ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٢ - سازمان وكالت
ابزارهاى ارتباطى مناسب است چون يكى از مهم ترين نقش هاى اين سازمان نقش ارتباطى آن بوده است. يكى از مهم ترين راه هاى ارتباطى، نامه و مكاتبه با امام معصوم (ع) بوده است. ارتباط حضورى هم بوده است؛ كه غالباً خود وكلا با امام ملاقات مى كردند. گاهى هم ارتباط به وسيله پيك صورت مى گرفته است البته در موارد نادرى هم ارتباط به روش خرق عادت گزارش شده است.
انتخاب عضو براى اين سازمان صرفاً توسط خود امام معصوم (ع) صورت مى گرفته است و اين موضوع دقت ائمه (ع) و حساسيت اين مطلب است و امام اين انتخاب را اعلام مى كرد يعنى نامه اى به افراد شاخص و شناخته شده در آن منطقه مى فرستاد و اين مسئله را مطرح مى فرمود.
نكته ديگر نظارت امام بر رفتار وكلا و همچنين رفتار شيعيان با وكلاست. براى مثال در «نيشابور» با نماينده حضرت امام حسن (ع)- ابراهيم بن عبده- بدرفتارى مى شود و آن حضرت نامه عتاب آميزى به عموم شيعيان نيشابور مى نويسد؛ و يا گاهى لازم بوده است وكلا از خطر مصون بمانند. نمونه جالبى درعصرغيبت صغرى وجود دارد كه دستگاه حكومت عباسى تصميم مى گيرد وكلاى حضرت مهدى (ع) را شناسايى كند و عده اى جاسوس را نزد كسانى كه احتمال مى دادند از وكلا هستند مى فرستند كه توقيعى از طرف امام به وكلا صادر مى شود كه يكى از اين وكلا «احمدبن محمدبن جعفرفغان قمى» است كه وكيل برجسته اى در اين زمان است و محضر نائب اول و دوم را نيز درك كرده است و دستور داده مى شود از اين به بعد از دريافت وجوه شرعى و ارتباط به عنوان وكيل خوددارى كنند و يكى از اين جاسوس ها به ملاقات احمدبن جعفر مى رود و مى گويد من يك سرى وجوه شرعى دارم كه مى خواهم به امام تقديم كنيد و ايشان اين فرد را رد مى كند. بعد از مدتى هم كه رفع خطر مى شود مجدداً از طرف امام دستور مى رسد كه به كار خود ادامه دهيد.
نظارت دقيق ائمه (ع) باعث شد كسانى كه مى خواستند به گونه اى به اين سازمان ضربه بزنند نتوانند كارى از پيش ببرند.
متأسفانه با توجه به بررسى هاى انجام شده تعداد ١٤ نفر هم وجود داشتند كه سابقه وكالت دارند ولى به خاطر طبع ذلت پذير بشريشان منحرف شدند و به فساد گراييدند و به مجرد اينكه اينها راهشان را عوض كردند مقابله امام نيز شديدتر شد، نمونه اش وكيل امام هادى (ع) به نام «فارس بن حاتم بن ماهويه قزوينى» است كه وقتى اين فرد منحرف مى شود، شروع به اختلاس اموال سازمان وكالت مى كند و امام (ع) به طور محدود به بعضى از شيعيان خبر مى دهد و آنها را بر حذر مى دارد و همين طور اين انحراف- كه صرفاً مالى هم نبوده و از جهت گفتار و اعتقاد هم بوده است- بيشتر مى شود تا جايى كه با يكى از وكلاى راستين حضرت به نام «على بن جعفر» برخورد مى كند، امام نيز به مقابله خود شدت مى بخشد و توقيع عمومى صادر مى كند و شيعيان را از ارتباط با اين فرد برحذر مى دارد و وقتى اين فرد به راه خود اصرار مى ورزد، امام حكم قتل او را صادر مى كند كه از نمونه هاى معدود تاريخى است كه امام حكم قتل يكى ازشيعيان را كه منحرف مى شود صادر مى كند. و اين حكم توسط «جنيد» اجرا مى شود و امام وعده بهشت را به جنيد مى دهند و معروف به «جنيد قاتل فارس» مى شود.
كار ديگرى كه ائمه (ع) در اين تشكيلات به عنوان رهبر سازمان انجام مى دادند برخورد با مدعيان دروغين وكالت يا بابيت است. به جز «شلمقانى» كه وكيل بود و ادعاى بابيت كرد حدود ١٥ نفر ديگر هستند كه ادعاى بابيت براى امام كرده اند كه اكثراً درعصر غيبت صغرى است، و ائمه (ع) كذب ادعاى اين افراد را به جامعه شيعه اعلام كرده اند و حتى دستور به لعن اين افراد داده اند.
\* نحوه پراكندگى وكلا در شهرهاى مختلف به چه صورت بوده است آيا امام در هر شهرى وكيلى داشته اند و يا اين تقسيم به صورت منطقه اى بوده است؟
حدود چهار ناحيه كلى وجود دارد كه يكى «ناحيه جزيرة العرب» است كه شامل مكه، مدينه، يمن و بحرين مى شود و ديگرى «ناحيه عراق» كه شامل ٧ شهر كوفه، بغداد، سامرا، مدائن و نواحى اطراف آن و منطقه واسط و بصره و منطقه نصيبين و موصل و «ناحيه شمال آفريقا» يعنى مصر و مغرب و «ناحيه ايران» كه بسيار متنوع است؛ مهم ترين مناطق آن عبارتند از: منطقه قم، آبه و رى، قزوين، همدان، دينه ور و قرميسين- كه نام دو منطقه در نزديكى كرمانشاه است- آذربايجان، اهواز و بالاخره خراسان و ماوراءالنهر كه شامل مناطق بيهق (سبزوار)، نيشابور، مرو، بلخ، كابل، سمرقند، كش و بخارا مى شود.
به نظر مى رسد تقسيم وكلا براى حضور در مناطق مختلف، به اعتبار محدوده جغرافيايى است كه در آن زمان وجود دارد. اگر به گستردگى حضور وكلا در اين مناطق توجه كنيم بيانگر نقش مهم اين سازمان و چگونگى رهبرى جامعه توسط ائمه (ع) است.