ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - اشاره
تفكر عاشورايى و انقلاب اسلامى
منتخبى از مقالات كنفرانس يهود
اشاره
گردانندگان پوشيده ومخفى استكبار و امپرياليسم كه جز «يهوديان صهيونيست» نيستند، باتجربه توسعه وبسط فرهنگ وتمدن غربى دراقصى نقاط جهان و مشاهده ظهور تمايل ساكنان شرق وغرب به تجربه وكسب «مدرنيته» وقبول قراردادها وقوانين مربوط به آن كه ازسوى سازمانهاى- به ظاهر بين اللمللى- اعمال مىشوند، گمان كردند دوره استيلاى تام وحكومت بلامنازعه جهانى اولاد اسرائيل رسيده است اما درست در آن هنگام كه سوداى اين حكومت رادرسرمى پروراندند، «ستاره اى بدرخشيد وماه مجلس شد.»
زلزله اى كه تمامى اركان تاريخ پانصد ساله غربى وتمامى عناصر فرهنگى، اجتماعى وسياسى آن را به لرزه درآورد. اين واقعه درهيچيك از محاسبات آنان وارد نشده بود واز روى غرور آمارو ارقام، تصور اين تحول بزرگ را هم نمى كردند، تاچه رسد به فراهم آوردن تمهيدى براى كنترل وبازداشتن آن ازسيرى فزاينده.
تدبير مدبر آسمانى و توجه سكاندار هستى- حضرت صاحب الامر (ع)- عرض ادب وانجام تكليف صميمانه ميليونها مرد و زن درشيعه خانه اهل بيت (ع)، چنان واقعهاى راسبب شدكه تاريخ سراغ نداشت. گوييا سنتى همهگير، ثابت ولايتغير ظهور كرد؛ سنتى كه حاصل اجتماع اراده پروردگار، نظر ائمه دين (ع) همت مردانه وعزم جزم تابعين ومسلمانان پيرو شريعت محمد و ال محمد (ص) بود.
بهمن ١٣٥٧، وقتى و عطيه اى آسمانى بودكه مشيت حضرت ربّ الارباب را محقق ساخت تا مقدمهاى باشد براى ديگرگونى عظيم و تحولى كه با ظهور مقدس حضرت ولى عصر (ع) براى هميشه تا ابدالآباد باب فتنه ودسيسه وكينهورزى اولاد اسرائيل وفرزندزادگان شرك وكفر و نفاق عليه عبوديت وديندارى و دينداران بسته مى شود.
حسب همين حيرانى و آشفتگى بود كه درسال ١٩٨٤ با هراس وشتاب بنىاسرائيل جمعى از خاورشناسان وشيعهشناسان را در «تلآويو» (فلسطين اشغالى) به گردهم آوردند تا شايد راز اين رستاخيز بزرگ (انقلاب اسلامى) وشكست جمله تمهيدات عمله يهود (امريكاوغرب) برملاشود؛ شايدكه راه گسترش آن سد شود.
حاصل اين گردهمآيى كتابى بود باعنوان: تشيع، مقومت و انقلاب كه قسمتهايى از آن ترجمه و منتشر شده است.
فرازهايى ازاين اثر رابرگزيده ايم تاخوانندگان موعود بيش از پيش واقف گستره وژرفاى واقعهاى شوند كه دريك عبارت دست خدا رادرپشت خود داشت، وبس.
آثار وسيعى كه انقلاب اسلامى به وجود آورده است، نشان مىدهد كه چگونه [امام] خمينى برانگيزندهترين موضوعات مذهب شيعه را در جهت جنبش خود به كار بسته است؛ سياسى كردن