ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - تشيع به روايت امام خمينى
مراسم ساليانه عاشورا، يا همان فاجعه كربلا، يكى از نمونههاى بارز اين اقدام است. در برگزارى سنتى مراسم عاشورا، هدف از سوگوارى براى امام حسين آن است كه شفاعت او را به دست آورند. شركتكنندگان در اين مراسم، با غم و اندوه سوگوارى مىكنند و خودآزارى [سينهزنى و زنجيرزنى] به عنوان نشانهاى از عزادارى مرسوم است. عاشوراى سنتى، تظاهراتى است براى نشان دادن دلسوزى نسبت به امام حسين شهيد و نيز طلب رستگارى از طريق سوگوارى.
اما در دهههاى اخير، مراسم عاشورا سياسى شد و شخصيتهاى اصلى آن، يعنى امام حسين شهيد و مخالف جبار او- يزيد- به مظاهر مبارزه هميشگى ميان ظلم و رستگارى مبدل شدند. در هر عصر، يزيدى جديد ظهور مىكند و مبارزه با ظالم، بر هر فرد مؤمنى واجب است. ديگر نبايد براى حسين [ع] دلسوزى كرد، بلكه مىبايست به او به عنوان قهرمان مبارزه عليه هرگونه نابرابرى و مظهر فداكارى و شهادت در راه حق تأسى جست. در مراسم عاشوراى سال ١٩٧٨ (١٣٥٦ شمسى) بسيج تودهها عليه رژيم پهلوى، ابعاد بىسابقهاى يافت. در آن سال، [امام] خمينى آنقدر پيش رفت كه مراسم سنتى خودآزارى و عزادارى را به خاطر راهپيمايىها متوقف كرد. شور انقلابى از زنده كردن خاطره فاجعه كربلا مايه مىگرفت.[١]
تشيع به روايت [امام] خمينى
شهادت حسين [ع]
تأكيد بر شهادت در عقيده [امام] خمينى نشان مىدهد كه شهادت، نقش مهم و ويژهاى در تشيع ايفا مىكند. تفكر سنى به هيچ وجه يا مفهوم شهادت بيگانه نيست اما اين مفهوم در اين تفكر از مقام محورى برخوردار نيست، زيرا اسلام سنى از يك شخصيت مذهبى مانند امام حسين [ع] كه در راه عقيده خود فدا شده باشد، الهام نمىگيرد. اما در تشيع اثناعشرى، موضوع شهادت حسين [ع] و تا حدى كمتر، شهادت ساير ائمه [ع]، محورى است. حسين [ع] با قربانى كردن جان خود در راه اسلام تكليف نسلهاى بعدى شيعيان را با موضوع مهم رنج و مشقت (تحمل دشوارى در راه آرمان خود) مشخص كرد. همه ساله در ماه محرم و در روز عاشورا- يعنى سالروز مرگ [شهادت] حسين [ع]- با برگزارى مراسم پرشور و شرح وقايع جانگداز كربلا، خاطره شهادت او گرامى داشته مىشود؛ اين موضوع به آئينهاى تشيع مضمونى فوقالعاده احساساتى مىبخشد.
اما يادآورى اين موضوع به خودى خود، مردان جوان را براى شهادت، يا حتى براى فعاليت، مهيا نمىسازد. [امام] خمينى مىداند كه مردم فقط هنگامى جان خود را فدا مىكنند كه با احساس نوميدى دريابند كه ديگر چيزى ندارند كه از دست بدهند.
«ايالات متحده» نبايد تصور كند كه مىتواند بر مردم ستم روا دارد، زيرا مردم بيكار خواهند نشست. ايالات متحده ديد كه چگونه جوانانش (در بيروت) منفجر شدند. اين حادثه همچنان ادامه دارد. شما هر اندازه سعى كنيد كه مانع اين حوادث شويد، مردم جانشان به لب رسيده است و ... دست به خودكشى مىزنند. وقتى كسى جانش به لب نرسيده باشد، براى بيرون راندن شما از خاكش دست به خودكشى نخواهد زد.[٢]