هندوچين، كشورهاى مختلف آفريقا و آمريكاى مركزى مردم را در معرض بيچارگى و مصيبت وحشتناكى قرار داد. نظامهاى كمونيستى شمار باورنكردنى را به قتل رساندند. رقم كلى به حدود ١٢٠ ميليون نفر مىرسد. علاوه بر اين برخلاف آنچه ادعا مىشد عدالت و برابرى هيچ گاه در هيچ كشور كمونيستى برقرار نشد. رهبران كمونيست حاكم شامل طبقهاى از برگزيدگان بودند. (ميلووان دجيلاس، متفكر اهل يوگوسلاوى در كتاب خود با عنوان طبقه جديد[١] تشريح مىكند كه رهبران كمونيسم برخلاف ادعاهاى سوسياليسم دست به ايجاد «طبقه ممتاز» زدند.)
امروز نيز با نگاه به فراماسونرى كه دائماً به بيان رسمى نظريات خود مبنى بر «خدمت به جامعه» و «فداكارى در راه بشريت» مىپردازد، به پيشينه درستى دست نمىيابيم. ماسونرى در بسيارى كشورها كانون ارتباطات جهت رسيدن به منابع مادى نامشروع بوده است. در رسوايى لژ ماسونى ايتاليا در دهه ١٩٨٠، ارتباط نزديك ميان ماسونها و مافيا افشا شد و آشكار گرديد كه مديران لژ به فعاليتهايى چون قاچاق اسلحه، تجارت مواد مخدر و پولشويى مشغول بودند. در رسوايى بزرگ لژ شرقى فرانسه در سال ١٩٩٢ و در «عمليات پاكى» در انگلستان، فعاليتهاى لژهاى ماسونى در كسب منافع نامشروع افشا شد.
اين حوادث اجتنابناپذيرند چون همانگونه كه ذكر كرديم، اخلاق تنها در جامعهاى محقق مىشود كه تأديب اخلاقى مذهبى وجود داشته باشد. بنياد اخلاق از غرور و خودپسندى عارى است و كسانى به آن دست مىيابند كه به مسئوليت خود در برابر خداوند پى بردهاند. خداوند در سوره حشر، پس از صحبت از فداكارى مؤمنان مىفرمايد:
مسلماً كسانى كه از بخل و طمع نفس خود در امان بمانند به رستگارى واصل مىشوند.
اين است اساس حقيقى اخلاق. در سوره فرقان ذات واقعى مؤمنان حقيقى چنين تشريح شده است:
بندگان مؤمن الرحمان كسانى هستند كه بدون تكبر و خودنمايى در زمين راه مىروند و در برخورد با جاهلان به گفتن سلام و خداحافظى قناعت مىكنند. و بندگان مؤمن الرحمان كسانى هستند كه شب را در محضر آفريدگارشان در حال سجده و نماز مىگذارنند. و بندگان مؤمن الرحمان كسانى هستند كه به استغاثه عرض مىكنند: «خدايا به لطف و كرمت ما را از عذاب جهنم مصون بفرما كه شكنجهاى سخت و طولانى و دائمى است. و بندگان مؤمن الرحمان كسانى هستند كه انفاق و بخشش نه اسراف مىكند و نه خست مىورزند بلكه ميانهرو هستند ... و براى آفريدگار خود شريكى قائل نمىشوند ... و چون ذكر آيات و معجزات الهى به ميان آيد بىتفاوت و بىاعتنا و كور و كر نسبت به آن حقايق الهى نمىمانند.[٢]
وظيفه اصلى مؤمنان اين است كه با خضوع در برابر خداوند سر تسليم فرود آورند؛ نه اينكه با مشاهده آيات او روى برگردانند، گويى نه مىشنوند و نه مىبينند. چنين وظيفهاى فرد را از خودخواهى نفس، هوسهاى دنيايى و جاهطلبىها در امان مىدارد. اين نوع اخلاق تنها به اين وسيله حاصل مىشود. به همين سبب در جامعهاى كه عشق و خشوع الهى و ايمان به خداوند وجود ندارد، اصول اخلاقى برپا نمىشوند و چون هيچ چيز به طور كامل تعيين نمىشوند هر كس بر مبناى خواسته خود خوب و بد را تعيين مىكند.
تأسيس دنياى اومانيستى
فلسفه اومانيستى كه ماسونها به آن مباهات مىكنند، بر انكار ايمان به خداوند و پرستش انسان و ستايش او به جاى خداوند بنا نهاده شده است. در اينجا سؤال مهمى مطرح است: آيا اين عقيده مختص ماسونهاست يا اينكه آنها مىخواهند ديگران نيز آن را بپذيرند؟
با نگاه به نوشتههاى ماسونى به آسانى به جواب سؤال مىرسيم. هدف اين سازمان گسترش فلسفه اومانيستى در سراسر جهان و ريشهكنى مذاهب توحيدى (اسلام، مسيحيت و يهوديت) است.
به عنوان نمونه در مقالهاى كه در نشريه معمار سينان به چاپ رسيده آمده است:
ماسونها در پى مبدأ مفاهيم شرارت، عدالت و درستكارى، در آن سوى دنياى مادى نيستند. ايشان معتقدند اينها برآيند موقعيت اجتماعى فرد، ارتباطات اجتماعى او و آنچه در حيات خود در كوشش رسيدن به آن است مىباشد