ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٠ - ديدار چهارده قلب و قلب چهاردهم
ديدار چهارده قلب و قلب چهاردهم
بهاره كمالى سروستانى
در پستى و بلندى آبشاران ميعادگاه عشق، پير طريقت را ديدم. از او ره پرسيدم، كجاييم و كجا رويم؟
گفت: جانا! دل با خود صاف دار! عشق را هدف كن! سفرى پرخطر و دراز است. در صحراى خشك سرزمين بى محبتى كه بنفشه ها مرده اند و گل هاى سرخ پژمرده اند و سبزه ها جامه غم بر تن كرده اند، فرود آمده اى. به ديار چهارده قلب رو، سراغ قلب چهاردهم را بگير و او را با خود به اين سرزمين آر. با آمدن او نسيم گل ها شروع به وزيدن مى كند و با انگشت در خانه خورشيد را مى زند و فلك را با خود همراه مى سازد و به خاك خشك اين سرزمين قدم مى نهد.
و در ميعادگاه عاشقان چه زيباست به ميهمانى گل ها رفتن، از آن سوى مرزها قاصدك عشق را پذيرفتن، به پيشواز عشق رفتن، مقدم حق و عدالت را پاس داشتن.
و چه رؤيايى است يك حرف از هزاران حرف شنيدن!
پس به گل ها بگوييد به ياد عطر خوش بوى دل انگيزشان