ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - سيماى حضرت مهدى در كلام نبوى
پيش از او، نويد آمدنش را داده اند، آگاه باشيد كه او برگزيده و انتخاب شده خداوند است، آگاه باشيد كه او آنچه بگويد از پروردگارش مى گويد و هشداردهنده به امر ايمان است. ٣ و مردم را به يارى، اطاعت و پيروى از او فرا مى خواند. همانى كه خداوند متعال تمام معجزات انبياء و اوصياء (ع) را به دست مباركش جارى مى سازد. ٤
پيامبر رحمت و رأفت بياناتى درباره شأن، مقام و منزلت حضرت مهدى (ع) در پيشگاه خداوندگار بزرگ دارند كه به اجمال به چند نمونه از آنها اشاره مى كنيم:
حضرت مهدى (ع) يكى از هفت آقاى اهل بهشت
پيامبر اكرم (ص) شأن و منزلت فرزندش مهدى (ع) را در بهشت اين گونه مى داند:
ما، سروران اهل بهشت از فرزندان عبدالمطلب هستيم، من، حمزه (ع)، على (ع)، جعفر (ع)، حسن و حسين (ع) و مهدى (ع). ٥
ابن ابى الحديد طى حديث مرسلى آنها را سروران روز قيامت و آقايان اهل دنيا مى داند. ٦
بهشت مشتاق حضرت مهدى (ع)
بهاى انسان ها چيزى جز بهشت نيست، به فرموده حضرت اميرالمؤمنين (ع) نبايد خود را به چيزى كمتر از بهشت فروخت، ٧ حال با اين همه اگر بهشت مشتاق كسى باشد چگونه است؟ حضرت رسول اكرم (ص) بهشت را مشتاق درك وجود حضرت مهدى (ع) مى داند:
بهشت مشتاق چهار نفر از اهل بيت من است، خداوند آنها را دوست مى دارد و مرا امر كرده است تا آنها را دوست بدارم، على بن ابيطالب (ع)، حسن و حسين (ع) و مهدى (ع) كه عيسى بن مريم (ع) پشت سر او نماز مى خواند. ٨
حضرت مهدى (ع) طاووس بهشتيان
از آنجا كه طاووس زيباترين مخلوقات است، هر آنچه را مى خواهند به زيبايى و جمال متصّف كنند از آن با طاووس نام مى برند، بهشتيان زيبارويانند و برترين آنها از نظر جمال حضرت مهدى (ع) است. چرا كه پيامبر فرمودند:
مهدى (ع) طاووس اهل بهشت است. ٩
جزاى پيروى و نافرمانى از آن حضرت
پيروى از حضرت مهدى (ع) سبب نجات و نافرمانى از امر آن حضرت سبب هلاكت، اطاعت وى اطاعت خداوند و نافرمانى وى نافرمانى خداوند است.
در زيارت آل ياسين آمده است: اى مولاى من (اقرار مى كنم) كسى كه با تو مخالفت كند، شقى و بدبخت است و خوشبخت و سعادتمند كسى است كه از تو فرمان ببرد و مطيع تو باشد. ١٠ اين گونه است كه اطاعت از امام مهدى (ع) مايه نجات و سرباز زنى از فرامين او مايه هلاكت است. دراين باره پيامبر اكرم (ص) مى فرمايند:
قائم (ع) از فرزندان من است، نام او نام من و كنيه او كنيه من است، شكل او شكل من و سنت او سنت من است، مردم را بر دين و آئين من به پا مى دارد و آنها را به سوى كتاب پروردگارم فرا مى خواند. كسى كه او را اطاعت كند مرا اطاعت كرده است و كسى كه او را نافرمانى كند، از من نافرمانى كرده است. كسى كه در دوران غيبت منكر او باشد مرا انكار كرده است و كسى كه او را تكذيب كند مرا تكذيب كرده است و همچنين كسى كه او را تصديق كند مرا تصديق كرده است. من از تكذيب كنندگانم درباره امر او و انكاركنندگان گفتارم درباره او و گمراهان امتم از راه او، به خدا شكايت مى كنم، آنهايى كه ظلم كرده اند به زودى خواهند دانست كه به چه كيفرگاه و محل انتقامى بازخواهندگشت. ١١